رویکرد بالینی و ارزیابی آزمایشگاهی بیماری کلیه در سگ و گربه از اتینجر

آموزش دامپزشکی · بیماری‌های داخلی · کلیه

رویکرد بالینی و ارزیابی آزمایشگاهی بیماری کلیه

راهنمای کامل تشخیص آزوتمی، تفسیر GFR، پروتئینوری، آنالیز ادرار، نشانگرهای زیستی نوین، و تصویربرداری کلیوی — قدم‌به‌قدم و از پایه، برای دانشجویانی که می‌خواهند منطق پشت هر عدد آزمایشگاهی را واقعاً بفهمند.

بخش: XX — بیماری کلیه
فصل: ۲۹۹
نویسندگان: هریت ام. سایم | روزان جپسون
پیش از شروع: این فصل پر از مخفف‌های تخصصی است (GFR، BUN، SDMA، UPCR و...). برای اینکه گیج نشوید، فهرست کامل مخفف‌ها را همین پایین به‌صورت مرجع گذاشته‌ایم — هر وقت یک مخفف را فراموش کردید، برگردید همین‌جا. همچنین هر جا نموداری در متن اصلی وجود داشت، یک جعبه‌ی سبزآبی با عنوان «تفسیر نمودار» جداگانه معنای آن را باز می‌کند، و هر جا مفهوم پایه‌ای مطرح شود، جعبه‌ی آبی «ساده‌اش کنیم» کمک‌تان می‌کند.
فهرست مخفف‌ها (مرجع سریع)
AKI آسیب حاد کلیوی
AT آنتی‌ترومبین
AUC سطح زیر منحنی
BUN نیتروژن اوره‌ی خون
CKD بیماری مزمن کلیوی
CT توموگرافی کامپیوتری
DTPA دی‌اتیلن‌تری‌آمین‌پنتااستیک اسید
EDTA اتیلن‌دی‌آمین‌تترااستیک اسید
eGFR نرخ فیلتراسیون گلومرولی تخمینی
FE دفع کسری
FGF23 فاکتور رشد فیبروبلاست ۲۳
FNA آسپیراسیون با سوزن ظریف
GFR نرخ فیلتراسیون گلومرولی
IRIS انجمن بین‌المللی علاقه‌مندان به کلیه
IV داخل وریدی
K پتاسیم
kDa کیلودالتون
KIM1 مولکول آسیب کلیوی ۱
LMW وزن مولکولی پایین
Na سدیم
NGAL لیپوکالین مرتبط با ژلاتیناز نوتروفیلی
PD پرنوشی
PE معاینه‌ی فیزیکی
PLN نفروپاتی پروتئین‌ازدست‌دهنده
PU پرادراری
RBC گلبول قرمز
RI شاخص مقاومتی
R/UC کلیرانس کلیوی/ادراری
SDMA سیمتریک دی‌متیل‌آرژینین
TEG ترومبوالاستوگرافی
UA آنالیز ادرار
UACR نسبت آلبومین به کراتینین ادرار
UPCR نسبت پروتئین به کراتینین ادرار
US سونوگرافی
USG وزن مخصوص ادرار
WBC گلبول سفید
WDT تست محرومیت از آب
عملکرد کلیه در سلامت و بیماری
عملکرد کلیه‌ی سالم

عملکرد کلیه‌ها تنظیم حجم و ترکیب مایع خارج‌سلولی از طریق تولید ادرار است. ادرار حاصل از تشکیل یک اولترافیلترای پلاسما توسط نفرون‌ها در عرض سد فیلتراسیون گلومرولی است که شامل حل‌شونده‌ها، پروتئین‌های کوچک، و سایر اجزای غیرسلولی خون می‌شود. حجم اولترافیلترای تشکیل‌شده عمدتاً توسط تعداد نفرون‌های فعال تعیین می‌شود، اما تحت تأثیر فشار هیدرواستاتیک درون کلاف مویرگی گلومرولی نیز قرار دارد. پس از فیلتراسیون، ترکیب این مایع با ترشح و بازجذب حل‌شونده‌ها و آب هنگام عبور از طول نفرون تغییر می‌کند. در یک حیوان سالم، تحت شرایط فیزیولوژیک طبیعی، کمتر از ۱٪ از مایعی که توسط گلومرول فیلتر می‌شود، در نهایت به‌صورت ادرار دفع می‌شود.

ساده‌اش کنیم
کلیه را می‌توان مثل یک «کارخانه‌ی پالایش دوباره» تصور کرد: ابتدا گلومرول تقریباً همه‌چیز کوچک را از خون صاف می‌کند (اولترافیلتراسیون)، اما بعد بدن ۹۹٪ از این مایع صاف‌شده را دوباره از توبول‌ها پس می‌گیرد و فقط کمتر از ۱٪ آن به‌عنوان ادرار نهایی دفع می‌شود. یعنی کلیه نه‌تنها فیلتر می‌کند، بلکه بیشتر کارش «تصمیم‌گیری هوشمندانه» درباره‌ی چه‌چیزی نگه‌دارد و چه‌چیزی دور بریزد است.
عملکرد کلیه در بیماری

شایع‌ترین حالت این است که بیماری کلیوی زمانی تشخیص داده می‌شود که نرخ فیلتراسیون گلومرولی (GFR) کاهش یافته باشد (که معمولاً به‌صورت آزوتمی شناخته می‌شود) و این کاهش ناشی از بیماری مزمن کلیوی (CKD) یا آسیب حاد کلیوی (AKI) باشد (فصل‌های ۳۰۰ و ۳۰۱). بیماری کلیوی همچنین ممکن است در حیواناتی با پروتئینوری ناشی از آسیب سد فیلتراسیون گلومرولی تشخیص داده شود (فصل ۳۰۲). نقایص توبولی کلیوی می‌توانند ترکیب ادرار (و پلاسما) را تغییر دهند (فصل ۳۰۳) یا باعث اوروليتیازیس شوند (فصل‌های ۳۰۸ و ۳۰۹). کلیه همچنین دارای عملکردهای اندوکرینی حیاتی است و در حفظ فشار خون نقش اساسی دارد (فصل ۲۳۶).


رویکرد تشخیصی به بیماری کلیه
سابقه (History)

بررسی سگ یا گربه برای بیماری کلیوی اغلب با نگرانی صاحب حیوان درباره‌ی پرادراری/پرنوشی (PU/PD؛ فصل ۵۳)، اورمی، لمس غیرطبیعی کلیه، ادم (فصل ۳۰)، یا آسیت (فصل ۲۱) آغاز می‌شود. کمتر شایع است که بیماری کلیوی تنها پس از انجام آزمایش‌های خون و ادرار روتین «سلامت‌سنجی» یا در حیوانی با علائم غیراختصاصی، مانند افسردگی و بی‌اشتهایی، مشکوک شود. پلی‌دیپسی (PD) به‌صورت مصرف آب بیش از ۱۰۰ میلی‌لیتر بر کیلوگرم در روز در سگ‌ها (و احتمالاً نصف این مقدار در گربه‌ها) تعریف شده است. حتی اگر این آستانه از آن عبور نکند، افزایش مشاهده‌شده در تشنگی می‌تواند معنادار باشد. حجم ادرار تولیدشده به‌ندرت به‌طور دقیق کمّی‌سازی می‌شود، اگرچه برخی صاحبان متوجه می‌شوند که ادرار شفاف‌تر یا رقیق‌تر به نظر می‌رسد.

مهم است که پرادراری (PU) را از پولاکیوری (با حجم کم)، دیزوری، یا بی‌اختیاری ادراری افتراق دهیم، که این‌ها عموماً مشکلات دستگاه ادراری تحتانی هستند نه کلیه‌ها (فصل‌های ۵۳ و ۵۴). همچنین کاملاً شایع است که بیماری در دستگاه ادراری تحتانی و فوقانی هم‌زمان وجود داشته باشد؛ برای مثال، PU بی‌اختیاری ادراری را بدتر می‌کند، پیلونفریت معمولاً از عفونت صعودی دستگاه ادراری (UTI) ناشی می‌شود، و ضایعات انسدادی می‌توانند باعث آزوتمی پس‌کلیوی شوند. CKD آزوتمیک ممکن است علائم غیراختصاصی، مانند اشتهای ضعیف و/یا کاهش وزن، ایجاد کند. علائم چشمی فشار خون بالا (هایفما، میدریازیس، کوری؛ فصل ۱۳) در گربه‌های مبتلا به CKD شایع‌تر از سگ‌هاست، هرچند شیوع آن قابل‌مقایسه است. سگ‌ها و گربه‌های مبتلا به AKI اغلب سابقه‌ای از علائم غیراختصاصی اخیر دارند (بی‌حالی، بی‌اشتهایی؛ فصل ۳۰۰). گاهی حیوانات مبتلا به AKI سابقه‌ای از بلع شناخته‌شده‌ی سم یا دریافت داروهای تجویزشده‌ی بالقوه نفروتوکسیک دارند (فصل ۱۳۵).

ساده‌اش کنیم
یک اشتباه رایج در معاینه‌ی اولیه: پرادراری با حجم زیاد (PU) خیلی فرق دارد با پولاکیوری (رفتن مکرر به توالت اما با حجم کم هر بار). PU معمولاً نشانه‌ی مشکل کلیوی است؛ پولاکیوری معمولاً نشانه‌ی مشکل مثانه یا مجرای ادراری تحتانی (مثل سیستیت) است. این افتراق ساده، مسیر تشخیصی شما را کاملاً متفاوت می‌کند.
معاینه‌ی فیزیکی (PE)

باید یک معاینه‌ی فیزیکی کامل در هر حیوان مبتلا به بیماری کلیوی انجام شود (فصل ۳). کلیه‌ها باید از نظر اندازه، کانتور، و شواهد درد هنگام لمس ارزیابی شوند. کلیه‌های گربه به‌راحتی لمس می‌شوند، اما در سگ‌ها اغلب شناسایی قطعی آن‌ها دشوار است. اندازه‌ی مثانه می‌تواند مهم باشد: یک مثانه‌ی بزرگ در حیوانی که اخیراً ادرار کرده نشان‌دهنده‌ی PU است، سفتی و تورم مثانه می‌تواند نشان‌دهنده‌ی انسداد باشد، و یک مثانه‌ی خالی در حیوانی که ادرار نکرده می‌تواند نشان‌دهنده‌ی الیگوری باشد.

وضعیت هیدراتاسیون می‌تواند در حیوانات مبتلا به بیماری کلیوی غیرطبیعی باشد. دهیدراتاسیون و/یا هیپوولمی می‌تواند به دنبال PU رخ دهد یا در ایجاد AKI نقش داشته باشد. ادم و/یا آسیت از ویژگی‌های سندروم نفروتیک هستند اما می‌توانند در اثر بیش‌آبی (overhydration) در سگ‌ها و گربه‌های اولیگو-آنوریک نیز ایجاد شوند (فصل‌های ۲۱، ۳۰، ۱۲۰). گربه‌ها به‌ویژه در برابر ایجاد افیوژن پلورال و دیس‌پنه (فصل ۳۷) با بیش‌آبی (overhydration) آسیب‌پذیرند.

حیوانات مبتلا به CKD ممکن است وضعیت بدنی ضعیفی داشته باشند. زمانی که CKD در حیوانات جوان در حال رشد رخ می‌دهد، بدشکلی فک بالا و پایین («فک لاستیکی» ناشی از استئودیستروفی فیبروزی؛ ویدئوی ۱۶۲.۱) می‌تواند رخ دهد، اگرچه این نادر است. حیوانات مسن‌تر گاهی دچار شکستگی‌های پاتولوژیک به‌دلیل اختلال معدنی و استخوانی مرتبط با CKD (MBD) می‌شوند. غشاهای مخاطی ممکن است در CKD به‌دلیل کم‌خونی رنگ‌پریده باشند. زخم اورمیک مخاط دهانی (شکل ۲۹۹.۱) و نکروز نوک زبان می‌تواند در صورت شدید بودن آزوتمی حضور داشته باشد، اما بین بیماری حاد و مزمن افتراق ایجاد نمی‌کند.

تفسیر نمودار — شکل ۲۹۹.۱
این شکل، زخم‌های اورمیک در محل اتصال لب‌ها را در یک گربه‌ی مبتلا به آسیب حاد کلیوی (AKI) نشان می‌دهد. این زخم‌ها زمانی که آزوتمی گربه—که در نتیجه‌ی بلع گل سوسن (Lily) ایجاد شده بود—بهبود یافت، التیام پیدا کردند. نکته‌ی مهم: وجود زخم اورمیک دهانی به‌تنهایی به شما نمی‌گوید بیماری حاد است یا مزمن؛ فقط نشان می‌دهد آزوتمی شدید است. تشخیص «سوسن» به‌عنوان عامل نیز نکته‌ی حیاتی است: گربه‌ها به بلع یا حتی لیسیدن گرد‌ه‌ی گل سوسن بسیار حساس‌اند و این می‌تواند AKI شدید ایجاد کند.
فشار خون، معاینه‌ی فوندوس

فشار خون باید در تمام حیوانات مبتلا به بیماری کلیوی اندازه‌گیری شود (فصل ۹۱). معاینه‌ی فوندوس نیز باید انجام شود، به‌ویژه زمانی که فشار سیستولیک بیشتر از ۱۶۰ میلی‌متر جیوه باشد (فصل ۱۳).

افتراق بیماری حاد از مزمن
تعاریف و ویژگی‌های مشترک

حیاتی است که حیوانات مبتلا به CKD را از آن‌هایی که AKI دارند افتراق دهیم. حیوانات مبتلا به AKI ممکن است بهبود یابند (فصل ۳۰۰)، در حالی که CKD وضعیتی غیرقابل‌برگشت است که حداقل ۳ ماه حضور دارد. با وجود از‌دست‌رفتن دائمی نفرون‌های فعال در CKD، نفرون‌های باقی‌مانده ممکن است دچار هیپرتروفی شده و خون در گردش را بیش‌ازحد فیلتر کنند. افتراق بیماری حاد از مزمن معمولاً بر اساس تاریخچه و معاینه بالینی انجام می‌شود: سابقه‌ی طولانی‌مدت PU/PD، کاهش وزن به‌دلیل اشتهای ضعیف، وضعیت بدنی ضعیف، و کیفیت پوشش موی ضعیف، ویژگی‌های شایع CKD هستند. این ویژگی‌ها همیشگی نیستند و ممکن است علل دیگری داشته باشند.

اندازه و شکل کلیه می‌تواند سرنخ‌های ارزشمندی درباره‌ی حاد یا مزمن بودن آزوتمی فراهم کند (اندازه‌ی طبیعی یا بزرگ‌شده، شکل طبیعی، گاهی احساس تورژید غیرطبیعی، شواهد درد برای حاد؛ یا کوچک و/یا نامنظم در شکل، به‌ویژه در گربه‌ها، برای مزمن). تصویربرداری تشخیصی می‌تواند اطلاعات بیشتری برای ارزیابی عینی اندازه و کانتور کلیه، همراه با ارزیابی معدنی‌شدن (mineralization) و از‌دست‌رفتن معماری داخلی سازگار با مزمن‌بودن، فراهم کند.

ساده‌اش کنیم
یک قانون سریع برای امتحان و کلینیک: کلیه‌های کوچک و نامنظم = احتمالاً مزمن؛ کلیه‌های طبیعی یا بزرگ همراه با درد = احتمالاً حاد. اما این قانون قطعی نیست — بعضی بیماری‌های مزمن (مثل آمیلوئیدوز یا لنفوم) می‌توانند کلیه را بزرگ نگه دارند، پس همیشه باید کنار سابقه و سایر یافته‌ها تفسیر شود.
آزمایش‌های روتین خون و ادرار

کم‌خونی غیرجبران پذیر (Nonregenerative anemia) می‌تواند در CKD حضور داشته باشد (فصل ۱۷۲)، اما کم‌خونی همچنین می‌تواند در حیوانات مبتلا به AKI رخ دهد، مثلاً با بیش‌آبی (overhydration) (فصل ۱۲۰)، لپتوسپیروز (فصل ۱۹۲)، یا هیپوآدرنوکورتیسیسم (فصل ۲۹۶). خون‌ریزی یا همولیز می‌تواند باعث هیپوکسی/افت فشار خون شود، که می‌تواند به‌عنوان عاملی محرک برای AKI عمل کند. کم‌خونی همیشه ناشی از بیماری مزمن نیست، به‌ویژه کم‌خونی‌های جبران پذیر (regenerative anemias) (فصل‌های ۵۷، ۱۷۴).

هیپرکالمی اغلب با AKI و به‌ویژه با علل پس‌کلیوی آزوتمی مرتبط است. با این حال، هیپرکالمی ممکن است در سگ‌های مبتلا به CKD که «رژیم‌های کلیوی» “renal diets” دریافت می‌کنند رخ دهد، به‌ویژه اگر هم‌زمان با مهارکننده‌های آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACE) یا مسدودکننده‌های گیرنده‌ی آنژیوتانسین درمان شوند.

UA کامل هنگام بررسی آزوتمی در سگ یا گربه الزامی است. نتایج UA می‌تواند سرنخ‌های ارزشمندی فراهم کند (فصل ۷۰)؛ مثلاً پیوری (pyuria)، باکتریوری (bacteriuria)، و کست‌های سلول سفید با پیلونفریت سازگارند؛ کریستال‌های کلسیم اگزالات مونوهیدرات نشان‌دهنده‌ی مسمومیت با اتیلن گلیکول است؛ گلوکوزوری یوگلیسمیک نشان‌دهنده‌ی اختلال عملکرد توبولی پروگزیمال است. پیلونفریت و اختلال عملکرد توبولی پروگزیمال می‌توانند حاد یا مزمن باشند. تعداد زیاد کست‌های گرانولار، و کست‌های سلول اپیتلیال توبولی کلیوی، نشان‌دهنده‌ی نکروز حاد توبولی هستند.

تصویربرداری

نادراً، تمایز بیماری حاد از مزمن پس از بررسی نتایج آزمایش‌های روتین خون و ادرار همچنان نامشخص باقی می‌ماند. در این وضعیت، رادیوگرافی فک بالا/پایین برای ارزیابی از‌دست‌رفتن لامینا دورا، معاینه‌ی سونوگرافی غدد پاراتیروئید برای شناسایی هیپرتروفی سازگار با مزمن‌بودن، و از نظر تئوری، اندازه‌گیری هموگلوبین کربامیله ( carbamylated hemoglobin که بازتاب‌دهنده‌ی غلظت اوره‌ی غالب است؛ از نظر تجاری در دسترس نیست) ممکن است مفید باشند. بیوپسی کلیوی نیز گاهی برای افتراق بیماری حاد و مزمن استفاده می‌شود.

افتراق آزوتمی پیش‌کلیوی، کلیوی، و پس‌کلیوی
آزوتمی کلیوی در برابر پیش‌کلیوی

افتراق علل پیش‌کلیوی از کلیوی آزوتمی می‌تواند با اندازه‌گیری وزن مخصوص ادرار (USG؛ فصل‌های ۶۲ و ۷۰) کمک شود. اگر USG بیشتر از ۱.۰۳۰ در سگ‌ها یا بیشتر از ۱.۰۳۵ در گربه‌ها باشد، آزوتمی معمولاً منشأ پیش‌کلیوی دارد، با برخی ملاحظات. برخی گربه‌های مبتلا به CKD با وجود آزوتمی، توانایی تغلیظ ادرار (بیشتر از ۱.۰۳۵ تا ۱.۰۴۰) را حفظ می‌کنند. سگ‌ها و گربه‌های آزوتمیک با بیماری اولیه‌ی گلومرولی نیز ممکن است توانایی تغلیظ را حفظ کنند.

برعکس، حیوانات مبتلا به آزوتمی پیش‌کلیوی تنها در صورتی می‌توانند ادرار را تغلیظ کنند که مکانیسم‌های توبولی/مجرای جمع‌کننده سالم باشند. اگر هایپرتونیسیته‌ی مدولاری حداقلی وجود داشته باشد، ادرار تغلیظ‌شده نمی‌تواند تولید شود؛ مثلاً هیپوناترمی در هیپوآدرنوکورتیسیسم، مصرف رژیمی بسیار محدود از نظر پروتئین، یا تداخل با عملکرد توبولی یا مجرای جمع‌کننده (دیورتیک‌ها، دیابت بی‌مزه‌ی اولیه یا ثانویه؛ فصل‌های ۵۳ و ۲۸۲). آزوتمی پیش‌کلیوی با تجویز مایعات داخل وریدی (IV) (یا کاهش دوز دیورتیک‌ها) و مستندسازی رفع یا بهبود آزوتمی تأیید می‌شود.

آزوتمی پس‌کلیوی

آزوتمی پس‌کلیوی معمولاً از سابقه و PE مشکوک می‌شود، با علائم مرتبط با انسداد یا پارگی دستگاه ادراری تحتانی (فصل‌های ۵۴ و ۱۲۷). تصویربرداری تشخیصی ممکن است برای تشخیص انسدادهای جزئی یا یک‌طرفه‌ی حالب لازم باشد. اگر مایع در حفره‌ی رتروپریتونئال یا پریتونئال حضور داشته باشد، باید نمونه‌ای برای آنالیز جمع‌آوری شود (فصل ۸۵)؛ غلظت کراتینین بیشتر از دو برابر مقدار آن در خون، با پارگی دستگاه ادراری سازگار است. از آنجا که ادرار یک محرک شیمیایی است، التهاب نوتروفیلی غیرسپتیک شایع است، اما میزان خون‌ریزی و التهاب همراه متغیر است.

ساده‌اش کنیم
یک نکته‌ی کاربردی برای یادآوری: اگر USG بالا باشد اما آزوتمی هم وجود داشته باشد، احتمالاً مشکل پیش‌کلیوی است (مثلاً دهیدراتاسیون شدید) — چون کلیه هنوز توانایی تغلیظ ادرار را دارد و فقط به‌خاطر کم‌آبی بدن، مواد زائد در خون تجمع کرده‌اند. اما اگر USG پایین باشد (ایزوستنوریک یا هیپوستنوریک) و آزوتمی هم وجود داشته باشد، مشکل واقعاً از خودِ کلیه است.
ارزیابی شدت بیماری

انجمن بین‌المللی علاقه‌مندان به کلیه (IRIS) یک طرح مرحله‌بندی برای CKD و یک طرح درجه‌بندی برای AKI ایجاد کرده است که به‌طور گسترده استفاده می‌شوند (فصل‌های ۳۰۰ و ۳۰۱).


تشخیص‌های آزمایشگاهی عملکرد کلیه
نرخ فیلتراسیون گلومرولی (GFR)
GFR — استاندارد طلایی سنجش عملکرد کلیوی
عوامل کلیدی و اندیکاسیون‌ها

ارزیابی مستقیم GFR استاندارد طلایی برای سنجش عملکردهای فیلتراسیون و دفع کلیه است. GFR کلی، مجموع GFRهای تک‌نفرونی از هر دو کلیه است. عوامل کلیدی تعیین‌کننده‌ی GFR شامل فشارهای انکوتیک و هیدرواستاتیک پلاسما و اولترافیلترا درون فضای بومن، به‌همراه سطح مویرگی برای فیلتراسیون و نفوذپذیری است. نتیجه، «ضریب اولترافیلتراسیون» نامیده می‌شود (جعبه‌ی ۲۹۹.۱). نشانگرهای GFR ویژگی‌های کلیدی دارند: باید آزادانه فیلتر شوند، به پروتئین‌های پلاسما متصل نشوند و در گردش نباشند، تحت بازجذب قرار نگیرند یا توسط توبول‌ها ترشح نشوند، و نباید خودشان GFR را تغییر دهند یا برای کلیه‌ها سمی باشند.

جعبه‌ی ۲۹۹.۱ — نرخ فیلتراسیون گلومرولی
GFR = Kf [(P_GC − P_b) − (pi_GC − pi_b)]
  • Kf: ضریب اولترافیلتراسیون
  • P_GC: فشار هیدرواستاتیک مویرگ گلومرولی
  • P_b: فشار هیدرواستاتیک فضای بومن
  • pi_GC: فشار انکوتیک مویرگ‌های گلومرولی
  • pi_b: فشار انکوتیک فضای بومن

GFR می‌تواند برای ارزیابی عملکرد کلیوی در حیواناتی مشکوک به بیماری کلیوی غیرآزوتمیک، غربالگری بیماری کلیوی زودرس (مثلاً نژادهایی با نفروپاتی شناخته‌شده‌ی جوانی یا بزرگسالی)، یا پیش از تجویز داروهای بالقوه نفروتوکسیک که در آن‌ها می‌توان دوز را تنظیم کرد، مفید باشد. هیچ دلیلی برای ارزیابی GFR در حیوانات مبتلا به CKD آزوتمیک، جایی که کراتینین نشانگر مناسبی است، وجود ندارد.

چندین روش برای تخمین مستقیم GFR در سگ و گربه ارزیابی و اعتبارسنجی شده‌اند.

کلیرانس کلیوی/ادراری (R/UC) نشانگرها

R/UC نرخی است که یک ماده‌ی فیلترشده از یک حجم مشخص از پلاسما توسط کلیه‌ها به داخل ادرار پاک‌سازی می‌شود، و اطلاعاتی درباره‌ی مقدار نشانگر ظاهرشده در ادرار در واحد زمان فراهم می‌کند. ارزیابی R/UC نیازمند این است که مقدار ماده—خواه اگزوژن یا اندوژن—هم در پلاسما و هم در ادرار طی یک دوره‌ی زمانی مشخص سنجیده شود (جعبه‌ی ۲۹۹.۲)، که معمولاً نیازمند قرار دادن کاتتر ادراری است. نشانگرهای کلیرانس شامل اینولین، کراتینین (اندوژن/اگزوژن)، و یوهگزول هستند. در حالی که R/UC اینولین مدت‌ها استاندارد طلایی در نظر گرفته شده، کراتینین یا یوهگزول اندوژن/اگزوژن بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرند.

جعبه‌ی ۲۹۹.۲ — محاسبه‌ی کلیرانس ادراری/کلیوی و پلاسمایی یک نشانگر
کلیرانس ادراری/کلیوی: C = (Uv × Uc) / Pc
  • C: کلیرانس (میلی‌لیتر بر دقیقه)
  • Uv: نرخ جریان ادرار (میلی‌لیتر بر دقیقه)
  • Uc: غلظت حل‌شونده در ادرار
  • Pc: غلظت حل‌شونده در پلاسما
کلیرانس پلاسمایی: C_plasma = D / AUC
  • C_plasma: کلیرانس نشانگر در پلاسما (میلی‌لیتر بر دقیقه)
  • D: دوز ماده‌ی تجویزشده
  • AUC: سطح زیر منحنی غلظت پلاسمایی در برابر زمان
کلیرانس پلاسمایی نشانگرها

کلیرانس پلاسمایی یک نشانگر طبق جعبه‌ی ۲۹۹.۲ محاسبه می‌شود. سطح زیر منحنی (AUC) از طریق به‌دست‌آوردن غلظت پلاسمایی نشانگر در فواصل زمانی متعدد برای یک مدت از پیش تعیین‌شده به‌دست می‌آید. مدل‌های فارماکوکینتیک متفاوتی می‌توانند برای تعیین AUC بسته به آنالیت و فرکانس نمونه‌گیری استفاده شوند (شکل ۲۹۹.۲). آنالیت‌ها شامل عوامل کنتراست (یعنی یوهگزول، گادولینیوم)، کراتینین اگزوژن، رادیوایزوتوپ‌ها (یعنی سدیم یدوهیپورات [۱۲۵I])، اتیلن‌دی‌آمین‌تترا‌استیک اسید-۵۱کروم (EDTA)، و دی‌اتیلن‌تری‌آمین‌پنتا‌استیک اسید-۹۹mتکنسیوم (DTPA) هستند. از آنجا که استفاده از رادیوایزوتوپ‌ها محدودیت‌هایی دارد، کلیرانس پلاسمایی کراتینین یا یوهگزول رایج‌ترین روش‌های مورد استفاده در عمل بالینی هستند. عوامل کنتراست مانند یوهگزول در انسان با AKI مرتبط بوده‌اند، اما در سگ این خطر بسیار پایین در نظر گرفته می‌شود.

تفسیر نمودار — شکل ۲۹۹.۲ (مدل‌های محاسبه‌ی GFR از کلیرانس پلاسمایی)
این شکل چهار روش ریاضی مختلف برای محاسبه‌ی GFR از روی افت غلظت یک نشانگر در پلاسما طی زمان را نشان می‌دهد. در هر چهار نمودار، محور افقی «زمان» و محور عمودی «لگاریتم غلظت پلاسمایی نشانگر» است — یعنی هرچه زمان می‌گذرد، نشانگر از خون پاک می‌شود و منحنی افت می‌کند.

A) مدل تک‌کمپارتمانی (One-compartment models): ساده‌ترین مدل — فرض می‌کند نشانگر بلافاصله در کل بدن پخش شده و فقط از یک «انبار» واحد دفع می‌شود. یک خط مستقیم (خط‌چین) روی داده‌ها رسم می‌شود. مشکل این مدل: چون توزیع اولیه‌ی سریع نشانگر را نادیده می‌گیرد، معمولاً GFR را بیش‌برآورد می‌کند.

B) مدل دوکمپارتمانی (two-compartment model): واقعی‌تر است — فرض می‌کند نشانگر ابتدا سریع از خون به مایع بینابینی بدن (فاز آلفا) پخش می‌شود، و بعد به‌آرامی از طریق کلیه دفع می‌شود (فاز بتا). دو خط شیب‌دار (آلفا و بتا) با هم ترکیب می‌شوند تا AUC دقیق‌تری به‌دست آید.

C) مدل غیرکمپارتمانی (non-compartmental model): هیچ فرض خاصی درباره‌ی نحوه‌ی پخش‌شدن نشانگر در بدن نمی‌کند؛ به‌جای آن، مساحت زیر منحنی را با جمع‌کردن ذوزنقه‌های کوچک (روش ذوزنقه‌ای ریاضی) محاسبه می‌کند. دقیق‌تر است اما به نمونه‌گیری‌های بیشتری نیاز دارد.

D) تکنیک شیب-عرض از مبدأ (Slope-intercept technique): یک میان‌بر عملی — وقتی فقط چند نمونه از فاز پایانی (فاز دفع کلیوی) در دسترس باشد، از همان‌ها برای تخمین GFR استفاده می‌کند. مشکل: چون فاز اولیه‌ی توزیع نادیده گرفته می‌شود، GFR بیش‌برآورد می‌شود (مثلث نارنجی نشان‌دهنده‌ی این خطاست)، و این خطا در بیماران با GFR نزدیک به طبیعی بزرگ‌تر است. یک فرمول تصحیحی برای جبران این خطا اعمال می‌شود.

نکته‌ی عملی: هرچه مدل ساده‌تر باشد (نمونه‌گیری کمتر)، دقتش کمتر و خطای بیش‌برآورد GFR بیشتر است؛ این یک مصالحه‌ی همیشگی بین «عملی‌بودن در کلینیک» و «دقت علمی» است.
تجویز رادیوایزوتوپ با سینتی‌گرافی

استفاده از DTPA یا ۵۱کروم-EDTA، امکان تخمین GFR کلیه‌ی منفرد را فراهم می‌کند که برای برنامه‌ریزی نفرکتومی جزئی یا کامل مفید است. این ارزیابی اطلاعاتی درباره‌ی GFR قابل‌بازیابی، مثلاً پس از رفع انسداد، فراهم نمی‌کند.

تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) یا توموگرافی کامپیوتری (CT)

عوامل کنتراست رادیویی (یوهگزول یا گادولینیوم) و تصویربرداری پیشرفته برای فراهم‌کردن تخمین کلی و کلیه‌ی منفرد از جذب کلیوی، مشابه سینتی‌گرافی، استفاده شده‌اند.

تکنیک‌های نوین

این‌ها شامل: ۱) کلیرانس پلاسمایی نشانگرهای فلورسنت‌برچسب‌دار، مثلاً سینیسترین؛ ۲) ارزیابی ترانس‌کوتانئوس نشانگرهای فلورسنت‌برچسب‌دار؛ و ۳) فلورسانس رادیومتریک فیبراپتیک هستند.

GFR تخمینی (eGFR)

در انسان، GFR به‌طور معمول از غلظت پلاسمایی کراتینین یا سیستاتین C با استفاده از معادلاتی که شامل سن، جنس، نژاد، و اندازه‌گیری‌های اندازه‌ی بدن که بازتاب‌دهنده‌ی توده‌ی عضلانی هستند، تخمین زده می‌شود. تاکنون تنها یک مطالعه تلاش کرده چنین معادله‌ای را برای گربه‌ها فرمول‌بندی کند، اما eGFR مزیت قابل‌توجهی نسبت به استفاده‌ی تنها از کراتینین ارائه نداد.

مقادیر مرجع

پیش از تفسیر، اندازه‌گیری GFR، صرف‌نظر از روش، نیازمند استانداردسازی برای کاهش اثرات وزن بدن، نژاد، جنس، و سن است. بنابراین GFR معمولاً بر حسب وزن بدن بیان می‌شود، با فرض اینکه رابطه بین وزن بدن و GFR خطی است. اگرچه مقادیر دقیق بسته به روش مورد استفاده متفاوت است و مقایسه‌های مستقیم تنها باید بین روش‌های یکسان انجام شود، GFR معمولاً ۳.۵ تا ۴.۵ میلی‌لیتر بر دقیقه بر کیلوگرم برای سگ‌ها و ۲.۵ تا ۳.۵ میلی‌لیتر بر دقیقه بر کیلوگرم برای گربه‌هاست.

نشانگرهای جایگزین پلاسمایی/سرمی نرخ فیلتراسیون گلومرولی
ارزیابی عملی

برای حیوانات، عملکرد کلیوی معمولاً با USG و یک نشانگر جایگزین GFR، مانند اوره، کراتینین، سیمتریک دی‌متیل‌آرژینین (SDMA)، ارزیابی می‌شود. رابطه بین نشانگرهای جایگزین و GFR تنها در حیواناتی با عملکرد کلیوی در حالت پایدار معتبر است. ارزیابی منفرد این نشانگرها تعیین نمی‌کند که آزوتمی منشأ پیش‌کلیوی، کلیوی، یا پس‌کلیوی دارد، یا اینکه حاد است یا مزمن، و همچنین پتانسیل برگشت‌پذیری را پیش‌بینی نمی‌کند.

اوره

اوره از آمونیاک مشتق از اسیدهای آمینه، که منشأ آن‌ها منابع پروتئینی اندوژن یا اگزوژن است، به‌عنوان بخشی از چرخه‌ی اورنیتین درون کبد تولید می‌شود. اوره در گلومرول فیلتر می‌شود اما تحت بازجذب غیرفعال درون توبول‌ها قرار می‌گیرد. میزان بازجذب با کاهش نرخ جریان توبولی، مثلاً هیپوولمی، دهیدراتاسیون، افزایش می‌یابد. غلظت پلاسمایی/سرمی اوره معمولاً به‌صورت نیتروژن اوره‌ی خون (BUN) در آمریکا و به‌صورت «اوره» در جاهای دیگر گزارش می‌شود. دو مرحله‌ی تبدیل لازم است، ابتدا از BUN به اوره، و سپس از واحدهای سنتی (میلی‌گرم بر دسی‌لیتر) به واحدهای SI (میلی‌مول بر لیتر). محدودیت اصلی اوره این است که تولید و دفع آن ثابت نیست و می‌تواند تحت تأثیر عوامل متعددی قرار گیرد. ناشتایی ۸ تا ۱۲ ساعته برای اجتناب از اثرات پروتئین رژیمی توصیه می‌شود. شرایط مرتبط با افزایش کاتابولیسم پروتئین (مثلاً تب، سوختگی، عفونت، گرسنگی، پرکاری تیروئید) و خون‌ریزی گوارشی فوقانی (GI) اوره را افزایش می‌دهند. برعکس، کاهش عملکرد کبدی، شانت پورتوسیستمیک، و رژیم‌های کم‌پروتئین ممکن است غلظت اوره را کاهش دهند.

کراتینین

کراتینین، که آزادانه توسط گلومرول فیلتر می‌شود، رایج‌ترین نشانگر جایگزین GFR در عمل بالینی است. این ماده از دهیدراسیون کراتین و دفسفریلاسیون فسفوکراتین در عضله تولید می‌شود. اگر توده‌ی عضلانی ثابت بماند، کراتینین با نرخ روزانه‌ی ثابتی تولید می‌شود، اما غلظت‌های آن تحت تأثیر توده‌ی بدنی بدون چربی قرار دارند و به همین دلیل، حیوانات جوان و آن‌هایی که دچار سارکوپنی هستند، غلظت کراتینین نسبتاً پایین‌تری نسبت به افراد بالغ یا عضلانی دارند. تنوع زیستی با تأثیر سن و نژاد رخ می‌دهد، مثلاً بیرمن، گری‌هاند.

هیچ اثر ظاهری جنسیت بر کراتینین پلاسمایی در گربه‌ها یا سگ‌ها وجود ندارد، که این ماده در توبول‌های کلیوی سگ، به‌ویژه نرها، به‌طور بسیار ضعیفی ترشح می‌شود، اما این از نظر بالینی اهمیت ناچیزی دارد. کراتینین کمتر از اوره تحت تأثیر مصرف اخیر پروتئین قرار می‌گیرد، اما آزمایش در حالت ناشتا (۸ تا ۱۲ ساعت) توصیه می‌شود. کراتینین (و سایر نشانگرهای جایگزین) رابطه‌ی نمایی با GFR دارد؛ مثلاً وقتی GFR نزدیک به طبیعی است، کراتینین حساسیت کمتری برای نشان‌دادن تغییر دارد (شکل ۲۹۹.۳). استفاده از کراتینین در بیماری کلیوی زودرس می‌تواند با روند‌یابی سریالی با استفاده از همان آنالایزر آزمایشگاهی تقویت شود.

تفسیر نمودار — شکل ۲۹۹.۳ (رابطه‌ی کراتینین و GFR)
این نمودار یکی از مهم‌ترین مفاهیم کل این فصل را نشان می‌دهد. خط بنفش (نمودار اصلی) رابطه‌ی «کراتینین پلاسما در برابر GFR» را نشان می‌دهد که یک منحنی نمایی معکوس است، نه یک خط مستقیم. نمودار کوچک داخلی رابطه‌ی «۱ تقسیم‌بر کراتینین» را در برابر GFR نشان می‌دهد که این یکی تقریباً یک خط مستقیم است.

چرا این موضوع اهمیت دارد؟ در قسمت راست منحنی اصلی (جایی که GFR هنوز نزدیک به طبیعی است)، خط تقریباً صاف است — یعنی حتی اگر GFR به‌طور قابل‌توجهی (مثلاً ۵۰٪) کاهش یابد، کراتینین ممکن است هنوز داخل «محدوده‌ی مرجع آزمایشگاه» باقی بماند و تغییر چندانی نشان ندهد! این دقیقاً همان دلیلی است که چرا کراتینین برای شناسایی بیماری کلیوی زودرس ابزار ضعیفی است — کلیه باید بخش زیادی از عملکردش را از دست بدهد تا کراتینین بالا برود. اما در سمت چپ منحنی (GFR پایین، بیماری پیشرفته)، خط تقریباً عمودی می‌شود؛ یعنی کوچک‌ترین افت بیشتر در GFR باعث افزایش شدید کراتینین می‌شود.
ساده‌اش کنیم
این یعنی: یک کراتینین «طبیعی» تضمین نمی‌کند که کلیه‌ها ۱۰۰٪ سالم‌اند. ممکن است حیوانی تا ۵۰ تا ۷۵٪ از نفرون‌های فعال خود را از دست داده باشد اما کراتینینش هنوز در محدوده‌ی طبیعی به نظر برسد. به همین دلیل، مقایسه‌ی سریالی کراتینین در طول زمان (حتی اگر هر دو عدد «طبیعی» باشند) بسیار ارزشمندتر از یک اندازه‌گیری تکی است.
سیمتریک دی‌متیل‌آرژینین (SDMA)

SDMA، که توسط تمام سلول‌های هسته‌دار سنتز می‌شود، یک مشتق دی‌متیله‌ی آرژینین است که از متیلاسیون درون‌هسته‌ای باقی‌مانده‌های L-آرژینین توسط پروتئین-آرژینین متیل‌ترانسفراز تولید می‌شود. از آنجا که این ماده عمدتاً از طریق فیلتراسیون کلیوی دفع می‌شود، ویژگی‌های لازم برای یک نشانگر اندوژن عملکرد کلیوی را دارد. این ویژگی‌ها شامل رابطه‌ی نمایی با GFR که تقریباً مشابه کراتینین است، همبستگی خوب با کراتینین، و رابطه‌ی خطی بین معکوس SDMA (۱/SDMA) و GFR هستند. تبلیغ می‌شود که SDMA حساسیت بیشتری نسبت به سایر نشانگرها برای شناسایی بیماری کلیوی زودرس دارد. در برخی مطالعات، این مزیت کمتر آشکار است و ممکن است منجر به اختصاصیت پایین‌تر شود. این نشانگر به سیستم مرحله‌بندی IRIS (فصل ۳۰۱) وارد شده و به‌ویژه برای شناسایی مرحله‌ی ۱ IRIS و طبقه‌بندی دقیق‌تر بیماران سارکوپنیک مهم است (فصل ۱۵۱).

یک مزیت بالقوه‌ی SDMA نسبت به کراتینین این است که تحت تأثیر توده‌ی عضلانی بدن یا مصرف اخیر غذا قرار نمی‌گیرد، اگرچه ناشتایی همچنان توصیه می‌شود. سن و نژاد (مثلاً بیرمن و گری‌هاند) ممکن است بر SDMA تأثیر بگذارند. برخی شرایط بیماری ممکن است بر نتایج تأثیر بگذارند، مثلاً وضعیت تیروئید، نئوپلازی، و دیابت ملیتوس. به‌طرز غیرقابل‌توضیحی، برخی گربه‌ها با عملکرد کلیوی طبیعی، غلظت SDMA به‌طور قابل‌توجهی افزایش‌یافته‌ای دارند.

ساده‌اش کنیم
بزرگ‌ترین مزیت عملی SDMA نسبت به کراتینین: SDMA به توده‌ی عضلانی حیوان وابسته نیست. این یعنی در یک گربه‌ی مسن و لاغر که عضله‌ی کمی دارد (سارکوپنی)، کراتینین ممکن است به‌طور کاذب پایین به نظر برسد و بیماری کلیوی را پنهان کند، در حالی که SDMA همچنان می‌تواند مشکل را نشان دهد.
سیستاتین C

سیستاتین C، یک پروتئین با وزن مولکولی پایین (LMW) (۱۳ کیلودالتون [kDa])، به‌عنوان مهارکننده‌ی پروتئیناز عمل می‌کند و با نرخ ثابتی تولید می‌شود، آزادانه فیلتر می‌شود، اما در توبول‌های پروگزیمال نفرون‌ها بازجذب و کاتابولیزه می‌شود. در انسان به‌عنوان نشانگر حساس‌تری از GFR نسبت به کراتینین پلاسما پیشنهاد شده است. مطالعات متعددی استفاده‌ی بالقوه‌ی سیستاتین C در سگ و گربه را ارزیابی کرده‌اند، اما تاکنون این‌ها برتری ثابتی نسبت به کراتینین نشان نداده‌اند و عوامل مخدوش‌کننده استفاده‌ی آن را محدود می‌کنند.


پروتئینوری
تعریف و منابع

پروتئینوری به افزایش پروتئین درون ادرار اطلاق می‌شود. اگر علل پیش‌کلیوی (مثلاً پروتئین‌های بنس جونز) و پس‌کلیوی (التهاب دستگاه ادراری تحتانی) حذف شوند، پروتئینوری را می‌توان منشأ کلیوی دانست. سد فیلتراسیون گلومرولی، عبور پروتئین‌های با وزن مولکولی متوسط و بالا از خون به داخل فیلترای گلومرولی را محدود می‌کند؛ مثلاً آلبومین (۶۹ کیلودالتون) و پروتئین‌های بزرگ‌تر برای فیلترشدن بیش‌ازحد بزرگ هستند. پروتئین‌های کوچک‌تر فیلترشده، در سلامت، به‌قدری مؤثر درون سلول‌های توبولی پروگزیمال بازجذب می‌شوند که میزان پروتئینوری به‌طور طبیعی پایین است.

اگر پروتئینوری پس از تغییری در ساختار یا عملکرد سد فیلتراسیون گلومرولی ایجاد شود، «پروتئینوری گلومرولی» نامیده می‌شود. اگر پروتئینوری به‌دلیل کاهش ظرفیت سلول‌های توبولی پروگزیمال برای بازجذب پروتئین‌ها ایجاد شود، «پروتئینوری توبولی» نامیده می‌شود.

اندیکاسیون‌های تشخیصی

پروتئینوری باید در تمام حیوانات مبتلا به CKD به‌عنوان بخشی از طرح مرحله‌بندی IRIS ارزیابی شود (فصل ۳۰۱). پروتئینوری همچنین ممکن است در صورت مثبت‌بودن نتیجه‌ی نوار ادراری یا در صورت نگرانی از نفروپاتی پروتئین‌ازدست‌دهنده (PLN، فصل ۳۰۲)، بیشتر بررسی شود.

روش‌ها

پروتئینوری معمولاً ابتدا با یک نوار معرف بیوشیمیایی رنگ‌سنجی ادراری ارزیابی می‌شود (فصل ۷۰). نوارها حساسیت معقولی (بیشتر از ۸۰٪) دارند، اما اختصاصیت ضعیفی دارند. اگر نگرانی درباره‌ی پروتئینوری وجود داشته باشد، ارزیابی بیشتر با نسبت پروتئین به کراتینین ادرار (UPCR) توصیه می‌شود. تست اسید سولفوسالیسیلیک (SSA) می‌تواند به‌عنوان یک تست تأییدی پس از ارزیابی با نوار استفاده شود. آلبومینوری، که با روش‌های ایمونوسوربنت آنزیمی اختصاصی گونه یا الکتروفورتیک کمّی‌سازی می‌شود، به‌صورت نسبت آلبومین به کراتینین ادرار (UACR) گزارش می‌شود. مطالعات اپیدمیولوژیک برتری UACR بر UPCR را مستندسازی نکرده‌اند و استفاده از UACR عمدتاً به پژوهش محدود است.

نسبت پروتئین به کراتینین ادرار (UPCR)

رایج‌ترین تست برای کمّی‌سازی پروتئینوری، UPCR است؛ مقادیر پایدار بیشتر از ۰.۴ در گربه‌ها و بیشتر از ۰.۵ در سگ‌ها غیرطبیعی در نظر گرفته می‌شوند. UPCRهای بیشتر از ۲.۰ به‌شدت نشان‌دهنده‌ی بیماری زمینه‌ای گلومرولی هستند، اگرچه سایر علل بدون بیوپسی کلیوی نمی‌توانند حذف شوند. UPCR نقطه‌ای همبستگی خوبی با کمّی‌سازی پروتئین ادرار ۲۴ ساعته دارد. از آنجا که تنوع بین آزمایشگاه‌ها می‌تواند رخ دهد، باید همان آزمایشگاه برای پایش سریالی استفاده شود.

روش جمع‌آوری ادرار (جمع‌آوری آزاد، میان‌جریان، سیستوسنتز) و نوع ظرف تأثیر کمی بر UPCR دارند. اگرچه در همه‌ی مطالعات تأیید نشده، مقادیر از نمونه‌های به‌دست‌آمده در بیمارستان ممکن است بالاتر باشند. تأثیر هماچوری بر نتایج UPCR متغیر است؛ برخی مطالعات نشان می‌دهند تأثیری وجود ندارد مگر اینکه هماچوری واضح شناسایی شود (بیشتر از ۲۵۰ گلبول قرمز [RBC] در هر میدان با قدرت بالا). تأثیر پیوری در بیشتر مطالعات حداقلی است، اگرچه برخی دیگر نشان می‌دهند می‌تواند تأثیرگذار باشد. رفع بالینی هماچوری و پیوری پیش از ارزیابی UPCR ترجیح داده می‌شود.

تنوع فردی روزانه‌ی قابل‌توجهی در UPCR گزارش شده است، به‌ویژه در حیوانات پروتئینوریک. UPCR باید ۳۵٪ برای بیماران با UPCR حدود ۱۲ و ۸۰٪ برای آن‌هایی با UPCR حدود ۰.۵ تغییر کند تا این تغییر واقعی UPCR را نشان دهد نه تنوع روزانه. در حالی که یک نمونه ممکن است برای سگ‌های با UPCR کمتر از ۴.۰ کافی باشد، بیش از ۲ نمونه باید هنگامی که پروتئینوری قابل‌توجه است (UPCR بیشتر از ۴.۰) بررسی شود. این‌ها می‌توانند برای فراهم‌کردن ارزیابی معتبری از پروتئینوری میانگین‌گیری شوند. تلفیق حجم برابر ادرار از ۳ نمونه (مثلاً جمع‌آوری‌شده در یک دوره‌ی ۴۸ ساعته) روشی مقرون‌به‌صرفه‌تر و قابل‌مقایسه برای ارزیابی پروتئینوری در حیوانات با UPCR بیشتر از ۴.۰ است.

ساده‌اش کنیم
قبل از نتیجه‌گیری از یک UPCR بالا، همیشه بپرسید: آیا این حیوان هماچوری یا پیوری واضح داشته؟ چون خون یا چرک در ادرار می‌تواند عدد UPCR را به‌طور کاذب بالا ببرد. بهترین کار این است که صبر کنید هماچوری/پیوری برطرف شود و بعد UPCR را دوباره بسنجید.

بیوپسی کلیوی (ویدئوی ۲۹۹.۱) و آسپیراسیون با سوزن ظریف (FNA)
اندیکاسیون‌ها

راهنماهای فعلی IRIS پیشنهاد می‌کنند که بیوپسی برای حیواناتی با پروتئینوری پایدار و قابل‌توجه (UPCR بیشتر از ۳.۵)، در حیواناتی که پروتئینوری به درمان ضدپروتئینوری پاسخ نمی‌دهد، یا حیواناتی با پروتئینوری در حال بدترشدن پیش‌رونده یا کاهش عملکرد کلیوی با وجود درمان، در نظر گرفته شود. نتایج بیوپسی کمک می‌کنند تعیین شود آیا درمان سرکوب‌کننده‌ی ایمنی نشان داده شده است (فصل ۳۰۲). بیوپسی اغلب علتی برای AKI شناسایی نمی‌کند، اگرچه ممکن است برای نشان‌دادن وجود آسیب غیرقابل‌جبران مفید باشد.

موارد منع مصرف

موارد منع مصرف بیوپسی کلیوی شامل CKD مرحله‌ی ۴ IRIS، بیماری اولیه‌ی توبولواینترستیشیال، شواهد هیدرونفروز، پیلونفریت، اختلالات هموستاتیک، و/یا آبسه‌ی کلیوی هستند. سودی چندانی در نتایج بیوپسی برای حیوانی که احتمالاً آمیلوئیدوز یا نفروپاتی ارثی دارد وجود ندارد، با توجه به اینکه تاکنون هیچ شاهدی مبنی بر پاسخ این سگ‌ها یا گربه‌ها به عوامل سرکوب‌کننده‌ی ایمنی وجود ندارد.

آزمایش‌های پیش از بیوپسی

بررسی تشخیصی جامع باید همیشه پیش از بیوپسی کلیوی انجام شود تا شرایط زمینه‌ای مشارکت‌کننده در پروتئینوری شناسایی شود، مثلاً نئوپلازی یا عفونت، تا مستند شود که پروتئینوری پایدار است، و تا اطمینان حاصل شود که منشأ کلیوی دارد (فصل ۳۰۲). ملاحظات کلیدی شامل کنترل فشار خون سیستمیک (فصل‌های ۹۱ و ۲۳۶)، قطع درمان ضدترومبوتیک حداقل ۷۲ ساعت پیش از روش (فصل ۱۷۱)، و ارزیابی هموستاز (فصل ۱۷۰) هستند. ارزیابی هموستاز پیش از بیوپسی باید اختصاصی بیمار باشد اما معمولاً شامل شمارش پلاکت با در نظر گرفتن تعیین گروه خونی، پروفایل انعقادی، ترومبوالاستوگرافی (TEG، فصل ۱۷۰)، و زمان خون‌ریزی مخاط باکال (فصل ۷۹) است.

آسپیراسیون با سوزن ظریف

FNAها به‌ندرت در حیوانات با بیماری گلومرولی مفید هستند، اگرچه فیبریل‌های آمیلوئید ممکن است شناسایی شوند. برای مشکوک‌بودن به بیماری التهابی، اولیه، یا نئوپلاستیک متاستاتیک زمینه‌ای، FNA می‌تواند جایگزینی کم‌خطر برای بیوپسی باشد. این روش در ۷۸٪ موارد لنفوم کلیوی سگ‌سانان تشخیص فراهم می‌کند (فصل ۸۵).


وضعیت انعقادی در سگ یا گربه‌ی مبتلا به نفروپاتی پروتئین‌ازدست‌دهنده (PLN)

در سگ یا گربه‌ی مبتلا به PLN، هیپوآلبومینمی (فصل ۶۰) نگران‌کننده است. این یکی از ویژگی‌های «سندروم نفروتیک» به‌همراه هیپرکلسترولمی (فصل ۶۳)، پروتئینوری، و یا افیوژن حفره‌ای (فصل‌های ۲۱، ۲۲۰) یا ادم محیطی (فصل ۳۰) است. ایجاد یک وضعیت هایپرکواگولابل (فصل ۱۷۱) در حیوانات با بیماری گلومرولی به از‌دست‌رفتن آنتی‌ترومبین (AT) نسبت داده شده است، از آنجا که AT وزن مولکولی قابل‌مقایسه‌ای با آلبومین دارد و بنابراین می‌تواند از طریق ادرار با PLN از‌دست برود. با این حال، ارتباط بین پروتئینوری و غلظت‌های AT ضعیف است. بر اساس مطالعات TEG، تا ۸۹٪ از سگ‌های مبتلا به PLN هایپرکواگولابل هستند (فصل‌های ۱۷۰ و ۱۷۱)، اما هیچ ارتباطی با آلبومین سرم، UPCR، یا فعالیت AT وجود ندارد. تمام سگ‌ها و گربه‌های مبتلا به PLN در معرض خطر عوارض ترومبوتیک هستند (فصل‌های ۲۱۹، ۲۳۸، ۳۰۲). حیوانات مبتلا به AKI (فصل ۳۰۰) در معرض خطر ترومبوز و/یا اختلالات خون‌ریزی‌دهنده هستند. وضعیت انعقادی جزء جدایی‌ناپذیر مدیریت هر حیوان دریافت‌کننده‌ی درمان‌های خارج‌بدنی برای بیماری کلیوی است (فصل ۱۰۳).

ساده‌اش کنیم
نکته‌ی متناقض اما مهم بالینی: در بیماری کلیوی که پروتئین از دست می‌رود (PLN)، انتظار می‌رود بدن مستعد خون‌ریزی باشد (چون پروتئین از دست می‌دهد)، اما درواقع برعکس است — این حیوانات مستعد لخته‌شدن بیش‌ازحد خون (هایپرکواگولوپاتی) هستند، نه خون‌ریزی. این یکی از نکاتی است که دانشجویان اغلب در امتحان اشتباه می‌گیرند.

آزمایش ژنتیکی

چندین نژاد سگ و گربه جهش‌های ژنتیکی مسبب بیماری‌های کلیوی دارند، از جمله نفروپاتی ارثی در کوکر اسپانیل، گلومرولواسکلروز کانونی سگمنتال در ویتن تریر، و انواع توبولوپاتی‌ها (مثلاً سیستینوری، هیپراکسالوری، و هیپراوریکوزوری) (فصل ۳۰۵). برای برخی از این شرایط، تست‌های ژنتیکی از آزمایشگاه‌های تجاری در دسترس هستند (فصل‌های ۳۰۳ و ۳۰۸).


آزمایش ادرار (فصل ۷۰)
اندیکاسیون‌های آنالیز ادرار (UA)

بررسی‌های جامع درباره‌ی انجام UA کامل شامل عوامل پیش/پس‌تحلیلی که می‌توانند بر نتایج تأثیر بگذارند و ارزیابی رسوب هستند. جمع‌آوری ادرار در فصل ۹۸ بررسی شده است. UA برای ارزیابی عملکرد کلیوی و ارزیابی بیماری کلیوی مهم است، به‌ویژه از نظر توانایی تغلیظ ادرار، عملکرد گلومرولی و توبولی، و شناسایی حضور باکتری. UA در تمام حیوانات با بیماری کلیوی شناخته‌شده یا مشکوک باید شامل ارزیابی بیوشیمیایی (نوار)، USG، و کشت ادرار یا UPCR طبق اندیکاسیون باشد.

اسمولالیته، ایزوستنوری، هیپوستنوری

به‌طور طبیعی، ادرار عمدتاً حاوی مولکول‌های با وزن مولکولی پایین (مثلاً الکترولیت‌ها و اوره) است. اسمولالیته‌ی ادرار (اسمول بر کیلوگرم)، که به‌عنوان غلظت مولکول‌های اسمزی فعال حل‌شده در ادرار تعریف می‌شود، تنها به تعداد مولکول‌ها در محلول بستگی دارد و توسط اندازه یا وزن مولکولی آن‌ها تغییر نمی‌کند (فصل ۷۰). این با استفاده از اسمومترهای نقطه‌ی افت انجماد اندازه‌گیری می‌شود، بر اساس اصل اینکه هر مول حل‌شونده‌ی حل‌شده، نقطه‌ی انجماد را ۱.۸۶ درجه‌ی سلسیوس پایین می‌آورد.

از آنجا که رابطه بین اسمولالیته و USG خطی است، USG اندازه‌گیری‌شده با رفراکتومتر دستی به‌عنوان تقریبی از اسمولالیته استفاده می‌شود (فصل ۷۰). «ایزوستنوری» اصطلاحی برای USGهای ۱.۰۰۸ تا ۱.۰۱۵ (اسمولالیته‌ی ادرار تقریباً ۳۰۰ میلی‌اسمول بر کیلوگرم) است که معمولاً نشان‌دهنده‌ی این است که ادرار تقریباً همان غلظت حل‌شونده‌ی فیلترای گلومرولی و پلاسما را دارد. «هیپوستنوری» به‌صورت USG کمتر از ۱.۰۰۸ (اسمولالیته‌ی ادرار کمتر از ۳۰۰ میلی‌اسمول بر کیلوگرم) تعریف می‌شود که نشان‌دهنده‌ی رقیق‌سازی فعال توبولی است. «هایپراستنوری»، اصطلاحی که به‌ندرت استفاده می‌شود، USG بیشتر از ۱.۰۱۵ (اسمولالیته‌ی ادرار بیشتر از ۳۰۰ میلی‌اسمول بر کیلوگرم) است. نوارهای ادراری برای ارزیابی USG قابل‌اعتماد نیستند.

وزن مخصوص ادرار (USG)

USG به‌صورت نسبت وزن یک حجم مایع به وزن حجم برابری از آب مقطر تعریف می‌شود، که به تعداد، اندازه، و وزن ذرات درون ادرار بستگی دارد. تصور می‌شد ادرار گربه‌سانان شاخص انکسار بالاتری نسبت به ادرار انسان یا سگ‌سانان دارد و رفراکتومترهای طراحی‌شده برای ادرار انسانی ممکن است نتایج به‌طور مصنوعی بالا تولید کنند. با این حال، مطالعات اخیر نشان می‌دهند نتایج رفراکتومترهای دیجیتال و آنالوگ نوری در سگ و گربه قابل‌مقایسه هستند.

پروتئینوری و گلوکوزوری تأثیر حداقلی بر USG دارند، مثلاً ۱ گرم بر دسی‌لیتر (۱۰ گرم بر لیتر) پروتئین (بیشتر از ۳+ در نوار) USG را ۰.۰۰۳ تا ۰.۰۰۵ افزایش می‌دهد و ۱ گرم بر دسی‌لیتر (۵۵ میلی‌مول بر لیتر) گلوکز (۳+) USG را ۰.۰۰۴ تا ۰.۰۰۵ افزایش می‌دهد. مواد تجویزشده‌ی اگزوژن می‌توانند تأثیر بیشتری داشته باشند، مثلاً کلوئیدها، مانیتول، و یوهگزول.

تغلیظ ادرار در سلامت و بیماری کلیوی

توانایی تغلیظ طبیعی ادرار از سن ۸ هفتگی در بچه‌گربه‌ها و ۴ هفتگی در توله‌سگ‌ها به‌دست می‌آید. سگ‌ها و گربه‌های با عملکرد کلیوی طبیعی USGهای متغیری دارند (۱.۰۱۵ تا ۱.۰۵۰ برای سگ؛ ۱.۰۳۰ تا ۱.۰۶۰ برای گربه). در گربه‌های سالم، ۹۱٪ USG بیشتر از ۱.۰۳۰ و ۸۸٪ بیشتر از ۱.۰۳۵ در ارزیابی‌های نقطه‌ای داشتند، که نشان‌دهنده‌ی ثبات و توانایی بیشتر برای تغلیظ نسبت به سگ‌هاست.

سگ یا گربه‌ای با عملکرد کلیوی طبیعی که دهیدراته است یا آزوتمی پیش‌کلیوی دارد، باید ادرار به‌طور حداکثری تغلیظ‌شده (USG بیشتر از ۱.۰۳۰ در سگ، بیشتر از ۱.۰۴۰ در گربه) به‌عنوان بخشی از حفظ فیزیولوژیک حجم خون داشته باشد. برای گربه‌ها و سگ‌های با AKI یا CKD، شناسایی ادرار زیرحداکثری تغلیظ‌شده به‌همراه آزوتمی از یک علت کلیوی حمایت می‌کند. ایزوستنوری (USG ۱.۰۰۸ تا ۱.۰۱۲) در سلامت، AKI، و CKD دیده می‌شود و به این معناست که کلیه‌ها نه فیلترای توبولی را تغلیظ می‌کنند و نه رقیق می‌کنند. هیپوستنوری (USG کمتر از ۱.۰۰۸) نشان‌دهنده‌ی رقیق‌سازی فعال در توبول‌هاست و بنابراین، علل غیرکلیوی PU/PD باید بررسی شوند.

تست محرومیت از آب (WDT)

WDT می‌تواند برای آزمایش پاسخ توبولی به آرژینین وازوپرسین (AVP) در حیواناتی با PU/PD پس از حذف تمام علل به‌جز دیابت بی‌مزه‌ی نفروژنیک یا مرکزی و PD روان‌زاد استفاده شود. برخی پیشنهاد می‌کنند WDT هرگز نباید انجام شود، به‌دلیل خطرات همراه (فصل ۲۸۲). هر سگ یا گربه‌ای که آزوتمیک است یا آزوتمی پیش‌کلیوی و ادرار به‌طور نامناسب رقیق (USG کمتر از ۱.۰۳۰) دارد، از قبل در WDT شکست خورده و هرگز نباید محدودیت آب بیشتری روی آن اعمال شود.

ساده‌اش کنیم
این جمله‌ی آخر خیلی مهم است: اگر حیوانی از قبل آزوتمیک است و ادرارش رقیق است، دیگر نیازی به انجام تست محرومیت از آب نیست — چون او از قبل «امتحانش را داده و رد شده». انجام این تست روی چنین حیوانی فقط خطرناک است (می‌تواند باعث دهیدراتاسیون شدید شود) بدون اینکه اطلاعات جدیدی به ما بدهد.

نشانگرهای اختلال عملکرد/آسیب توبولی
گلوکز در ادرار

گلوکوزوری اغلب در سگ‌ها و گربه‌های هیپرگلیسمیک پس از عبور از آستانه‌ی کلیوی و حداکثر توبولی برای بازجذب گلوکز (بیشتر از ۱۸۰ میلی‌گرم بر دسی‌لیتر، ۱۰ میلی‌مول بر لیتر در سگ‌ها؛ بیشتر از ۲۸۰ میلی‌گرم بر دسی‌لیتر، ۱۵.۵ میلی‌مول بر لیتر در گربه‌ها؛ فصل‌های ۶۱ و ۷۰) شناسایی می‌شود. گلوکوزوری در سگ یا گربه‌ی یوگلیسمیک نشان‌دهنده‌ی اختلال عملکرد توبولی کلیوی است، که گلوکوزوری کلیوی نامیده می‌شود، و می‌تواند یک اختلال توبولی کلیوی منفرد یا پیچیده باشد. در حالت دوم، افزایش دفع سایر مولکول‌ها (مثلاً اسیدهای آمینه، فسفات، بی‌کربنات و الکترولیت‌ها) ممکن است رخ دهد و اختلال می‌تواند ارثی (مثلاً سندروم فانکونی؛ فصل ۳۰۵) یا اکتسابی باشد (فصل ۳۰۳).

دفع کسری (FE) حل‌شونده‌ها، مثلاً الکترولیت‌ها

FE درصد یک حل‌شونده‌ی فیلترشده است که به داخل ادرار دفع می‌شود. تعیین FE نیازمند جمع‌آوری ادرار طی یک دوره‌ی طولانی (حدود ۲۴ ساعت) با سگ یا گربه، ایده‌آل در یک قفس متابولیک یا کاتتریزه‌شده برای اطمینان از جمع‌آوری کامل ادرار است. این می‌تواند از نظر بالینی غیرعملی باشد و بنابراین ارزیابی نقطه‌ای FE یک حل‌شونده رایج‌تر استفاده می‌شود.

فرمول دفع کسری (FE)
FE حل‌شونده = ۱۰۰ × [(حل‌شونده‌ی ادراری ÷ حل‌شونده‌ی پلاسمایی) × (کراتینین پلاسمایی ÷ کراتینین ادراری)]

الکترولیت‌های غیرمتصل به پروتئین، آزادانه در گلومرول فیلتر شده و از توبول‌ها بازجذب می‌شوند. برای حل‌شونده‌های حفظ‌شده (مثلاً اسیدهای آمینه و گلوکز)، بازجذب درون توبول پروگزیمال تقریباً کامل است (بیشتر از ۹۹٪) به‌طوری‌که FE در سلامت کمتر از ۱٪ است. برای حل‌شونده‌هایی مانند سدیم (Na) و پتاسیم (K)، حدود دوسوم از توبول‌های پروگزیمال و دیستال و قوس هنله بازجذب می‌شود، صرف‌نظر از نیازهای بدن. حل‌شونده‌ی باقی‌مانده یا دفع می‌شود یا بازجذب می‌شود بسته به تنظیم هورمونی هموستاتیک (مثلاً آلدوسترون). بازجذب کلسیم (Ca) (توبول‌های پروگزیمال و دیستال) به‌شدت توسط هورمون پاراتیروئید تنظیم می‌شود (فصل‌های ۶۹، ۲۸۳، ۲۸۴). بازجذب فسفر (توبول‌های پروگزیمال و دیستال) توسط ترکیبی از هورمون پاراتیروئید و کمپلکس فاکتور رشد فیبروبلاست ۲۳ (FGF23)/آلفا-کلوتو کنترل می‌شود (فصل‌های ۶۹، ۲۸۳، ۲۸۴). عوامل اگزوژن و اندوژن متعددی بر FE الکترولیت‌ها تأثیر می‌گذارند، مانند سن، نژاد، دریافت غذا، ترکیب رژیمی، ورزش، نرخ اولترافیلتراسیون، وضعیت حل‌شونده و حجم فرد، عملکرد کلیوی، و تجویز دارو.

محاسبه‌ی FE الکترولیت‌ها از یک نمونه‌ی نقطه‌ای، در بهترین حالت، ارزیابی خامی از دفع ادراری ۲۴ ساعته‌ی الکترولیت‌هاست. عدم دقت‌های ذاتی هنگام استفاده از کراتینین به‌عنوان نشانگر GFR وجود دارد و نوسانات در غلظت الکترولیت ادرار به‌دلیل تغییر رژیمی و ریتم‌های شبانه‌روزی شایع است. هیچ فاصله‌ی مرجع مشخص‌شده‌ای برای FE الکترولیت‌ها وجود ندارد، اگرچه «مقادیر طبیعی» گزارش می‌شوند. FE الکترولیت‌ها به‌ندرت در طب دامپزشکی بالینی به‌دلیل تنوع بارز بین‌بیمار و درون‌بیمار استفاده می‌شود.

هنگامی که کمّی‌سازی FE الکترولیت‌ها در نظر گرفته می‌شود، پیشنهاد شده که یک رژیم استاندارد حداقل به مدت ۱ هفته تغذیه شود و بیمار به‌طور طبیعی برای چند روز هیدراته باشد. FE بیشتر الکترولیت‌ها با کاهش GFR افزایش می‌یابد، که این ارزش این تست را در بیماران بالینی با اختلال عملکرد کلیوی به‌شدت محدود می‌کند. ارزیابی سریالی FE سدیم به‌عنوان شاخص پیش‌آگهی بالقوه‌ی پیامد AKI گزارش شده است.

آمینواسیدوری

زمانی که اسیدهای آمینه، که در سلامت به‌طور مؤثر و کامل (بیشتر از ۹۹٪) توسط سلول‌های توبول پروگزیمال بازجذب می‌شوند، در ادرار شناسایی شوند، این ناشی از غلظت‌های در گردش بیش‌ازحد است که از حداکثر توبولی برای بازجذب فراتر می‌رود، به‌دلیل نقص درونی در مکانیسم بازجذبی توبولی یا شکست در پردازش درون‌سلولی یا مکانیسم‌های انتقال روی سطح بازولترال سلول توبولی پروگزیمال. آمینواسیدوری ممکن است یافته‌ای منفرد به‌دلیل نقص در یک پروتئین انتقالی خاص باشد، مثلاً سیستینوری، اگرچه سایر اسیدهای آمینه ممکن است دخیل باشند (لیزین، گلیسین، اورنیتین و آرژینین) یا هیپراوریکوزوری (فصل ۳۰۸). می‌تواند بخشی از یک اختلال پیچیده‌ی توبولی کلیوی، مثلاً سندروم فانکونی یا AKI باشد (فصل‌های ۳۰۳ و ۳۰۵).

ارزیابی اسید-باز و pH ادرار

کلیه ذاتاً در هموستاز اسید-باز دخیل است. ارزیابی وضعیت اسید-باز از طریق آنالیز گاز خون می‌تواند در مدیریت حیوانات با CKD (فصل ۳۰۱) یا AKI (فصل ۳۰۰) که در آن‌ها اسیدوز متابولیک شایع است، مهم باشد. علاوه بر این، اسیدوز توبولی کلیوی گروه نادری از اختلالات است که منجر به اسیدوز متابولیک می‌شود، جایی که ارزیابی هم وضعیت اسید-باز و هم pH ادرار مهم است (فصل‌های ۷۰ و ۳۰۳).

رسوب ادرار: سلول‌ها، باکتری، کریستال‌ها، کست‌ها

تعداد بیش‌ازحد گلبول قرمز در ادرار، هماچوری نامیده می‌شود (فصل ۷۰). هماچوری با منشأ کلیوی با نفرولیتیازیس (فصل ۳۰۱)، پیلونفریت (فصل ۳۰۴) مرتبط است، و گاهی ایدیوپاتیک است (فصل ۱۱۷). کست‌های گلبول قرمز در UA منشأ کلیوی هماچوری را تأیید می‌کنند. پیوری به حضور تعداد افزایش‌یافته‌ی گلبول‌های سفید (WBC) در ادرار اطلاق می‌شود (فصل ۷۰). پیوری نمی‌تواند برای تعیین منشأ استفاده شود: اینکه آیا التهاب در دستگاه ادراری تحتانی یا فوقانی است (مثلاً پیلونفریت) مگر اینکه کست‌های WBC شناسایی شوند (شکل ۲۹۹.۴)، یا نمونه از طریق پیلوسنتز به‌دست آمده باشد.

سلول‌های اپیتلیال ترانزیشنال (فصل ۷۰) از اوروتلیوم مشتق می‌شوند و معمولاً کوچک‌تر با انتهای باریک‌شونده (سلول‌های دم‌دار) هستند وقتی از لگنچه‌ی کلیه منشأ می‌گیرند (شکل ۲۹۹.۵) یا ممکن است کست‌های سلولی اپیتلیال تشکیل دهند، که نشان‌دهنده‌ی آسیب کلیوی هستند (شکل ۲۹۹.۶). باکتری در UA باید همیشه به حضور یا عدم‌حضور علائم بالینی مرتبط با دستگاه ادراری تحتانی یا فوقانی مرتبط شود تا پیلونفریت (فصل ۳۰۴) از باکتریوری تحت‌بالینی یا سیستیت باکتریایی پراکنده (فصل ۳۰۷) افتراق داده شود. باکتری در ادراری که از لگنچه‌ی کلیه به‌دست آمده، نشان‌دهنده‌ی پیلونفریت است.

تفسیر نمودار — شکل‌های ۲۹۹.۴ تا ۲۹۹.۷ (میکروگراف‌های رسوب ادرار)
شکل ۲۹۹.۴ — یک کست گلبول سفید در ادرار. نوتروفیل‌های قابل‌مشاهده درون این کست نشان‌دهنده‌ی پیلونفریت هستند (یعنی التهاب واقعاً از خودِ کلیه منشأ می‌گیرد، نه فقط دستگاه ادراری تحتانی).

شکل ۲۹۹.۵ — سلول‌های اپیتلیال «دم‌دار» در ادرار. شکل خاص و کشیده‌ی این سلول‌های کوچک («دم» مشخصشان) نشانه‌ای است که این سلول‌ها از لگنچه‌ی کلیه ریخته‌اند، نه از جای دیگر دستگاه ادراری.

شکل ۲۹۹.۶ — یک کست سلول اپیتلیال. حضور سلول‌های اپیتلیال کوچک کلیوی درون یک کست نشان‌دهنده‌ی آسیب مستقیم به بافت کلیه است — نه فقط التهاب سطحی.

شکل ۲۹۹.۷ — تخم انگل Capillaria plica در ادرار سگی با پولاکیوری. این یادآوری خوبی است که علل انگلی، هرچند نادر، باید در تشخیص افتراقی علائم ادراری تحتانی در نظر گرفته شوند.

نکته‌ی کلیدی مشترک همه‌ی این تصاویر: «کست‌ها» (سیلندرها) چون فقط درون توبول‌های کلیوی شکل می‌گیرند، هر نوعشان که باشد، همیشه به‌معنای این‌اند که مشکل واقعاً از خودِ کلیه می‌آید — برخلاف سلول‌های آزاد یا باکتری‌های شناور که می‌توانند از هرجای دستگاه ادراری بیایند.

کریستالوری با برخی تغییرات در عملکرد توبولی دیده می‌شود. این می‌تواند نشان‌دهنده‌ی نوع سنگ در حیوانات با نفرولیتیازیس باشد (فصل‌های ۷۰، ۳۰۱، ۳۰۸، و ۳۰۹). سیلندروری (وجود کست) به معنای آسیب کلیوی است، زیرا کست‌ها معمولاً درون شاخه‌ی صعودی قوس هنله و مجرای جمع‌کننده، جایی که نرخ جریان توبولی کندترین است، شکل می‌گیرند (فصل ۷۰). کست‌های هیالین یا گرانولار نادر ممکن است در سگ و گربه طبیعی باشند، اما تعداد بالای کست‌های سلولی همیشه غیرطبیعی است.

کست‌ها می‌توانند به‌صورت هیالین، گرانولار، مومی، چربی، سلولی (اپیتلیال، WBC، RBC) طبقه‌بندی شوند، ممکن است حاوی کریستال و/یا میکروارگانیسم باشند، یا می‌توانند منشأ ترکیبی داشته باشند. به‌ندرت، تخم انگل‌های Stephanurus dentatus، Capillaria plica (شکل ۲۹۹.۷)، Capillaria felis، یا Dioctophyma renale ممکن است در ادرار شناسایی شوند. میکروفیلاریای Dirofilaria immitis (فصل ۲۳۷) به‌ندرت ممکن است در رسوب ادرار سگ‌سانان مشاهده شود.


نشانگرهای زیستی برای بیماری کلیه (جدول ۲۹۹.۱)
اندیکاسیون‌ها

نشانگرهای زیستی برای بیماری کلیوی می‌توانند از پلاسما/سرم، ادرار، یا گاهی هر دو کمّی‌سازی شوند. آن‌هایی که در ادرار کمّی‌سازی می‌شوند معمولاً به حجم ادرار تولیدشده استانداردسازی می‌شوند، و این معمولاً با بیان نشانگر زیستی به‌صورت نسبتی به کراتینین ادرار یا USG برابر با ۱.۰۱۰ حاصل می‌شود. نشانگرهای زیستی به‌ویژه برای شناسایی زودرس CKD جالب‌توجه‌اند، جایی که ممکن است امکان شناسایی کاهش عملکرد کلیوی را پیش از افزایش در نشانگرهای سنتی عملکرد کلیوی (مثلاً SDMA، کراتینین) فراهم کنند. نشانگرهای زیستی ممکن است درک ما از اختلالات متابولیک را بهبود بخشند و اهداف درمانی جدیدی را به ارمغان آورند. برای AKI، نشانگرهای زیستی آسیب سلولی امیدی برای شناسایی و درمان زودرس فراهم می‌کنند. دانش درباره‌ی نحوه‌ی برخورد کلیه با نشانگرها (یعنی فیلتراسیون و بازجذب در برابر دفع) و محل سنتز می‌تواند به مکان‌یابی نواحی اختصاصی آسیب کلیوی (یعنی گلومرولی در برابر توبولی) کمک کند.

افتراق پروتئین‌ها

آنالیز پروتئین‌های ادرار بر اساس وزن مولکولی می‌تواند اطلاعاتی درباره‌ی تغییر عملکردی در سد فیلتراسیون گلومرولی در برابر تغییر در ظرفیت بازجذب توبولی فراهم کند. در بیماری گلومرولی، تغییر در سد فیلتراسیون می‌تواند منجر به افزایش کلی فیلتراسیون پروتئین و افزایش غلظت پروتئین‌های با وزن مولکولی بالا (HMW) (بیشتر از ۱۰۰ کیلودالتون، مثلاً IgG) شود. اگر ظرفیت بازجذب توبولی مغلوب شود، پروتئین‌های با وزن مولکولی پایین و متوسط (کمتر از ۳۵ کیلودالتون) حضور خواهند داشت. برعکس، زمانی که عملکرد کلیوی تغییریافته عمدتاً توبولی باشد، توزیع پروتئین‌های موجود در ادرار عمدتاً وزن مولکولی پایین خواهد بود، مثلاً پروتئین متصل‌شونده به رتینول (RBP). توزیع پروتئینوری می‌تواند با روش‌های پروتئومیک مانند الکتروفورز پروتئین ادرار یا از طریق کمّی‌سازی مستقیم پروتئین‌های اختصاصی مشخصه که وزن مولکولی آن‌ها شناخته‌شده است، ثبت شود (جدول ۲۹۹.۱).

آنزیم‌های ادراری

آنزیم‌ها روی حاشیه‌ی مسواکی و در مکان‌های درون‌سلولی درون سلول‌های توبولی قرار دارند. از آنجا که آنزیم‌ها معمولاً پروتئین‌های با وزن مولکولی متوسط تا بالا هستند (بیشتر از ۱۰۰ کیلودالتون)، فعالیت آنزیمی شناسایی‌شده در ادرار به احتمال زیاد منشأ کلیوی دارد. دانش درباره‌ی محل آنزیم‌های ادراری درون نفرون و تغییر در غلظت یا فعالیت آنزیم ادرار می‌تواند برای نشان‌دادن آسیب یا تغییر در فعالیت سلول‌های آن ناحیه از توبول استفاده شود (جدول ۲۹۹.۱). نسبت گاما گلوتامیل ترانسفراز (GGT)/کراتینین ادرار برای پایش نفروتوکسیسیته‌ی جنتامایسین استفاده شده است.

پروتئین‌های منشأ کلیوی

پروتئین‌ها می‌توانند آزاد شده یا القا شده و پس از آسیب توبولی یا گلومرولی در ادرار شناسایی شوند. این‌ها شامل نشانگرهای توبولی لیپوکالین مرتبط با ژلاتیناز نوتروفیلی (NGAL)، مولکول آسیب کلیوی ۱ (KIM1)، کلوسترین، و سیستاتین B هستند (جدول ۲۹۹.۱). غلظت‌های سرمی/پلاسمایی برخی مولکول‌ها، از جمله KIM1 و سیستاتین B، نیز در حال مطالعه‌اند. NGAL بیشترین توجه را دریافت کرده اما همه‌ی این‌ها تنها در پژوهش استفاده می‌شوند. NGAL، پروتئینی با وزن ۲۵ کیلودالتون، توسط نوتروفیل‌ها و سلول‌های اپیتلیال، به‌طور خاص سلول‌های توبولی پروگزیمال (PTC) درون کلیه، بیان می‌شود. با توجه به بیان NGAL توسط نوتروفیل‌ها، حضور التهاب و/یا عفونت دستگاه ادراری بر غلظت‌های NGAL ادراری تأثیر می‌گذارد. به همین دلیل، NGAL ادراری می‌تواند نشانگری از بیماری کلیوی یا دستگاه ادراری تحتانی در نظر گرفته شود و حضور التهاب و/یا عفونت دستگاه ادراری تحتانی یک عامل مخدوش‌کننده در تفسیر آن است.

جدول ۲۹۹.۱ — نشانگرهای زیستی برای بیماری کلیه
نشانگر زیستیمحل تولیدنوع پروتئین/نشانگروزن مولکولیبسترگونهتوضیح
نشانگرهای آسیب گلومرولی/تغییر عملکرد
IgGپلاسماسل‌هاآنتی‌بادی؛ HMW۱۵۰ kDaادرارسگپژوهشی
IgAپلاسماسل‌هاآنتی‌بادی؛ HMW۱۶۰ kDaادرارسگپژوهشی
IgMپلاسماسل‌هاآنتی‌بادی؛ HMW۹۰۰ kDaادرارسگپژوهشی
پروتئین واکنشی Cهپاتوسیت‌هاپروتئین فاز حاد مثبت؛ HMW۱۰۰ kDaادرارسگتجاری در دسترس؛ در خون نیز به‌عنوان نشانگر غیراختصاصی التهاب سیستمیک سنجیده می‌شود
آلبومینهپاتوسیت‌هاپروتئین فاز حاد منفی؛ HMW۶۹ kDaادرارسگ/گربهپژوهشی
ترانسفرینکبد و سایر بافت‌هاپروتئین انتقال آهن؛ HMW۷۹.۵ kDaادرارسگ/گربهپژوهشی
پودوسینسد فیلتراسیون گلومرولیپروتئین شکاف فیلتراسیون پودوسیت۴۲ kDaادرارسگ/گربهپژوهشی
ترومبوکسان B2سلول‌های مزانژیال و پودوسیت‌هامتابولیت لیپیدی سیکلواکسیژنازادرارسگپژوهشی؛ نشانگر تغییر همودینامیک درون‌کلیوی
آدیپونکتینبافت چربیآدیپوسایتوکاین۳۰ kDaادرار/خونسگپژوهشی؛ نشت از محل مویرگ گلومرولی
فریتینقلب، کلیه، کبد، طحالپروتئین ذخیره‌ی آهن؛ HMW۹۰۰ kDaادرارسگپژوهشی
نشانگرهای آسیب توبولی — آنزیموری
NAGسلول‌های توبولی پروگزیمالآنزیم؛ آسیب PTC۱۴۰ kDaادرارسگ/گربهپژوهشی
GGTحاشیه‌ی مسواکی توبول مستقیم پروگزیمالآنزیم؛ آسیب PTC۶۸ kDaادرارسگ/گربهبرخی آزمایشگاه‌های بیرونی و پژوهشی
LDHکل نفرونآنزیم؛ آسیب نفرون۱۴۰ kDaادرارسگ/گربهپژوهشی
AAPحاشیه‌ی مسواکی توبول پروگزیمالآنزیم؛ آسیب PTC۱۰۹ kDaادرارسگ/گربهپژوهشی
ALPحاشیه‌ی مسواکی و لیزوزوم توبول پروگزیمالآنزیم؛ آسیب PTC۱۸۷ kDaادرارسگ/گربهپژوهشی
کائوکسینسلول توبول مستقیم پروگزیمال (اختصاصی گربه)آنزیم کربوکسی‌استراز۷۰ kDa (چندپاره‌ای ۳۰۰-۳۵۰)ادرارگربهپژوهشی
پروتئین‌های با وزن مولکولی پایین
RBPکبد و سایر اندام‌هاپروتئین انتقال ویتامین A۲۱ kDaادرارسگ/گربهافزایش نشان‌دهنده‌ی کاهش بازجذب PTC
بتا۲ میکروگلوبولینجزء MHC1۱۱ kDaادرارسگافزایش نشان‌دهنده‌ی کاهش بازجذب PTC
آلفا۱ میکروگلوبولینتمام سلول‌ها (به‌ویژه کبد)لیپوکالین۲۷ kDaادرارسگافزایش نشان‌دهنده‌ی کاهش بازجذب PTC
پروتئین‌های منشأ کلیوی
NGALنوتروفیل‌ها، سلول‌های توبولی کلیویگلیکوپروتئین LMW۲۵ kDaادرار/خونسگ/گربهپژوهشی؛ با التهاب دستگاه ادراری تحتانی نیز افزایش می‌یابد
کلوسترینپروتئین شاپرون؛ نوع اختصاصی کلیه در توبول‌هاگلیکوپروتئین اختصاصی کلیه۶۰-۸۰ kDaادرارسگ/گربهپژوهشی
سیستاتین Bسلول‌های اپیتلیال توبولی درون‌سلولیمهارکننده‌ی پروتئاز سیستئین۱۱ kDaادرار/خونسگ/گربهپژوهشی/تجاری
KIM-1سلول توبولی پروگزیمالگلیکوپروتئین ترانس‌ممبران۱۰۴ kDaادرار/خونسگ/گربهپژوهشی
L-FABP-1کبد، پانکراس، روده، توبول کلیویپروتئین انتقال اسید چرب۱۴ kDaادرارگربهپژوهشی
تام-هورسفال/یورومودولینشاخه‌ی صعودی قوس هنله و توبول دیستالگلیکوپروتئین۱۰۰ kDaادرارسگ/گربهکاهش با کاهش تعداد نفرون
همو‌جوونلینکبد، قلب، عضله؛ درون کلیه در PTCپروتئین غشایی GPI-linked۴۰ kDa (برش به ۱۵ و ۳۵)ادرارگربهپژوهشی
نشانگرهای التهاب، هیپوکسی، استرس اکسیداتیو و فیبروز
IL18ماکروفاژهای فعال و سلول‌های غیرهموپوئتیکسایتوکاین پیش‌التهابی۲۴ kDaادرار/خونسگ/گربهپژوهشی
IL6ماکروفاژها، آدیپوسیت‌هاسایتوکاین پیش‌التهابی/میوکاین۲۱ kDaادرار/خونسگ/گربهپژوهشی
IL1-betaماکروفاژهای فعال‌شدهسایتوکاین پیش‌التهابی۱۷.۵ kDaادرار/خونسگ/گربهپژوهشی
MCP-1سلول‌های اندوتلیال، فیبروبلاست، مزانژیال، پودوسیتکموآتراکتانت۱۳ kDaادرار/خونسگ/گربهپژوهشی
TGF-betaماکروفاژها و سایر سلول‌هاسایتوکاین پروفیبروتیک۱۲.۵ kDaادرار/خونسگ/گربهافزایش با فیبروز کلیوی
AGEsگلیکاسیون قند/چربی/پروتئینپروتئین آسیب‌دیده از استرس اکسیداتیوخونگربهپژوهشی
F2-ایزوپروستان‌هااکسیداسیون رادیکالی اسید آراشیدونیکنشانگر آسیب اکسیداتیوادرار/خونگربهپژوهشی
VEGFماکروفاژ، مزانژیال، پودوسیت، اپیتلیال توبولینشانگر هیپوکسی کلیوی۴۰ kDa (دایمر)ادرار/خونگربهپژوهشی
تغییرات متابولیک
اینوزینغشای بازولترال PTCنوکلئوزید؛ محصول متابولیسم آدنوزینخونسگ/گربهکاهش سریع طی AKI زودرس
FGF23استئوسیت‌ها و پری‌سیت‌هاهورمون فسفاتوریک۳۲ kDaخونسگ/گربهپژوهشی/تجاری؛ احتمالاً به‌زودی تجاری
آلفا-کلوتوکبد، گوارش، طحال، کلیهکوفاکتور FGF23۱۳۵ kDaخونسگ/گربهکاهش با CKD
ایندوکسیل سولفاتمیکروبیوتای کولونمتابولیت L-تریپتوفان؛ توکسین اورمیکخونگربهافزایش با کاهش عملکرد کلیوی
پی-کروزولمیکروبیوتای کولونمتابولیت تیروزین/فنیل‌آلانین؛ توکسین اورمیکخونگربهافزایش با کاهش عملکرد کلیوی
هموسیستئینمتابولیسم متیونینحدواسط اسید آمینهخونگربهافزایش با کاهش دفع کلیوی
SCFAsمیکروبیوتای کولوناسید چرب مستقیم/شاخه‌دارخونگربهنشان‌دهنده‌ی سوءجذب پروتئین
رویکردهای نوین نشانگر زیستی
miRNA ادراری/اگزوزومیتمام سلول‌ها؛ به‌ویژه بافت کلیویRNA غیرکدکننده‌ی تنظیمیادرارگربه/سگپژوهشی؛ بیان افتراقی با آسیب کلیوی
نشانگرهای زیستی التهاب، هیپوکسی، فیبروز

برخی نشانگرهای زیستی می‌توانند نشان دهند فرایندهای پاتولوژیک فعال هستند و ممکن است در توسعه یا پیشرفت بیماری نقش داشته باشند (جدول ۲۹۹.۱). این‌ها شامل نشانگرهای التهاب (مثلاً اینترلوکین‌ها)، هیپوکسی (فاکتور رشد اندوتلیال عروقی [VEGF])، یا فیبروز (فاکتور رشد تبدیل‌کننده-بتا [TGF-beta]) هستند. نشانگرها ممکن است در خون کمّی‌سازی شوند تا اثر سیستمیک آن‌ها را نشان دهند، در حالی که کمّی‌سازی درون ادرار ممکن است نشان‌دهنده‌ی یک پاسخ پاتوفیزیولوژیک موضعی باشد. توانایی مرتبط‌کردن این نشانگرهای التهابی به پیامد بالینی مهم است، زیرا آن‌ها پتانسیل نشان‌دادن هم آسیب کلیوی و هم پاسخ ترمیمی را دارند.

نشانگرهای زیستی اختلالات متابولیک

نشانگرهای زیستی می‌توانند درک ما را از اختلالات متابولیکی که ممکن است در بیماری یا آسیب کلیوی رخ دهند، بهبود بخشند. برای مثال، اینوزین سرمی طی دآمیناسیون آدنوزین، یک محصول تجزیه‌ی ATP، در غشای بازولترال سلول‌های توبولی پروگزیمال توسط آدنوزین دآمیناز تولید می‌شود. کاهش سریع در غلظت‌های سرمی اینوزین گزارش شده که طی آسیب حاد نفروتوکسیک رخ می‌دهد. مثال دیگری از متابولیسم تغییریافته (تغییر هموستاز فسفات) افزایش FGF23 به‌عنوان شاخص زودرس CKD غیرآزوتمیک خواهد بود (فصل ۳۰۱). سایر نشانگرهای بررسی‌شده آن‌هایی هستند که میکروبیوم را به CKD مرتبط می‌کنند، مثلاً اسیدهای چرب زنجیره‌کوتاه مستقیم در برابر شاخه‌دار. ایندوکسیل سولفات (IS) و پی-کروزول (pCS) دو توکسین اورمیک دیگر با منشأ کولونی هستند که ممکن است با دیس‌بیوز روده‌ای در ارتباط با CKD افزایش یابند. میکروRNAهای اگزوزوم ادراری اخیراً بررسی شده‌اند و امیدی برای کشف نشانگر زیستی نوین دارند.


تصویربرداری تشخیصی
رادیولوژی و توموگرافی کامپیوتری (CT)

رادیوگرافی‌های ساده می‌توانند اطلاعاتی درباره‌ی اندازه، کانتور، و حضور سنگ‌های رادیواوپاک کلیه فراهم کنند. اوروگرافی دفعی (اوروگرافی IV) ممکن است اطلاعات اضافی درباره‌ی سیستم جمع‌کننده‌ی کلیوی (لگنچه‌ی کلیه، حالب‌ها، اتصال حالب-مثانه) فراهم کند، که می‌تواند هنگام ارزیابی سگ یا گربه‌ی مشکوک به انسداد، پارگی، یا بی‌اختیاری دستگاه ادراری ارزشمند باشد (فصل‌های ۳۰۶، ۳۱۰، و ۳۱۳). اوروگرافی IV عمدتاً با US و CT جایگزین شده است. تصویربرداری CT از کلیه‌ها ممکن است بر سایر روش‌های تصویربرداری ترجیح داده شود زمانی که کانون توجه لگنچه‌ی کلیه و حالب است (معمولاً به‌دلیل نگرانی از انسداد یا اکتوپی حالب) یا زمانی که یک توده در کلیه یا نزدیک آن حضور دارد.

سونوگرافی (US)
اندازه‌ی کلیه

US می‌تواند اطلاعات آناتومیک مهمی درباره‌ی اندازه، شکل، و معماری داخلی کلیه فراهم کند. به خاطر داشته باشید که برخی کلیه‌های به‌طور قابل‌توجهی بیمار می‌توانند کاملاً طبیعی به نظر برسند. در سگ‌ها، رابطه بین وزن بدن و طول کلیه خطی نیست، که تعیین اینکه آیا کلیه‌ها بزرگ‌شده یا کوچک‌شده‌اند را دشوار می‌کند. روش‌هایی برای شاخص‌سازی طول کلیه به قطر آئورت، یا به طول جسم مهره‌ای L5، توصیف شده‌اند اما به‌طور گسترده استفاده نمی‌شوند.

طول طبیعی کلیه در گربه‌ها حدود ۳.۰ تا ۴.۵ سانتی‌متر است (۵ سانتی‌متر معمولاً نگران‌کننده نیست). بزرگ‌شدن منتشر کلیه با معماری داخلی نسبتاً طبیعی می‌تواند با هیپرتروفی جبرانی، AKI با علل مختلف (فصل ۳۰۰)، آمیلوئیدوز (فصل ۳۰۲)، لنفوم (فصل ۳۲۲)، شانت‌های پورتوسیستمیک (فصل ۲۶۷)، و آکرومگالی (فصل‌های ۲۸۰، ۲۸۱) رخ دهد. کلیه‌های کوچک با هیپوپلازی یا دیسپلازی مادرزادی کلیه (فصل ۳۰۵)، بیماری مزمن کلیوی مرحله‌ی نهایی با علل متعدد (فصل ۳۰۱)، و به‌عنوان یک عارضه‌ی انسداد مزمن حالب (فصل ۳۰۶) یافت می‌شوند. ضخامت قشر کلیه ممکن است شاخص بهتری از CKD نسبت به ابعاد کلی کلیه باشد.

اکوژنیسیته

کلیه‌ها معمولاً اکوژنیسیته‌ی کمتری نسبت به کبد یا طحال دارند، اما اکوژنیسیته می‌تواند با فرکانس مبدل مورد استفاده تغییر کند. علاوه بر این، تصور می‌شود واکوئل‌های چربی در اپیتلیوم توبولی کلیوی اکوژنیسیته‌ی کلیه‌های گربه‌سانان را افزایش دهند. افزایش منتشر اکوژنیسیته‌ی قشری یک شاخص غیراختصاصی بیماری کلیوی است و تنها همبستگی ضعیفی با یافته‌های بافت‌شناختی دارد. فقدان تمایز کورتیکومدولاری نیز یک یافته‌ی غیراختصاصی است که معمولاً با CKD، صرف‌نظر از علت زمینه‌ای، همراه است.

ضایعات کانونی

معمولاً با US به‌راحتی شناسایی می‌شوند، ضایعات کانونی شامل کیست‌هایی با کانتور گرد تا بیضی، محتوای بدون اکو، دیواره‌های نازک، و تقویت آکوستیک دیستال قوی هستند. کیست‌های منفرد و ساده معمولاً یک یافته‌ی تصادفی‌اند. ضایعات چندگانه‌ی کوچک شبه‌کیستی ممکن است در سراسر قشر و مدولا با بیماری کلیوی مرحله‌ی نهایی دیده شوند. کیست‌های کوچک متعدد محدود به قشر یا اتصال کورتیکومدولاری ممکن است با فرم‌های خانوادگی بیماری گلومرولوسیستیک دیده شوند. بیماری کلیوی پلی‌کیستیک اتوزومال غالب (PKD) معمولاً در نژادهای گربه‌ی پرشین و مرتبط یافت می‌شود، و گاهی در سگ‌ها (فصل ۳۰۵). اگر ضایعات کیستیک دیواره‌های ضخیم یا نامنظم، سپتاسیون داخلی داشته باشند، یا محتوای آن‌ها کاملاً بدون اکو نباشد، سپس سایر اختلالات، مانند هماتوم، آبسه، و تومور باید در نظر گرفته شوند.

توده‌های جامد کلیوی

توده‌های جامد اغلب نئوپلاستیک هستند و ممکن است هیپواکوئیک، ایزواکوئیک، یا هایپراکوئیک نسبت به پارانشیم کلیوی اطراف باشند، یا الگوی ترکیبی داشته باشند. ظاهر بیشتر توده‌های جامد غیراختصاصی است و سیتولوژی آسپیراسیونی یا بیوپسی برای شناسایی لازم است. گرانولوم‌ها یا هماتوم‌های کلسیفیه یا آبسه‌ها تشخیص‌های افتراقی بالقوه برای این نوع ضایعه هستند اما بسیار کمتر شایع‌اند. یک انفارکت حاد کلیوی ممکن است در ابتدا ایزواکوئیک یا هیپواکوئیک به نظر برسد و می‌تواند با یک ضایعه‌ی توده‌ای اشتباه گرفته شود، اما معمولاً این‌ها مدت‌ها پس از آسیب اصلی تشخیص داده می‌شوند، که منجر به ضایعات گوه‌ای هایپراکوئیک می‌شود که به سمت سطح خارجی کلیه پهن‌ترین هستند.

مایع زیرکپسولی یا اطراف‌کلیوی

مایع اطراف کلیه ممکن است شناسایی آن دشوار باشد. حجم‌های کوچک مایع ممکن است ادرار، خون، ترانسودا، یا اگزودا باشند. چنین مایعی ممکن است با نشت ادرار، AKI، انسداد حالب، آبسه‌ی کلیوی، خون‌ریزی یا نئوپلازی دیده شود. حضور حجم زیادی از مایع بدون اکو احتمالاً نشان‌دهنده‌ی یک شبه‌کیست پری‌نفریک است که در گربه‌ها شایع‌تر از سگ‌هاست و معمولاً در گربه‌های مبتلا به CKD دیده می‌شود. این می‌تواند یک‌طرفه یا دوطرفه باشد. ضخیم‌شدن زیرکپسولی هیپواکوئیک شبیه‌ساز تجمع مایع، ظاهر نسبتاً شایع لنفوم کلیوی در گربه‌هاست.

علامت حاشیه‌ی مدولاری

گاهی یک خط هایپراکوئیک مشخص موازی با اتصال کورتیکومدولاری حضور دارد: به‌اصطلاح علامت حاشیه‌ی مدولاری. اهمیت این خط مورد بحث بوده است. ممکن است یافته‌ای طبیعی هم در سگ و هم در گربه باشد. یک نوار منتشر از بافت هایپراکوئیک درون مدولای داخلی در برخی سگ‌ها با لپتوسپیروز حاد گزارش شده است (شکل ۲۹۹.۸؛ فصل ۱۹۲).

پیه‌لکتازی

در سگ‌ها و گربه‌های طبیعی، ادرار درون لگنچه‌ی کلیه قابل‌مشاهده نیست؛ با این حال، پیه‌لکتازی خفیف ممکن است طی دیورز قابل‌مشاهده باشد. این ممکن است نامتقارن باشد. تشخیص افتراقی برای اتساع لگنچه‌ی کلیه بنابراین شامل تمام بیماری‌های کلیوی پرادراری (فصل ۵۳)، و همچنین ضایعات انسدادی (فصل‌های ۱۱۷، ۳۰۶) و احتمالاً پیلونفریت (فصل ۳۰۴) است. تغییرات US همیشه در سگ‌ها یا گربه‌های با پیلونفریت حضور ندارند؛ با این حال، تغییراتی که گزارش شده‌اند، علاوه بر پیه‌لکتازی، شامل افزایش اکوژنیسیته‌ی مدولا و/یا قشر کلیوی، و هایپراکوژنیسیته‌ی پوشش مخاطی لگنچه‌ی کلیه هستند. زمانی که دلیل اتساع لگنچه نامشخص است، پیه‌لوگرافی کلیوی پرکوتانئوس آنتگرید هدایت‌شده با US ممکن است برای شناسایی انسداد مفید باشد.

تفسیر نمودار — شکل ۲۹۹.۸ (تصاویر سونوگرافیک کلیه)
این شکل، تصاویر سونوگرافیک محور بلند کلیه را از سه سگ متفاوت با سه یافته‌ی کاملاً متمایز نشان می‌دهد:

A) مدولای خارجی هایپراکوئیک: در یک کوکر اسپانیل غیرآزوتمیک (یعنی کلیه‌اش از نظر عملکردی هنوز طبیعی است). این یافته یادآوری می‌کند که تغییرات اکوژنیسیته‌ی کلیه همیشه به‌معنای بیماری بالینی نیست — بعضی وقت‌ها فقط یک یافته‌ی طبیعی یا نژادی است.

B) علامت حاشیه‌ی مدولاری: در سگی با مسمومیت با اتیلن گلیکول — این خط هایپراکوئیک نازک موازی با مرز قشر-مدولا در این مورد با آسیب سمی حاد کلیوی همراه بوده.

C) علامت نوار مدولاری: یک نوار پهن‌تر و منتشرتر از بافت هایپراکوئیک در مدولای داخلی، در سگی با آسیب حاد کلیوی (AKI) ناشی از لپتوسپیروز.

نکته‌ی مهم برای یادگیری: این سه تصویر با هم نشان می‌دهند که «هایپراکوژن‌بودن بخشی از کلیه» به‌تنهایی تشخیص نیست — باید همیشه در کنار تاریخچه، آزمایش خون (آزوتمیک بودن یا نبودن)، و سایر یافته‌های بالینی تفسیر شود. یک یافته‌ی مشابه در سونوگرافی می‌تواند از یک حیوان کاملاً سالم تا یک AKI شدید ناشی از عفونت باکتریایی را در بر بگیرد.
معاینه‌ی داپلر موج پالسی

معاینه‌ی جریان خون در شریان‌های بین‌لوبار یا آرکوئیت می‌تواند برای اندازه‌گیری سرعت آن و محاسبه‌ی شاخص مقاومتی (RI) استفاده شود. RI ممکن است با بسیاری از اختلالات توبولواینترستیشیال کلیوی (حاد و مزمن)، انسداد حالب، و رد پیوند کلیوی افزایش یابد. در عمل بالینی، محدودیت‌های زیادی برای تفسیر RI وجود دارد زیرا می‌تواند تحت تأثیر آرام‌بخشی و اختلالات غیرکلیوی نیز قرار گیرد.

ساده‌اش کنیم
جمع‌بندی کل بخش تصویربرداری در یک جمله: سونوگرافی کلیه ابزار فوق‌العاده‌ای برای دیدن ساختار است، اما تقریباً هیچ‌کدام از یافته‌های آن (اکوژنیسیته، اندازه، علائم خاص) به‌تنهایی تشخیصی نیستند. همیشه باید کنار تاریخچه، معاینه‌ی فیزیکی، و آزمایش‌های خون و ادرار تفسیر شوند — این دقیقاً همان پیامی است که در طول کل این فصل تکرار شده است.

نوشته های اخیر

دسته بندی ها

برای مشاهده پاسخ تشریحی نمونه سوالات NAVLE و BCSE به پیج اینستاگرام (vetexamprep@) مراجعه کنید و همچنین برای دریافت  چارت های آموزشی با کیفت بالاتر در فرمت های pdf، powerpoit، png می توانید از طریق دایرکت اینستاگرام یا گزینه تماس با ما پیام ارسال فرمایید.​​​​​​​

تماس با ما
سبد خرید

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش