بیماری مزمن کلیوی (CKD) در سگ و گربه؛ راهنمای کامل مدیریت بلندمدت

آموزش دامپزشکی · بیماری‌های داخلی · کلیه

بیماری مزمن کلیوی (CKD) در سگ و گربه؛ راهنمای کامل مدیریت بلندمدت

از مرحله‌بندی IRIS تا اختلالات معدنی-استخوانی، اورمی، کم‌خونی، فشار خون بالا، پروتئینوری، و پیوند کلیه — همه‌چیزی که برای مدیریت دقیق یک بیمار CKD نیاز دارید، قدم‌به‌قدم و از پایه.

بخش: XX — بیماری کلیه
فصل: ۳۰۱
نویسنده: جسیکا ام. کوئیمبی
پیش از شروع: این فصل طولانی‌ترین و کاربردی‌ترین فصل بحث بیماری کلیوی است. فهرست کامل مخفف‌ها را همین پایین به‌صورت مرجع گذاشته‌ایم. هر جا جدول یا نموداری در متن اصلی وجود داشت، یک جعبه‌ی سبزآبی «تفسیر» جداگانه معنایش را باز می‌کند، و هر جا مفهوم پایه‌ای مطرح شود، جعبه‌ی آبی «ساده‌اش کنیم» کمکتان می‌کند.
فهرست مخفف‌ها (مرجع سریع)
ACEi مهارکننده‌ی آنزیم مبدل آنژیوتانسین
ADH هورمون ضدادراری
ARB مسدودکننده‌ی گیرنده‌ی آنژیوتانسین
BP فشار خون
BUN نیتروژن اوره‌ی خون
Ca کلسیم
CI فاصله‌ی اطمینان
CKD بیماری مزمن کلیوی
CKD-MBD اختلالات معدنی-استخوانی مرتبط با CKD
EPO اریتروپویتین
ESA عامل تحریک‌کننده‌ی اریتروسیت
FGF23 فاکتور رشد فیبروبلاست ۲۳
FIV ویروس نقص ایمنی گربه‌سانان
GFR نرخ فیلتراسیون گلومرولی
GI گوارشی
HIF فاکتور القاشونده با هیپوکسی
hyperCa هیپرکلسمی
hyperK هیپرکالمی
hypoCa هیپوکلسمی
hypoK هیپوکالمی
iCa کلسیم یونیزه
ICGN گلومرولونفریت با واسطه‌ی کمپلکس ایمنی
IRIS انجمن بین‌المللی علاقه‌مندان به کلیه
K پتاسیم
KCl کلرید پتاسیم
Mg منیزیم
PCV حجم گلبولی متراکم
PO4 فسفات
PRCA آپلازی خالص گلبول قرمز
PTH هورمون پاراتیروئید
RAAS سیستم رنین-آنژیوتانسین-آلدوسترون
RBC گلبول قرمز
RSHP هیپرپاراتیروئیدیسم ثانویه‌ی کلیوی
tCa کلسیم کل
TOD آسیب ارگان هدف
UPCR نسبت پروتئین به کراتینین ادرار
US سونوگرافی
USG وزن مخصوص ادرار
UTI عفونت دستگاه ادراری
مروری بر بیماری مزمن کلیوی (CKD)
تعاریف و شرایط هم‌زمان

بیماری مزمن کلیوی (CKD) به‌صورت ناهنجاری‌های ساختاری و/یا عملکردی یک یا هر دو کلیه که به‌طور مداوم ≥۳ ماه حضور داشته‌اند، تعریف می‌شود. CKD معمولاً حتی با درمان، غیرقابل‌برگشت و پیش‌رونده است. شایع است که آزوتمی پیش‌کلیوی یا پس‌کلیوی، یا بیماری‌های کلیوی فعال، مثلاً «بیماری حاد روی مزمن کلیوی»، هم‌زمان با CKD وجود داشته باشند. برخلاف CKD، بسیاری از عوارض قابل‌برگشت هستند (مثلاً پیلونفریت، انسداد حالبی، دهیدراتاسیون، و غیره). بنابراین، بررسی تشخیصی مناسب و ارزیابی تمام عوامل مشارکت‌کننده اهمیت دارد (فصل ۲۹۹). پس از اصلاح بیماری‌های اولیه‌ی قابل‌برگشت و/یا شرایط پیش‌کلیوی یا پس‌کلیوی، بهبود بیشتر در عملکرد کلیوی ممکن است رخ ندهد زیرا مکانیسم‌های جبرانی و تطبیقی طراحی‌شده برای حفظ عملکرد کلیوی تا حد زیادی از قبل رخ داده‌اند، که این خود از‌دست‌رفتن پیش‌رونده‌ی نفرون‌های باقی‌مانده و عملکرد کلیوی را ترویج می‌کند.

ساده‌اش کنیم
نکته‌ی مهمی که در این پاراگراف نهفته است: حتی اگر علت اولیه‌ی مشکل کلیوی را کاملاً درمان کنید، ممکن است کلیه دیگر بهتر نشود. چرا؟ چون تا زمانی که علائم آشکار شوند، کلیه از قبل از خیلی از «ذخیره‌ی جبرانی»‌اش استفاده کرده. پس هدف اصلی درمان CKD معمولاً «متوقف‌کردن یا کندکردن بدترشدن» است، نه «برگرداندن به حالت اول».
شیوع و جمعیت‌های تحت‌تأثیر

تخمین‌های اخیر از شیوع CKD در عمل بالینی اولیه از ۰.۵ تا ۳.۷۴٪ در سگ‌ها و ۱.۲ تا ۳.۶٪ در گربه‌ها متغیر است. سن به‌شدت بر شیوع تأثیر می‌گذارد؛ CKD اغلب بیماری حیوانات مسن‌تر، به‌ویژه در گربه‌ها، در نظر گرفته می‌شود. تخمین زده شده که ۱۵ تا ۳۰٪ از گربه‌های بالای ۱۵ سال شواهدی از CKD داشتند، اما یک مطالعه‌ی اخیرتر شیوعی معادل ۸۰٪ پیشنهاد کرد. در آن مطالعه، شیوع به‌طور معناداری بالاتر از آنچه پیش‌تر گزارش شده بود حتی در گربه‌های جوان‌تر بود (۳۷.۵٪ در سنین ۰ تا ۴.۹ سال؛ ۴۰.۹٪ در سنین ۵ تا ۹.۹ سال؛ ۴۲.۱٪ در سنین ۱۰ تا ۱۴.۹ سال). در مطالعه‌ای دیگر از گربه‌های بالای ۹ سال، ۳۰.۵٪ از گربه‌ها ظرف ۱۲ ماه دچار آزوتمی شدند. یک «اختلال کلیوی» شایع‌ترین علت مرگ در گربه‌های بالای ۵ سال و شایع‌ترین علت مرگ در گربه‌های بیمه‌شده‌ی سوئدی که پیش از سن ۱۲ سالگی مرده بودند، بود؛ بروز آن با سن افزایش می‌یابد. سگ‌های بریتانیا با سن ≥۱۲ سال، ۵.۵ برابر خطر بیشتری برای داشتن CKD نسبت به سگ‌های ۷ تا ۱۲ ساله داشتند.


علل CKD
تشخیصی که معمولاً دیر در روند بیماری داده می‌شود

CKD در سگ و گربه معمولاً دیر در روند بیماری تشخیص داده می‌شود، تا زمانی که آزوتمی حضور داشته باشد. معمولاً، این کلیه‌ها کوچک هستند زیرا نفرون‌های از‌دست‌رفته با فیبروز و التهاب مزمن جایگزین می‌شوند. نفرون‌های زنده‌مانده تحت اصلاحات جبرانی قرار گرفته‌اند، و پیشرفت به‌دلیل فرایندهای ناسازگارانه ممکن است رخ داده باشد. از آنجا که این ضایعات غیراختصاصی هستند، بینش چندانی درباره‌ی منشأ علتی آسیب فراهم نمی‌کنند. بنابراین، علت آغازکننده‌ی اولیه‌ی CKD معمولاً تعیین نمی‌شود، و احتمالاً می‌تواند به یک سری از آسیب‌های کلیوی طی زندگی حیوان نسبت داده شود، نه یک علت اختصاصی واحد.

سگ‌ها

CKD سگ‌سانان ممکن است به‌دلیل هر یک از شرایط خانوادگی، مادرزادی، یا اکتسابی متنوعی آغاز شود. نفروپاتی جوانی (دیسپلازی کلیوی) در حیوانات جوان محتمل‌ترین است (فصل ۳۰۵). نفریت توبولواینترستیشیال در سگ‌های مسن‌تر یافت می‌شود، مشابه گربه‌ها (فصل ۳۰۳). بیماری گلومرولی به نظر می‌رسد به‌طور معناداری در سگ شایع‌تر از گربه است، که احتمالاً بخش اعظم CKD را توضیح می‌دهد (فصل ۳۰۲). نسبت سگ‌های با CKD قابل‌انتساب به بیماری گلومرولی مشخص نیست زیرا بیوپسی کلیوی برای تشخیص لازم است و سوگیری ذاتی در سگ‌های انتخاب‌شده برای بیوپسی وجود دارد. در یک مطالعه‌ی گذشته‌نگر از ۵۰۱ سگ با پروتئینوری، گلومرولونفریت با واسطه‌ی کمپلکس ایمنی (ICGN) مسئول ۴۸.۱٪ از سگ‌های بیوپسی‌شده و آمیلوئیدوز مسئول ۱۵.۲٪ بود. سگ‌های باقی‌مانده شرایط غیر-ICGN داشتند: ۲۰.۶٪ گلومرولواسکلروز کانونی سگمنتال (FSGS)، ۹٪ گلومرولوپاتی غیر-ICGN، ۴.۸٪ نفروپاتی غیر-ICGN، و ۲.۴٪ بیماری توبولواینترستیشیال داشتند. بیماری‌های گلومرولی می‌توانند از بیماری‌های عفونی ناشی شوند، مثلاً بورلیوز (فصل ۱۸۷)، ارلیخیوز (فصل ۱۹۳)، آناپلاسموز (فصل ۱۹۳)، بابزیوز (فصل ۱۹۷)، و لیشمانیوز (فصل ۱۹۷).

گربه‌ها

ویژگی‌هایی که از نظر بافت‌شناختی در گربه‌های با CKD دیده می‌شوند اغلب شامل التهاب توبولواینترستیشیال، آتروفی توبولی، و فیبروز، با گلومرولواسکلروز ثانویه هستند. این ویژگی‌ها اغلب به‌عنوان مسیر نهایی مشترک پس از هر یک از بسیاری آسیب‌های کلیوی ممکن توصیف می‌شوند. تشخیص‌های کلیوی اختصاصی تنها در حدود ۱۶٪ از بافت‌های پس از مرگ گربه‌های با CKD در کلینیک‌های نظر اول داده شد. علت‌شناسی‌های متنوعی برای نفریت توبولواینترستیشیال پیشنهاد شده، مثلاً سن، عفونت ویروسی (ویروس نقص ایمنی گربه‌سانان [FIV] [فصل ۱۹۸]، موربیلی‌ویروس گربه‌سانان [فصل ۲۰۶])، بیماری خارج‌کلیوی (پرکاری تیروئید [فصل ۲۸۷]، بیماری دندانی [فصل ۲۵۸]، فشار خون سیستمیک [فصل ۲۳۶]، بیماری قلبی [فصل ۲۳۴])، عوامل محیطی (استرس، واکسن‌ها [فصل ۱۸۵]، رژیم [فصل‌های ۱۴۸، ۱۴۹، ۱۵۸])، ایسکمی، هیپوکسمی، و سایرین. اکثریت گربه‌های با CKD هرگز علت قطعی شناسایی‌شده‌ای ندارند. بیماری آن‌ها احتمالاً از ترکیبی از عوامل که در میان افراد متفاوت است، ناشی می‌شود.

نقشی که چربی توبولی ممکن است در ایجاد بیماری داشته باشد به نظر می‌رسد مختص گربه باشد. زمانی که آسیب توبولی و مرگ سلولی رخ می‌دهد، چربی آزادشده به داخل اینترستیشیوم می‌تواند به‌عنوان کانونی برای التهاب و فیبروز متعاقب عمل کند. از آنجا که بروز CKD گربه‌سانان به‌طور قابل‌توجهی با سن افزایش می‌یابد، این فرایند شایسته‌ی توجه ویژه‌ای است. این نه‌تنها نظریه‌ی اینکه آسیب‌های کوچک متعدد به کلیه طی زندگی گربه در نهایت به بیماری بالینی منجر می‌شود را اثبات می‌کند، بلکه کلیه‌ی مسن آسیب‌پذیری افزایش‌یافته‌ای به آسیب دارد؛ تغییرات درون کلیه مانند پیری و از‌دست‌رفتن طول تلومر، که در CKD گربه‌سانان مستندسازی شده‌اند، به این معناست که بهبودی و ترمیم پس از آسیب کمتر مؤثر است.

ساده‌اش کنیم
یک دیدگاه مفید برای دانشجویان تازه‌کار: در سگ، اگر به دنبال یک علت واحد و شناسایی‌شده باشید، بیماری گلومرولی محتمل‌ترین مقصر است. در گربه، تقریباً همیشه با یک «پازل چندعاملی» روبه‌رو هستید که هرگز به‌طور کامل حل نمی‌شود — و این کاملاً طبیعی و مورد انتظار است.

مرحله‌بندی CKD
مروری کلی

پس از تأیید تشخیص CKD و پایدارشدن سگ یا گربه، باید مرحله‌بندی انجمن بین‌المللی علاقه‌مندان به کلیه (IRIS) انجام شود. این سیستم چهار-رده‌ای در گربه و سگ بر اساس عملکرد کلیوی است (جدول ۳۰۱.۱). این سیستم همچنین حیوانات را بر اساس میزان پروتئینوری و/یا فشار خون شریانی (BP) طبقه‌بندی می‌کند، که کاربرد راهنماهای مناسب برای توسعه‌ی استراتژی‌های مدیریت و تعیین پیش‌آگهی را تسهیل می‌کند.

تعیین مرحله‌ی CKD ایریس

مرحله‌بندی CKD بر اساس غلظت‌های کراتینین سرمی است (جدول ۳۰۱.۱)، رایج‌ترین تخمین مورد استفاده از نرخ فیلتراسیون گلومرولی (GFR) در سگ، گربه، و انسان. از آنجا که کراتینین اختصاصیت و حساسیت محدودی دارد، مرحله‌بندی باید بر اساس حداقل ۲ نتیجه که چند هفته از هم فاصله دارند، زمانی که سگ یا گربه ناشتا و به‌خوبی هیدراته است، انجام شود. وضعیت بالینی باید هنگام تفسیر کراتینین، سایر تست‌های آزمایشگاهی، و هنگام برنامه‌ریزی استراتژی‌های درمانی در نظر گرفته شود. تنوع در نتایج از آزمایشگاه‌های مختلف، ویژگی‌های اختصاصی بیمار (مثلاً نژاد، سن، جنس، وضعیت بدنی و توده‌ی بدنی بدون چربی)، و رویدادهای گذرای پیش‌کلیوی یا پس‌کلیوی می‌توانند بر کراتینین تأثیر بگذارند. کاهش توده‌ی عضلانی، تظاهری شایع از CKD پیشرفته (نمودارهای نمره‌ی وضعیت عضلانی در داخل جلد کتاب یافت می‌شوند؛ فصل ۱۵۱)، ممکن است غلظت‌های کراتینین را نسبت به GFR واقعی به‌طور قابل‌توجهی کاهش دهد، به‌ویژه در گربه‌ها. IRIS بنابراین پیشنهاد می‌کند که مقادیر سیمتریک دی‌متیل‌آرژینین می‌تواند برای اصلاح مرحله‌بندی CKD ایریس در سگ و گربه‌ای که توده‌ی عضلانی بدن به‌طور قابل‌توجهی کاهش یافته استفاده شود.

جدول ۳۰۱.۱ الف — مرحله‌ی CKD ایریس
مرحله سگگربه
Iکراتینینکمتر از ۱.۴ mg/dL (کمتر از ۱۲۵ µmol/L)کمتر از ۱.۶ mg/dL (کمتر از ۱۴۰ µmol/L)
SDMAکمتر از ۱۸ ng/dLکمتر از ۱۸ ng/dL
IIکراتینین۱.۴ تا ۲.۸ mg/dL (۱۲۵ تا ۲۵۰ µmol/L)۱.۶ تا ۲.۸ mg/dL (۱۴۰ تا ۲۵۰ µmol/L)
SDMA۱۸ تا ۳۵ ng/dL۱۸ تا ۲۵ ng/dL
IIIکراتینین۲.۹ تا ۵.۰ mg/dL (۲۵۱ تا ۴۴۰ µmol/L)۲.۹ تا ۵.۰ mg/dL (۲۵۱ تا ۴۴۰ µmol/L)
SDMA۳۶ تا ۵۴ ng/dL۲۶ تا ۳۸ ng/dL
IVکراتینینبیشتر از ۵.۰ mg/dL (بیشتر از ۴۴۰ µmol/L)بیشتر از ۵.۰ mg/dL (بیشتر از ۴۴۰ µmol/L)
SDMAبیشتر از ۵۴ ng/dLبیشتر از ۳۸ ng/dL
جدول ۳۰۱.۱ ب — زیرمرحله‌بندی بر اساس پروتئینوری (نسبت پروتئین به کراتینین ادرار)
زیرمرحلهسگگربه
پروتئینوریک (P)بیشتر از ۰.۵بیشتر از ۰.۴
مرزی پروتئینوریک (BP)۰.۲ تا ۰.۵۰.۲ تا ۰.۴
غیرپروتئینوریک (NP)کمتر از ۰.۲کمتر از ۰.۲
جدول ۳۰۱.۱ ج — زیرمرحله‌بندی بر اساس فشار خون
زیرمرحله‌ی فشار خونفشار خون سیستولیک (mm Hg)خطر آسیب ارگان هدف
نورموتانسیوکمتر از ۱۴۰حداقل
پیش‌فشارخون‌بالا۱۴۰ تا ۱۵۹پایین
فشارخون‌بالا۱۶۰ تا ۱۷۹متوسط
فشارخون‌بالای شدید۱۸۰ و بیشتربالا
تفسیر جدول — سیستم مرحله‌بندی سه‌بعدی IRIS
نکته‌ی کلیدی این جدول این است که مرحله‌بندی IRIS در واقع یک سیستم سه‌لایه است، نه فقط یک عدد. لایه‌ی اول (مرحله‌ی I تا IV) بر اساس کراتینین/SDMA، شدت کلی نارسایی کلیوی را نشان می‌دهد. لایه‌ی دوم (P/BP/NP) میزان پروتئینوری را اضافه می‌کند، و لایه‌ی سوم فشار خون را اضافه می‌کند. یعنی دو گربه‌ی «مرحله‌ی II» می‌توانند وضعیت بسیار متفاوتی داشته باشند — یکی غیرپروتئینوریک و نورموتانسیو (خطر پایین)، دیگری پروتئینوریک و فشارخون‌بالای شدید (خطر بالا) — و این تفاوت مستقیماً روی انتخاب داروها و پیش‌آگهی تأثیر می‌گذارد.
زیرمرحله‌بندی IRIS CKD

از آنجا که ممکن است از نظر درمانی و پیش‌آگهی مفید باشد، سیستم مرحله‌بندی ایریس، CKD را با استفاده از میزان پروتئینوری و/یا BP شریانی بیشتر زیرطبقه‌بندی می‌کند. فشارهای خون شریانی سیستمیک و پروتئین ادرار باید چندین بار طی یک دوره‌ی چندهفته‌ای تعیین شوند (فصل ۹۱). پیش از تعیین نسبت پروتئین به کراتینین ادرار (UPCR)، آنالیز ادرار (UA) و کشت ادرار باید بررسی شوند تا عفونت، خون‌ریزی، یا التهاب به‌عنوان علت افزایش UPCR رد شود. رسوب ادرار باید پیش از انجام UPCR غیرفعال باشد. مگر اینکه به‌طور بارز افزایش‌یافته یا کمتر از ۰.۲ باشد، توصیه می‌شود UPCR ۲ تا ۳ بار طی حداقل ۲ هفته دوباره بررسی شود، با استفاده از میانگین برای طبقه‌بندی حیوان به‌عنوان پروتئینوریک، غیرپروتئینوریک، یا مرزی. ادرار جمع‌آوری‌شده در خانه مقادیر UPCR پایین‌تری نسبت به نمونه‌های جمع‌آوری‌شده در بیمارستان دارد. حیواناتی با پروتئینوری مرزی باید پس از ۲ ماه دوباره ارزیابی شوند. در برخی حیوانات، طبقه‌بندی پروتئینوری ممکن است با پیشرفت بیماری‌شان یا در پاسخ به درمان تغییر کند (فصل ۳۰۲).


عواقب بالینی و مدیریت دارویی CKD
مروری و اهداف در مدیریت

به‌طور کلی، سگ‌ها و گربه‌های با CKD سه حوزه‌ی اصلی اختلال عملکرد زیستی دارند: (۱) دفع مختل الکترولیت‌ها و آب، (۲) دفع کاهش‌یافته‌ی حل‌شونده‌های آلی (یعنی توکسین‌های اورمیک)، و (۳) سنتز مختل هورمون کلیوی. اختلال عملکرد کلیوی با درجه‌ی التهاب توبولواینترستیشیال، آتروفی توبولی، و فیبروز توبولواینترستیشیال همبستگی دارد. CKD یک بیماری پیش‌رونده است؛ هیچ درمانی به‌جز پیوند کلیوی نشان نداده که عملکرد کلیوی رو به کاهش را معکوس یا متوقف کند و تنها تعداد کمی از گربه‌های با CKD کاندیدهای مناسبی برای پیوند هستند. مدیریت دارویی، بنابراین، اصل اساسی درمان است و می‌تواند به کمینه‌سازی عوارض متابولیک کمک کند و برای کندکردن پیشرفت تلاش کند (جعبه‌ی ۳۰۱.۱).

نخستین قدم در توسعه‌ی یک برنامه‌ی مدیریت بلندمدت عملی برای سگ‌ها و گربه‌های با CKD، درک اهداف صاحب و توانایی‌شان برای تجویز داروهاست. توصیه‌های درمانی باید فردی‌سازی شده و بر اساس وضعیت بالینی و آزمایشگاهی هر حیوان، و احتمال مفیدبودن یک دارو باشد. برنامه‌های درمانی احتمالاً دنبال نمی‌شوند اگر خیلی پیچیده، وقت‌گیر، پرهزینه، یا به‌عنوان چیزی که به‌طور منفی روی کیفیت زندگی تأثیر می‌گذارد یا پیوند انسان-حیوان را مختل می‌کند، درک شوند. با توجه به حجم زیاد داروهایی که ممکن است برای CKD به کار روند و دانستن اینکه لوله‌های تغذیه همیشه استفاده نمی‌شوند، ممکن است لازم باشد درمان‌ها به ترتیب اهمیت رتبه‌بندی شوند. آموزش صاحب اولویت اصلی است (فصل ۱). پایبندی زمانی بهبود می‌یابد که صاحبان بفهمند چرا یک دارو توصیه می‌شود و پیامد بالقوه‌اش چیست. از آنجا که CKD پیش‌رونده و پویاست، ارزیابی‌های سریالی بالینی و آزمایشگاهی امکان اصلاحات درمانی آگاهانه را فراهم می‌کنند. تقویت رابطه‌ای قوی بین تیم مراقبت دامپزشکی و صاحب حیوان، احتمال دریافت بهترین مراقبت توسط حیوان را در طول مراحل CKD تسهیل می‌کند.

جعبه‌ی ۳۰۱.۱ — چک‌لیست مدیریت بیماری مزمن کلیوی
  1. تأیید کنید که بیمار بیماری کلیوی دارد.
    • تست‌های عملکرد کلیوی (کراتینین سرمی، BUN، SDMA)
    • آنالیز ادرار، نسبت پروتئین به کراتینین ادرار، و/یا کشت ادرار
    • مطالعات تصویربرداری
  2. تأیید کنید که بیماری کلیوی مزمن است.
    • سابقه‌ی پزشکی
    • معاینه‌ی فیزیکی
    • مطالعات تصویربرداری کلیوی
  3. مرحله‌ی CKD ایریس بیمار را تعیین کنید.
    • دو مقدار کراتینین سرمی ناشتا در بیمار به‌خوبی هیدراته
    • نسبت پروتئین به کراتینین ادرار (۲ تا ۳ مقدار)
    • فشار خون شریانی (۲ تا ۳ مقدار)
  4. یک برنامه‌ی درمانی فردی‌سازی‌شده برای CKD بیمار توسعه دهید.
    • گزینه‌های درمانی مناسب برای بیمار را تعیین کنید
    • اولویت‌بندی و انتخاب کنید کدام گزینه‌های درمانی را بر اساس اولویت پزشکی و ترجیحات صاحب حیوان توصیه کنید
  5. برنامه‌ی درمانی را با صاحب حیوان مرور کنید و تمایل به درگیرشدن در درمان‌های انتخاب‌شده را تأیید کنید.
  6. قرارهای پیگیری را برای ارزیابی پاسخ بیمار به درمان برنامه‌ریزی کنید.
  7. برای به‌روزرسانی‌های منظم تلفنی/ایمیلی برای ارزیابی پاسخ به درمان و تأیید پایبندی و تعهد صاحب به برنامه‌ی درمانی ترتیب دهید.
    • درک صاحب از برنامه‌ی درمانی را ارزیابی کنید
    • تعیین کنید آیا صاحب می‌تواند به استراتژی‌های درمانی و پایشی توصیه‌شده پایبند باشد
    • پاسخ بیمار به درمان را ارزیابی کنید و تعیین کنید آیا بیمار نیاز به معاینه پیش از قرار بعدی برنامه‌ریزی‌شده دارد

اختلالات معدنی-استخوانی مرتبط با CKD (CKD-MBD)
فسفر · کلسیم · PTH · FGF23 · استخوان
پاتوفیزیولوژی
فسفر (PO4) در CKD زودرس

با پیشرفت بیماری کلیوی، پردازش مناسب کلسیم (Ca)، فسفات (PO4)، و منیزیم (Mg) کاهش می‌یابد، که باعث می‌شود هورمون پاراتیروئید (PTH)، فاکتور رشد فیبروبلاست ۲۳ (FGF23)، و کلسیتریول تنظیم‌نشده شوند. این، به‌همراه تظاهرات بالینی مرتبطشان، CKD-MBD نامیده می‌شود. مکانیسم‌های دخیل در CKD-MBD بین مراحل زودرس و دیررس CKD متفاوت‌اند. در بیماری زودرس، همان‌طور که GFR و دفع PO4 شروع به کاهش می‌کنند، احتباس PO4 به میانجی کلیدی در CKD-MBD تبدیل می‌شود اگر دریافت کاهش نیابد. احتباس PO4 به تولید هورمون فسفاتوریک FGF23 منجر می‌شود که با کاهش تنظیم انتقال‌دهنده‌های مسئول تنظیم PO4 در توبول‌های پروگزیمال (NPT2a، NPT2c)، کاهش جذب PO4 از دستگاه گوارش (GI) به‌طور غیرمستقیم از طریق مهار فعالیت 1-آلفا-هیدروکسیلاز کلیوی که کلسیدیول را به کلسیتریول تبدیل می‌کند، و با مهار ترشح PTH، عمل می‌کند تا PO4 را کاهش دهد. در CKD زودرس، زمانی که توده‌ی نفرون برای دفع کافی PO4 کافی باشد، این اقدامات قادرند احتباس PO4 را کنترل کنند.

فسفر (PO4)، PTH، و FGF23 با پیشرفت CKD

با پیشرفت CKD، FGF23 دیگر به‌اندازه‌ی کافی احتباس PO4 را به‌دلیل تعداد پایین نفرون‌های فعال کاهش نمی‌دهد، که سنتز PTH را تحریک کرده و به هیپرپاراتیروئیدیسم ثانویه‌ی کلیوی (RSHP) منجر می‌شود. PTH عمدتاً Ca را تنظیم می‌کند اما ثانویه PO4 را کنترل می‌کند. PTH، مشابه FGF23، دفع کلیوی PO4 را با کاهش تنظیم انتقال‌دهنده‌های NPT2a افزایش می‌دهد. غلظت‌های PO4 نیازی به بالاتربودن از محدوده‌ی مرجع برای آغاز این فرایندها ندارند. در یک مطالعه از سگ‌های با CKD مرحله‌ی ۱، ۳۶٪ RSHP داشتند اما تنها ۱۸٪ هیپرفسفاتمیک بودند. بنابراین افزایش‌های FGF23 یا PTH احتمالاً نشان‌دهنده‌ی احتباس تحت‌بالینی PO4 هستند، که «فرضیه‌ی تبادل» نامیده می‌شود. در اینجا، غلظت‌های PO4 تنها با غلظت‌های افزایش‌یافته‌ی FGF23 و PTH می‌توانند کنترل شوند، با عواقب زیان‌بار.

FGF23 با پیشرفت CKD همچنان افزایش می‌یابد زیرا: الف) آزادانه در گلومرول فیلتر شده و مستعد کاهش GFR است؛ ب) هیپرفسفاتمی در مراحل دیرتر شایع‌تر می‌شود، که همچنان ترشح FGF23 را تحریک می‌کند؛ و ج) کاهش تنظیم گیرنده‌ها روی ارگان‌های هدف به مقاومت FGF23 و کاهش توانایی مهار PTH منجر می‌شود. PTH آزادسازی Ca و PO4 از استخوان را تحریک می‌کند و به‌طور طبیعی کلسیتریول را تحریک می‌کند تا جذب GI کلسیم و PO4 را افزایش دهد. در CKD، با این حال، سنتز کلسیتریول به‌دلیل کاهش توده‌ی کلیوی دیگر کافی نیست و توسط غلظت‌های افزایش‌یابنده‌ی FGF23 مهار می‌شود. کمبود نسبی و مطلق کلسیتریول، که با مرحله‌ی بیماری بدتر می‌شود، در سگ‌های با CKD توصیف شده و تصور می‌شود نقشی محوری در RSHP ایفا کند زیرا کلسیتریول مهارکننده‌ی اصلی سنتز PTH است. جذب مختل GI کلسیم به‌دلیل کلسیتریول سرمی پایین و هیپوکلسمی متعاقب (hypoCa) بیشتر RSHP را پیش می‌راند. به‌دلیل کاهش تنظیم گیرنده‌های Ca روی پاراتیروئیدها، آن‌ها نسبت به بازخورد از کلسیتریول و FGF23 مقاوم می‌شوند (فصل‌های ۶۸، ۲۸۳). نتیجه‌ی مجموع این مکانیسم‌ها، هیپرفسفاتمی، هیپوکلسمی، و کمبود کلسیتریول است، با وجود افزایش قابل‌توجه PTH و FGF23. PTH مزمناً افزایش‌یافته به دمینرالیزاسیون استخوان منجر می‌شود (شکل ۳۰۱.۱) و، در ترکیب با هیپرفسفاتمی، معدنی‌شدن بافت نرم به تظاهرات بالینی غیرکلیوی CKD-MBD منجر می‌شود (فصل ۱۶۲).

ساده‌اش کنیم
کل این زنجیره‌ی پیچیده را می‌توان این‌طور ساده کرد: بدن برای مبارزه با افزایش فسفر، دو «سرباز» می‌فرستد — FGF23 و PTH. در ابتدا، این سربازان به‌خوبی کار می‌کنند و فسفر را طبیعی نگه می‌دارند، اما این پیروزی «واقعی» نیست — چون خودِ افزایش این دو هورمون، بعداً به استخوان و کلسیم آسیب می‌زند. یعنی حتی وقتی آزمایش فسفر طبیعی به نظر می‌رسد، ممکن است پشت‌پرده یک جنگ فرسایشی در جریان باشد که به‌مرور استخوان‌ها را ضعیف می‌کند.
CKD-MBD در سگ و گربه
FGF23

غلظت‌های FGF23 در گربه‌های با CKD غیرآزوتمیک زودرس افزایش یافته بود و در گربه‌هایی که ظرف ۱ سال به آزوتمی پیشرفت کردند بالاتر بود، که نشان می‌دهد ممکن است به‌عنوان نشانگر بیماری زودرس مفید باشد. زمانی که گربه‌های با همان مرحله‌ی ایریس مقایسه شدند، FGF23 در گربه‌های با هیپرفسفاتمی بالاتر بود. FGF23 با مرحله‌ی ایریس افزایش می‌یابد و همبستگی مثبتی با غلظت‌های کراتینین سرمی دارد. در سگ‌ها، FGF23 در بیماری مرحله‌ی ۳ و ۴ به‌طور معناداری بالاتر است در مقایسه با مراحل ۱ و ۲، اما افزایش‌ها همچنان زودرس در بیماری رخ می‌دهند. افزایش FGF23 در یک مطالعه شایع‌تر از افزایش‌های PTH یا PO4 بود، که شواهدی برای نقش آغازگر FGF23 در توالی رویدادهای منتهی به RSHP فراهم می‌کند. در هر دو گونه FGF23 با غلظت‌های PTH همبستگی دارد. همچنین، FGF23 افزایش‌یافته با خطر بالای پیشرفت بیماری و مرگ مرتبط است.

هیپرپاراتیروئیدیسم ثانویه‌ی کلیوی (RSHP؛ فصل ۱۶۲)

شیوع RSHP با مرحله‌ی ایریس هم در گربه و هم در سگ افزایش می‌یابد. در گربه‌ها، شیوع کلی RSHP در ۱ مطالعه ۸۴٪ بود، با تمام گربه‌های مرحله‌ی نهایی CKD مبتلا. اگرچه RSHP می‌تواند در گربه‌ها پیش از توسعه‌ی آزوتمی و ناهنجاری‌های معدنی رخ دهد، در گربه‌های مرحله‌ی ۴ بیماری در مقابل مرحله‌ی ۲ شایع‌تر است. RSHP در ۷۵.۹٪ از سگ‌های با CKD مستندسازی شد. شیوع و شدت با مرحله‌ی ایریس افزایش می‌یابد (۳۶.۴٪ مرحله‌ی ۱، ۵۰٪ مرحله‌ی ۲، ۹۶٪ مرحله‌ی ۳، ۱۰۰٪ مرحله‌ی ۴). اگرچه ادعا شده که PTH یک توکسین اورمیک مسئول بسیاری از علائم بالینی اورمی است، همبستگی با پیش‌آگهی ثابت نشده و فواید بالینی کاهش PTH به‌طور قطعی مستندسازی نشده است.

عواقب بالینی CKD-MBD
هیپرفسفاتمی

احتباس PO4 و توسعه‌ی متعاقب هیپرفسفاتمی عامل اصلی پیشرفت بیماری است. هیپرفسفاتمی با بقای ضعیف‌تر در انسان، گربه، و سگ با CKD مرتبط است. غلظت پلاسمایی بالاتر PO4 نشان داده شده که پیشرفت را در گربه پیش‌بینی می‌کند: افزایش ۱ mg/dL با افزایش ۴۱٪ در خطر پیشرفت مرتبط بود. در افراد با CKD، هر افزایش ۱ mg/dL در PO4 سرمی به‌طور مستقل با افزایش خطر نارسایی کلیوی و مرگ‌ومیر مرتبط است. خطر مرگ‌ومیر مرتبط با هیپرفسفاتمی به نظر می‌رسد مستقل از افزایش‌های PTH است، که به‌تنهایی تنها همبستگی ضعیفی با بقا داشت. حاصل‌ضرب Ca × PO4 نیز مهم است زیرا با شدت بیماری در هر دو گونه افزایش می‌یابد و با کاهش بقا در سگ مرتبط است. این با داده‌های انسانی سازگار است که در آن حاصل‌ضرب‌های Ca × PO4 بیشتر از ۷۲ با کاهش بقا مرتبط بودند. حاصل‌ضرب Ca × PO4 ممکن است شاخصی از معدنی‌شدن دیستروفیک مرتبط با CKD-MBD باشد.

هیپرکلسمی (HyperCa)، هیپوکلسمی (HypoCa)

غلظت‌های کلسیم کل (tCa)، یونیزه (iCa)، و کلسیم کمپلکس‌شده (متصل به PO4، بی‌کربنات، سیترات، یا لاکتات) به‌طور گسترده‌ای در حیوانات با CKD متغیر است (فصل ۶۹). شیوع افزایش tCa در گربه‌های با CKD ۱۰ تا ۳۲٪ بود، که با شدت بیماری افزایش می‌یابد. در مطالعه‌ای که خطر hyperCa را ارزیابی کرد، ۳۱.۴٪ از گربه‌های با CKD طی میانه‌ی ۱۷۵ روز از تشخیص CKD، افزایشی در tCa توسعه دادند. زمانی که iCa در ۴۷ گربه با مراحل مختلف CKD ارزیابی شد، افزایش‌ها در ۶٪ و کاهش‌ها در ۲۶٪ شناسایی شدند.

تفسیر نمودار — شکل ۳۰۱.۱ (تصاویر میکروسکوپی استخوان)
این شکل تصاویر میکروسکوپ نوری از مقطع عرضی فمور گربه‌سانان را در (A) یک گربه‌ی مبتلا به بیماری مزمن کلیوی (CKD) و (B) یک گربه‌ی سالم نشان می‌دهد. گربه‌های CKD حفره‌های بازجذب پرنشده‌ی به‌طور معناداری بیشتری نسبت به گربه‌های طبیعی دارند.

این تصویر به‌طور بصری همان چیزی را نشان می‌دهد که در متن بالا توضیح داده شد: افزایش مزمن PTH باعث می‌شود استئوکلاست‌ها (سلول‌های تخریب‌کننده‌ی استخوان) بیش‌ازحد فعال شوند و مواد معدنی را از استخوان بردارند سریع‌تر از آنچه دوباره جایگزین می‌شود. نتیجه، حفره‌های خالی و بدون‌پرشدن در بافت استخوانی گربه‌ی بیمار (تصویر A، سمت چپ) است — در مقایسه با ساختار متراکم و یکنواخت استخوان گربه‌ی سالم (تصویر B، سمت راست) که چنین حفره‌های خالی‌ای ندارد.

چرا این مهم است؟ این تصویر نشان می‌دهد استئودیستروفی کلیوی صرفاً یک مفهوم تئوریک نیست — واقعاً ساختار فیزیکی استخوان را تغییر می‌دهد و آن را ضعیف‌تر و شکننده‌تر می‌کند، حتی قبل از اینکه علائم بالینی آشکاری مثل «فک لاستیکی» دیده شود.

iCa در گربه‌های با CKD به‌طور معناداری پایین‌تر از گربه‌های سالم بود: بیشتر از ۵۰٪ از گربه‌های با CKD پیشرفته کاهش‌هایی در iCa داشتند. در مطالعه‌ای دیگر، iCa در ۲۹.۴٪ افزایش‌یافته و در ۹.۸٪ از گربه‌های با CKD کاهش‌یافته بود اما مرحله‌ی بیماری اختصاص داده نشده بود. سگ‌های با CKD مرحله‌ی ۱ یا ۲ به‌ندرت غلظت‌های غیرطبیعی tCa یا iCa دارند؛ هیچ‌کدام Ca افزایش‌یافته نداشتند. با این حال، ۱۶٪ از سگ‌ها در CKD مرحله‌ی ۳ و ۱۲.۵٪ در مرحله‌ی ۴، tCa افزایش‌یافته داشتند. کاهش‌ها در iCa در ۴۰٪ سگ‌های مرحله‌ی ۳ و ۸۷.۵٪ سگ‌های مرحله‌ی ۴ مستندسازی شد.

غلظت‌های tCa سرمی به‌طور قابل‌اعتماد غلظت‌های iCa را منعکس نمی‌کنند، به‌ویژه در سگ و گربه‌های با CKD. در ۱ مطالعه، اکثریت گربه‌های با افزایش tCa افزایش‌هایی در iCa نیز داشتند، اما tCa در تعدادی از گربه‌های با iCa پایین طبیعی بود. آن‌ها نتیجه گرفتند که hyperCa یونیزه باید در نظر گرفته شود اگر iCa درون نیمه‌ی بالای محدوده‌ی مرجع باشد. بی‌کربنات سرمی پایین‌تر عامل خطری برای شکست tCa در پیش‌بینی iCa بود، که نقشی برای اسیدوز متابولیک دلالت دارد.

در سگ‌ها، نتایج tCa تمایل به بیش‌برآورد iCa دارند و اسیدوز متابولیک این ناهماهنگی را توضیح نمی‌دهد. tCa افزایش‌یافته با وجود غلظت‌های طبیعی تا کاهش‌یافته‌ی iCa احتمالاً با غلظت‌های افزایش‌یافته‌ی کلسیم کمپلکس‌شده توضیح داده می‌شود. به‌دلیل این اثرات، فرمول‌های توسعه‌یافته برای «اصلاح» تنوع در آلبومین سرمی در سگ و گربه‌های با CKD مفید نیستند، و iCa باید مستقیماً برای ارزیابی دقیق‌تری از CKD-MBD اندازه‌گیری شود. Ca غیرطبیعی با پیش‌آگهی مرتبط نشده، اما hyperCa واقعاً حاصل‌ضرب Ca × PO4 را افزایش می‌دهد.

منیزیم (Mg)

Mg برای بسیاری از فرایندهای درون‌سلولی ضروری است و ممکن است نقش قابل‌توجهی در CKD داشته باشد. اقدامات Mg شامل مهار کلسیفیکاسیون عروقی، آزادسازی سایتوکاین‌های پروفیبروتیک، و، احتمالاً، نقشی در تنظیم FGF23 است. Mg به نظر می‌رسد خطرات مرتبط با هیپرفسفاتمی را تعدیل کند. افزایش PO4 سرمی تنها با خطر بالاتر پیشرفت CKD و مرگ در افراد با hypoMg مرتبط بود و همین می‌تواند در گربه‌ها نیز صادق باشد؛ ۱۲٪ از گربه‌های CKD hypoMg کلی داشتند (مرحله‌ی II: ۹٪؛ مرحله‌ی III: ۱۸٪؛ مرحله‌ی IV: ۱۰٪). hypoMg با غلظت‌های بالاتر FGF23 مرتبط بود و به‌طور مستقل با فشار خون سیستمیک و افزایش خطر مرگ مرتبط بود. Mg پلاسمایی پایین نیز با غلظت‌های افزایش‌یافته‌ی FGF23 مرتبط بود. HyperMg در گربه‌های با بیماری مرحله‌ی IV شایع‌تر است زیرا دفع کلیوی در مراحل دیرتر مختل می‌شود. در مطالعه‌ای از گربه‌های CKD با نفرولیتیازیس، ۳۸.۱٪ hyperMg و ۱۴.۳٪ hypoMg داشتند، هر دو با مرگ‌ومیر بالاتر مرتبط بودند و نقشی برای Mg در CKD-MBD دلالت دارند. داده‌های بروز در سگ منتشر نشده‌اند.

استئودیستروفی کلیوی

افزایش‌های مزمن PTH می‌توانند باعث نشت مواد معدنی از استخوان به‌دلیل فعال‌سازی استئوکلاست شوند که به طیفی از اختلالات استخوانی به‌نام استئودیستروفی کلیوی منجر می‌شود. در سگ‌ها این شایع‌ترین تظاهر به‌صورت استئودیستروفی فیبروزی فک بالا و پایین است و معمولاً در حیوانات جوان‌تر دیده می‌شود. استخوان‌های جمجمه و فک ممکن است به‌قدری دمینرالیزه شوند که دندان‌ها متحرک باشند و تغییرات فیبروزی، به‌ویژه در فک بالا، آشکار باشد (ویدئوی ۱۶۲.۱). تکثیر بارز بافت همبند در ناحیه‌ی فک بالا می‌تواند صورت را دگرشکل کند. این وضعیت به‌ندرت در گربه گزارش می‌شود. در تضاد، شکنندگی قابل‌توجه استخوان به‌دلیل افزایش بازجذب استخوان، کاهش تراکم مواد معدنی استخوان و کاهش ضخامت در گربه‌های با CKD توصیف شده، و به میزان کمتری در سگ. این مطالعات اثرات پاتوفیزیولوژیک CKD-MBD روی استخوان در این جمعیت بیمار را تأیید می‌کنند.

معدنی‌شدن بافت نرم و نفرولیتیازیس

معدنی‌شدن کلیوی و نفرولیتیازیس، تظاهراتی از CKD-MBD در نظر گرفته می‌شوند و در CKD شایع هستند، به‌ویژه در گربه‌ها. در مطالعه‌ای که یافته‌های بافت‌شناختی کلیوی گربه‌های با CKD را ارزیابی کرد، ۲۱٪ از گربه‌های کنترل غیرآزوتمیک معدنی‌شدن داشتند. در مقایسه، در گربه‌های با CKD، معدنی‌شدن کلیوی در ۵۴٪ از گربه‌های مرحله‌ی II، ۵۰٪ مرحله‌ی III، و ۵۸٪ مرحله‌ی IV مستندسازی شد. توبول‌های با معدنی‌شدن فیبروز اینترستیشیال، التهاب، و از‌کارافتادگی گلومرولی بیشتری داشتند. مشخص نیست آیا معدنی‌شدن یک علت است یا یک اثر.

نفرولیت‌ها معمولاً از اگزالات کلسیم تشکیل شده‌اند (۹۸٪ از یورترولیت‌ها در ۱ مطالعه). در آن مطالعه، ۶۲٪ از گربه‌های با سنگ حالبی، سنگ کلیوی نیز داشتند. در یک مطالعه‌ی مورد-شاهدی از ۱۴ گربه‌ی CKD در مرحله‌ی II یا III، نفرولیتیازیس بدون همراهی با انسداد ادراری با نرخ‌های مرگ‌ومیر افزایش‌یافته یا نرخ پیشرفت بیماری مرتبط نبود. با این حال، همیشه از تصویربرداری تشخیصی روشن نیست که آیا معدنی‌شدن درون پارانشیم کلیوی یا لگنچه، جایی که می‌تواند جابه‌جا شود، جای گرفته است. مواد جابه‌جاشده بیشترین خطر را دارند زیرا سنگ‌های حالبی می‌توانند بحران‌های حاد روی مزمن تهدیدکننده‌ی حیات ایجاد کنند که نیازمند مداخله‌ی فوری برای بهترین پیامد هستند (فصل‌های ۱۱۷، ۳۰۰ و ۳۰۶).

معدنی‌شدن غیرکلیوی

کلسیفیکاسیون بافت نرم و/یا دیواره‌ی عروقی به‌طور گسترده در انسان با CKD مستندسازی شده، اما شواهد کمتری در سگ یا گربه وجود دارد. چند گزارش موردی کلسیفیکاسیون بافت نرم را در گربه، از جمله بالشتک‌های پا، بافت‌های بین‌انگشتی، و شواهد رادیوگرافیک معدنی‌شدن درون دیواره‌ی معده و آئورت مستندسازی کرده‌اند. گربه‌های آسیب‌دیده حاصل‌ضرب Ca × PO4 بیشتر از ۷۰ mg²/dL² داشتند. در مطالعه‌ای دیگر، معدنی‌شدن دیواره‌ی معده در ۳۸٪ از گربه‌های CKD در کالبدشکافی توصیف شد اما تنها در گربه‌های مرحله‌ی ۳ و ۴. سه گربه در این مطالعه شواهدی از معدنی‌شدن عروقی نیز داشتند. گربه‌های با معدنی‌شدن معده حاصل‌ضرب‌های Ca × PO4 بالاتری داشتند.

بزرگ‌شدن غده‌ی پاراتیروئید

RSHP ممکن است با بزرگ‌شدن غدد پاراتیروئید مرتبط باشد (فصل ۲۸۳). در یک گزارش، غدد پاراتیروئید هایپرپلاستیک به‌صورت توده‌های پاراتراکئال در ۱۱ از ۸۰ گربه با CKD قابل‌لمس بودند. این از نظر بالینی در گربه‌ها اهمیت دارد زیرا پرکاری تیروئید نیز شایع است و لمس یک توده‌ی گردنی به‌طور منطقی ممکن است شک را به سمت بیماری تیروئید به‌جای پاراتیروئید ببرد. باید مراقب بود تا یکی از این دو شرط پیش از شروع درمان تأیید شود.

ساده‌اش کنیم
نکته‌ی خیلی کاربردی: اگر در گربه‌ای توده‌ای در گردن لمس کردید، فوراً به سمت «حتماً تیروئید است» نروید. در گربه‌های با CKD، غدد پاراتیروئید بزرگ‌شده هم می‌توانند دقیقاً همان حس را در لمس ایجاد کنند. تفکیک این دو پیش از شروع هر درمانی (چه ضدتیروئید و چه ضدپاراتیروئید) حیاتی است.
درمان CKD-MBD و RSHP
محدودیت رژیمی PO4 (فصل ۱۵۸)

برای جبران کاهش دفع PO4 با پیشرفت CKD، دریافت رژیمی PO4 باید کاهش یابد. بیشتر رژیم‌های نگه‌دارنده حاوی مقادیر قابل‌توجهی PO4 هستند، با پروتئین که معمولاً سهم قابل‌توجهی در محتوای آن دارد. یک باور غلط رایج این است که هدف اصلی رژیم‌های کلیوی محدودیت پروتئین است. اجماع کمی درباره‌ی اینکه چقدر پروتئین باید در رژیم‌های کلیوی باشد وجود دارد، اما شواهد قابل‌توجهی درباره‌ی اهمیت محدودیت PO4 وجود دارد. رژیم‌های کلیوی معمولاً برای داشتن مقادیر کاهش‌یافته‌ی PO4، مقادیر اصلاح‌شده‌ی پروتئین باکیفیت بالا، تراکم کالری افزایش‌یافته، فیبر محلول و ویتامین‌های B اضافه‌شده، محتوای اسید چرب امگا-۳ چندغیراشباع و آنتی‌اکسیدان افزایش‌یافته، و داشتن اثر خنثی روی تعادل اسید-باز فرمول‌بندی می‌شوند. رژیم‌های کلیوی برای گربه باید با پتاسیم (K) تکمیل شوند. «رژیم‌های کلیوی محدودشده از نظر PO4 مرحله‌ی زودرس» که محدودیت پروتئین کمتری دارند برای گربه در دسترس‌اند. شواهد اخیر همچنین پیشنهاد می‌کنند که هم مقدار PO4 و هم فرم آن مهم هستند. PO4 از منابع غیرآلی (مثلاً نمک‌های Na یا K) زیست‌دسترس‌پذیری بیشتری نسبت به PO4 از منابع آلی (مثلاً گوشت، آرد استخوان، غلات) دارد. علاوه بر این، نسبت‌های Ca:PO4 رژیمی مهم هستند. تغذیه‌ی نمک‌های PO4 با زیست‌دسترس‌پذیری بالا همراه با Ca بسیار کم، مستندسازی شده که به آسیب کلیوی در گربه‌های پیش‌تر سالم منجر می‌شود. مطالعات اثربخشی را در درمان CKD و بهبود پیامدها با کاهش غلظت‌های سرمی PO4، PTH، و FGF23 نشان داده‌اند. شواهد همچنین پیشنهاد می‌کنند که حتی اگر PO4 سرمی طبیعی باشد، رژیم‌های محدودشده از نظر PO4 با کاهش FGF23 بالقوه مفید هستند.

جدول ۳۰۱.۲ — اهداف درمانی توصیه‌شده برای غلظت‌های فسفر سرمی
مرحله‌ی ایریسغلظت هدف PO4 سرمی (mg/dL)(mmol/L)
Iبدون توصیه
II۲.۵ تا ۴.۵۰.۸۱ تا ۱.۴۵
III۲.۵ تا ۵.۰۰.۸۱ تا ۱.۶۱
IV۲.۵ تا ۶.۰۰.۸۱ تا ۱.۹۴

هدف درمانی برای مدیریت غلظت‌های PO4 سرمی بر اساس مرحله‌ی CKD ایریس حیوان است. هدف ممکن است درون محدوده‌ی مرجع «طبیعی» باشد. شواهد از کارآزمایی‌های بالینی از این اهداف درمانی حمایت می‌کنند، پیشنهاد می‌کنند که حفظ PO4 کمتر از ۴.۵ mg/dL برای مرحله‌ی ۲ و کمتر از ۵.۰ mg/dL برای مرحله‌ی ۳ بقا را بهبود بخشیده و CKD-MBD را تسکین می‌دهد. توصیه‌ها برای حیوانات با CKD مرحله‌ی ۱ ایریس نامشخص است. غلظت PO4 سرمی باید پس از ناشتایی ۱۲ ساعته برای اجتناب از تنوع پس از غذا ارزیابی شود. درمان رژیمی ممکن است چند هفته طول بکشد تا اثر قابل‌تشخیصی داشته باشد؛ در گربه‌های با CKD، اثر کامل رژیمی نیازمند ۲۸ تا ۴۹ روز بود. بنابراین، غلظت‌های PO4 سرمی باید ۴ تا ۶ هفته پس از شروع یک رژیم جدید دوباره بررسی شود. اگر در محدوده‌ی هدف باشد، رژیم باید ادامه یافته و PO4 هر ۳ تا ۴ ماه دوباره بررسی شود (هر ۴ تا ۶ ماه ممکن است برای سگ‌ها و گربه‌های CKD مرحله‌ی II ایریس کافی باشد). کنترل PO4 محتمل‌تر است با یک رژیم کلیوی به‌تنهایی در بیماران با CKD مرحله‌ی ۲ و ۳ حاصل شود. اگر رژیم به‌تنهایی در دستیابی به هدف PO4 پس از ۴ تا ۶ هفته شکست بخورد، یک عامل متصل‌شونده‌ی روده‌ای باید اضافه شود.

متصل‌شونده‌های فسفات و رژیم

اقدامات. PO4 از روده‌ی کوچک هم از طریق انتشار غیرفعال و هم انتقال فعال، که این دومی توسط انتقال‌دهنده‌ی NPT2b واسطه‌گری می‌شود، جذب می‌شود. هدف درمان اتصال PO4 درون دستگاه گوارش پیش از جذب آن است. آموزش صاحب حیاتی است زیرا این داروها باید در یا نزدیک زمان غذا داده شوند تا این هدف حاصل شود. متصل‌شونده‌های PO4 باید «تا اثر» دوز شوند؛ تنظیم‌شده از دوز اولیه، بر حسب نیاز هر ۲ تا ۴ هفته، برای دستیابی به غلظت هدف PO4 سرمی. اگر دوزی به‌طور قابل‌توجهی از محدوده‌ی توصیه‌شده فراتر رود، بهتر است یک عامل متصل‌شونده با مکانیسم عمل متفاوت اضافه شود تا خطر بیش‌دوزی. متصل‌شونده‌های PO4 احتمالاً در حیوانات بی‌اشتها بی‌اثر هستند. از آنجا که اغلب خوشمزه نیستند، مدیریت بی‌اشتهایی (فصل ۱۷) باید اشتها و رژیم‌های کلیوی مناسب را پیش از استفاده از متصل‌شونده‌های PO4 مورد توجه قرار دهد.

دادن متصل‌شونده‌های PO4 به سگ یا گربه‌ای که با رژیم نگه‌دارنده تغذیه می‌شود مؤثر نخواهد بود. محتوای بالای PO4 رژیم‌های نگه‌دارنده ممکن است به‌شدت اثربخشی عوامل متصل‌شونده را محدود کند یا نیازمند دوزهای به‌طور قابل‌توجهی بالاتر برای تلاش برای اثربخشی باشد، که به‌طور بالقوه به عوارض جانبی بیشتر منجر می‌شود.

انتخاب یک متصل‌شونده‌ی PO4. چندین متصل‌شونده‌ی PO4 متفاوت در دسترس‌اند (جدول ۳۰۱.۳). پیش از انتخاب یک متصل‌شونده، غلظت iCa باید ارزیابی شود و اگر افزایش‌یافته، متصل‌شونده‌های PO4 بر پایه‌ی Ca منع مصرف دارند. عوامل بر پایه‌ی هیدروکسید آلومینیوم؛ در دسترس، مؤثر، ارزان؛ انتخاب رایج خط اول در سگ و گربه هستند. اگرچه معمولاً به‌خوبی تحمل شده و ایمن در سگ و گربه، خوش‌طعم نیستند و می‌توانند باعث یبوست شوند. مسمومیت با آلومینیوم (علائم عصبی و عصبی-عضلانی، میکروسیتوز) در سگ‌های با CKD پیشرفته که دوزهای بالا (۱۲۶ تا ۲۰۰ mg/kg/day) از طریق لوله‌ی تغذیه دریافت کرده‌اند گزارش شده است.

متصل‌شونده‌های بر پایه‌ی Ca مؤثرند، اما میل اتصالی PO4 پایین‌تری نسبت به آلومینیوم دارند، ممکن است نیازمند دوزهای بزرگ‌تر باشند، و در hyperCa یا با شواهد کلسیفیکاسیون توصیه نمی‌شوند. متصل‌شونده‌های PO4 بر پایه‌ی Ca ممکن است باعث hyperCa شوند، به‌ویژه اگر هم‌زمان با کلسیتریول تجویز شوند. این ترکیب باید اجتناب شود. iCa باید در سگ و گربه‌ای که متصل‌شونده‌ی PO4 بر پایه‌ی Ca دریافت می‌کند پایش شود.

نمک‌های لانتانوم می‌توانند در اتصال PO4 کاملاً مؤثر باشند و گزینه‌های رتبه‌ی دوم یا سوم رایج هستند. لانتانوم عوارض جانبی کمی ایجاد می‌کند زیرا جذب سیستمیک حداقلی دارد، که خطر مسمومیت را در مقایسه با نمک‌های آلومینیوم کاهش می‌دهد. توسط گربه‌ها پذیرفته و تحمل می‌شود. کربنات لانتانوم جذب اگزالات GI را مهار می‌کند، از نفروکلسینوز در یک مدل موش صحرایی جلوگیری می‌کند.

هیدروکلراید سولامر، یک پلیمر آلی که معمولاً در سگ یا گربه استفاده نمی‌شود، گزارش شده که اسیدوز متابولیک را تشدید می‌کند. کربنات سولامر ترجیح داده می‌شود به‌دلیل بافر کربناتش و کمتر احتمال دارد باعث ناراحتی گوارشی شود. لانتانوم و سولامر عموماً بسیار گران‌تر از متصل‌شونده‌های PO4 بر پایه‌ی آلومینیوم یا Ca هستند و تمایل دارند در فرمولاسیون‌های مناسب برای سگ یا گربه در دسترس نباشند، که استفاده‌شان را محدود می‌کند.

جدول ۳۰۱.۳ — عوامل متصل‌شونده‌ی فسفات روده‌ای
متصل‌شونده‌ی فسفات روده‌ایدوز توصیه‌شده
هیدروکسید آلومینیوم۳۰ تا ۹۰ mg/kg/day خوراکی
کربنات لانتانوم۱۲.۵ تا ۲۵ mg/kg/day خوراکی
کیتوزان و کربنات کلسیم (اپاکیتین)۴.۴ g/10 kg خوراکی
کربنات سولامر۳۰ تا ۱۳۵ mg/kg خوراکی
ساده‌اش کنیم
دوز روزانه‌ی همه‌ی این متصل‌شونده‌ها باید بین وعده‌های غذایی روزانه (معمولاً ۲ تا ۳ وعده) تقسیم شود و محصول باید یا با غذا مخلوط شود یا بلافاصله پیش یا پس از هر وعده تجویز شود. علت این کار ساده است: این داروها فقط در دستگاه گوارش و فقط وقتی که غذا (و فسفر همراه آن) هم آنجا حضور دارد، کار می‌کنند — دادن آن‌ها با معده‌ی خالی عملاً بی‌فایده است.
سیناکالست

سیناکالست یک داروی کلسیمیمتیک است که مستقیماً روی گیرنده‌های حساس به کلسیم درون غده‌ی پاراتیروئید عمل می‌کند تا ترشح PTH را کاهش داده و Ca سرمی را پایین بیاورد. در حالی که در سگ یا گربه اغلب استفاده نمی‌شود، به‌طور گسترده در انسان برای مقابله با CKD-MBD استفاده می‌شود. دوزهای برون‌یابی‌شده از انسان ۰.۵ mg/kg یک‌بار در روز است. شروع با دوز پایین به اجتناب از hypoCa کمک می‌کند و دوز می‌تواند هر ۲ تا ۳ هفته افزایش یابد تا PO4 و Ca کنترل شوند یا حداکثر دوز ۳ mg/kg برسد. از نظر مشاهده‌ای این دارو به‌خوبی تحمل شده به نظر می‌رسد با تهوع و استفراغ به‌عنوان شایع‌ترین عارضه‌ی جانبی.

کلسیتریول (ویتامین D3)

کلسیتریول شروع اثر سریعی (حدود ۱ روز) و نیمه‌عمر کوتاهی (کمتر از ۱ روز) دارد، که امکان اصلاح سریع اوردوز را هنگام قطع دارو فراهم می‌کند (فصل ۲۸۴). کلسیتریول جذب GI هم Ca و هم PO4 را افزایش می‌دهد، که باید ترشح PTH را سرکوب کند. فواید دادن کلسیتریول به سگ یا گربه‌ی با CKD نامشخص است. نتایج ۱ کارآزمایی بالینی نشان داد کلسیتریول مرگ‌ومیر را در سگ‌های CKD مرحله‌ی III یا IV با کندکردن پیشرفت بیماری کاهش داد. با این حال، با وجود گزارش‌های مشاهده‌ای از بهبود رفتار هم در گربه و هم سگ، کلسیتریول در کاهش PTH در گربه‌های با CKD شکست خورد. مطالعات بهبود بالینی مرتبط با دارو را تأیید یا رد نکردند.

کلسیتریول نباید به سگ یا گربه با افزایش در هر یک از PO4 سرمی یا iCa داده شود. نامشخص است آیا نفرولیت‌ها منع مصرف هستند؛ احتیاط توصیه می‌شود. دوز کلسیتریول، آغازشده در ۲.۰ تا ۲.۵ ng/kg روزانه، نباید از ۵ ng/kg/day فراتر رود و باید روی معده‌ی خالی داده شود. تجویز با غذا جذب Ca و خطر hyperCa را افزایش می‌دهد. هزینه ممکن است برای بسیاری صاحبان نگران‌کننده باشد زیرا هم دارو و هم پایش لازم می‌توانند پرهزینه باشند؛ پایش دقیق سطوح iCa، PO4، و PTH برای اجتناب از یا شناسایی hyperCa ناشی از کلسیتریول لازم است. اگر hyperCa شناسایی شود، کلسیتریول باید بلافاصله قطع شود. HyperCa بیشتر احتمال دارد رخ دهد زمانی که درمان کلسیتریول با عوامل متصل‌شونده‌ی PO4 حاوی Ca ترکیب شود.


اورمی و توکسین‌های اورمیک
تعاریف و پاتوفیزیولوژی

اورمی، که به‌طور لغوی به‌صورت «ادرار در خون» تعریف می‌شود، هم به تجمع مواد در نتیجه‌ی کاهش عملکرد کلیوی و هم تظاهرات بالینی‌شان اطلاق می‌شود. اورمی به‌طور کلی شامل تعادل‌های غیرطبیعی الکترولیت، حل‌شونده‌ی آلی، و هورمونی است. کراتینین و نیتروژن اوره‌ی خون (BUN)، شناخته‌شده‌ترین حل‌شونده‌های آلی دفع‌شده توسط کلیه‌ها، تنها ۲ از حدود ۱۴۶ حل‌شونده‌ی آلی شناخته‌شده هستند که توکسین‌های اورمیک احتمالی‌اند. مهم است که بسیاری از این مواد به‌طور فعال تنظیم نمی‌شوند؛ سطوحشان به‌طور پیش‌رونده با کاهش GFR افزایش می‌یابد. اگرچه غلظت‌های گردشی به‌طور غیرطبیعی افزایش‌یافته‌ی یک ماده معادل بیماری نیست، بسیاری از توکسین‌های اورمیک که در CKD تجمع می‌یابند شناخته شده که اثرات زیان‌باری دارند. محصولات زائد کاتابولیسم پروتئین (مثلاً ایندوکسیل سولفات، پی-کروزیل سولفات) به‌ویژه جالب‌توجه‌اند زیرا تصور می‌شود اثرات پاتوفیزیولوژیک منفی دارند و همچنین به سندروم بالینی اورمی مشارکت می‌کنند. به‌طور مسئله‌ساز، برخی توکسین‌های اورمیک از طریق همودیالیز قابل‌حذف نیستند. تجمع ایندوکسیل سولفات و پی-کروزیل سولفات با ترویج فیبروز کلیوی، القای التهاب که سلول‌های توبولی کلیوی را آسیب می‌زند، و با تحریک اسکلروز مداوم گلومرولی، به پیشرفت CKD مشارکت می‌کند. توکسین‌های اورمیک با اختلال سیستم عصبی، کاهش سنتز اریتروپویتین (EPO)، کاهش چرخش استخوان، و افزایش خطر بیماری قلبی-عروقی، به موربیدیتی و مرگ‌ومیر مشارکت می‌کنند.

توکسین‌های اورمیک درون کولون از طریق تخمیر پروتئین تولید می‌شوند. اورمی مرتبط با CKD به‌طور منفی میکروبیوم گوارشی را در انسان و موش صحرایی تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و باعث دیس‌بیوز گوارشی می‌شود (فصل ۲۶۰). این دیس‌بیوز تولید توکسین‌های اورمیک با منشأ کولونی مانند ایندوکسیل سولفات و پی-کروزول سولفات را افزایش می‌دهد، که یک چرخه‌ی معیوب را آغاز می‌کند. اطلاعات نسبتاً محدودی درباره‌ی توکسین‌های اورمیک، میکروبیوم، و ارتباطشان با بیماری کلیوی در سگ و گربه وجود دارد. گربه‌های با CKD مستندسازی شده که دیس‌بیوز مدفوعی، کاهش تنوع و غنای میکروبی مدفوعی بر اساس توالی‌یابی ژن rRNA ریبوزومی 16S دارند. غلظت‌های ایندوکسیل سولفات در سگ و گربه با CKD افزایش می‌یابد و با پیشرفت بیماری مرتبط است.

مدیریت
رژیم

به‌دلیل اثرات منفی بالقوه‌ی توکسین‌های اورمیک و ناتوانی دیالیز در حذف کامل آن‌ها، طب انسانی روی استراتژی‌هایی برای کاهش تولیدشان متمرکز شده است. استراتژی‌ها شامل تعدیل رشد باکتریایی درون کولون با رژیم، پروبیوتیک‌ها، پری‌بیوتیک‌ها، و جذب هدفمند توکسین‌های اورمیک هستند. کاهش غلظت‌های توکسین اورمیک و علائم بالینی اورمی از طریق کاهش پروتئین رژیمی، اصلی محوری در رژیم‌های کلیوی دامپزشکی بوده است (فصل ۱۵۸). با این حال، شواهد قوی‌ای نشان‌دهنده‌ی اینکه محدودکردن دریافت پروتئین توکسین‌های اورمیک یا علائم بالینی اورمی را کاهش می‌دهد وجود ندارد، از این‌رو بحث، به‌ویژه در گربه‌ها، درباره‌ی محتوای پروتئین در رژیم‌های کلیوی وجود دارد. توصیه‌های فعلی برای محدودیت پروتئین بیشتر حول تسکین پروتئینوری در سگ‌ها متمرکز است، با تعادلی ظریف بین هدف درمانی و حفظ توده‌ی بدنی بدون چربی. یک مفهوم کلیدی برای موفقیت، حفظ دریافت کالری کافی هنگام تغذیه با یک رژیم پروتئین اصلاح‌شده است.

داروهایی برای کاهش توکسین‌های اورمیک با منشأ روده‌ای

ادبیات کمی درباره‌ی استراتژی‌های اضافی برای کاهش توکسین‌های اورمیک با منشأ روده‌ای در سگ یا گربه با CKD وجود دارد. درمان‌هایی که «دیالیز روده‌ای» را هدف قرار می‌دهند (مثلاً آزودیل، پوروس وان) در دسترس‌اند و ممکن است مفید باشند، اما کارآزمایی‌های بالینی کمبود دارند. با توجه به غنای ادبیات جوندگان و انسانی در این حوزه، بررسی بیشتر اهداف درمانی بالقوه به نظر توجیه‌شده می‌رسد.


دیس‌رکسیا، تهوع، استفراغ
تظاهرات بالینی

علائم بالینی تهوع، استفراغ (فصل ۴۸)، و/یا اشتهای ضعیف (فصل ۱۷) که باعث کاهش وزن (فصل ۱۸) و توده‌ی عضلانی ضعیف می‌شوند، در CKD شایع‌اند. اشتها ممکن است برای غذاهای خاصی گزینشی باشد، ممکن است بالا و پایین برود، و رفتارهای مرتبط با غذاخوردن ممکن است غیرطبیعی شوند. در یک نظرسنجی از صاحبان گربه‌های با CKD، ۴۳٪ از پاسخ‌دهندگان اشتهای غیرطبیعی در گربه‌شان گزارش کردند که ۷۷٪ از آن صاحبان را مجبور کرد تا بیش از ۵۰٪ اوقات، حیوان را برای غذاخوردن ترغیب کنند. حمایت کالری کافی برای حیوانات مزمن‌بیمار حیاتی است، به‌ویژه از آنجا که شواهدی وجود دارد که CKD یک وضعیت متابولیک افزایش‌یافته است، که تغذیه‌ی کافی را حتی چالش‌برانگیزتر می‌کند. علاوه بر دیس‌رکسیا، تهوع، استفراغ، و کاهش دریافت مواد مغذی، سایر عوامل کاهش وزن و کاشکسی را ترویج می‌کنند (فصل ۱۵۱). این‌ها شامل تغییرات هورمونی، اختلالات متابولیک، و عوامل کاتابولیک مرتبط با اورمی، به‌ویژه اسیدوز هستند. نمره‌ی وضعیت بدنی ضعیف (داخل جلد) با پیش‌آگهی ضعیف‌تری در سگ و گربه‌های با CKD مرتبط است. گربه‌ها اغلب پیش از تشخیص CKD وزن از‌دست‌داده‌اند و سپس همچنان وزن از دست می‌دهند. مطالعه‌ای که پارامترهای کیفیت زندگی را در گربه‌های با CKD ارزیابی کرد، نمرات پایین‌تری نسبت به گربه‌های سالم جوان یا مسن در دسته‌های «اشتها» و «دوست‌داشتن غذا» آشکار کرد. اشتهای ضعیف به‌عنوان یک نگرانی قابل‌توجه کیفیت زندگی درک می‌شود و می‌تواند ناراحتی عاطفی قابل‌توجهی برای صاحبان ایجاد کند.

پاتوفیزیولوژی

مدت‌ها تصور شده که اورمی اثراتی روی دستگاه گوارش دارد، مثلاً هایپراسیدیته، گاستریت اورمیک، و زخم که به بی‌میلی بیشتر برای خوردن منجر می‌شود. درک این پاتوفیزیولوژی در گربه و سگ در حال تحول است. گربه‌های با CKD افزایش‌هایی در غلظت‌های گاسترین سرمی دارند که با شدت CKD موازی است، اما روابط بین گاسترین، ترشح اسید معده، و پاتولوژی معده به‌طور کامل توصیف نشده‌اند. از آنجا که گاسترین به‌طور کلیوی دفع می‌شود، فرض بر این است که با کاهش عملکرد کلیوی، هیپرگاسترینمی و هایپراسیدیته‌ی معده توسعه می‌یابند. گربه‌های با تومورهای ترشح‌کننده‌ی گاسترین و هیپرگاسترینمی در غلظت‌های مشابه آنچه در گربه‌های با CKD دیده می‌شود، بیماری معده‌ی قابل‌توجهی دارند (فصل ۲۹۷)، اما این در گربه‌های با CKD نشان داده نشده است. در CKD انسانی، توسعه‌ی هایپراسیدیته‌ی معده ناسازگار به نظر می‌رسد و ممکن است با حضور عفونت گونه‌های Helicobacter مرتبط باشد. فیبروز و معدنی‌شدن معده تغییرات برجسته‌تری در گربه‌های با CKD هستند تا ضایعات گاستروپاتی اورمیک پیش‌تر توصیف‌شده در سگ و انسان (گاستریت اورمیک، زخم، آسیب عروقی، ادم). علاوه بر این، گاستروپاتی اورمیک به‌اندازه‌ی شدید در انسان در سگ گزارش نشده است. تست‌های خون مخفی مدفوع مثبت در سگ و گربه‌های با CKD مستندسازی شده، اما مکانیسم خون‌ریزی گوارشی و پاسخ‌ها به درمان ارزیابی نشده‌اند. خون‌ریزی گوارشی در گربه و سگ با CKD ممکن است بیشتر به عواملی مانند ترومبوسیتوپاتی اورمیک قابل‌انتساب باشد تا ضایعات اولسراتیو آشکار نسبتاً نادر. بنابراین، دادن محافظ‌های معده ممکن است بدون شواهد بالینی خون‌ریزی گوارشی توجیه‌پذیر نباشد.

توکسین‌های اورمیک، که توسط منطقه‌ی تحریک‌کننده‌ی گیرنده‌ی شیمیایی ناحیه‌ی پوسترما در مغز حس می‌شوند، استفراغ را از طریق مرکز استفراغ تحریک می‌کنند. برداشت تجربی ناحیه‌ی پوسترما، استفراغ اورمیک را در سگ پس از نفرکتومی کامل مهار می‌کند، که دخالت این ساختار را نشان می‌دهد. علاوه بر تجمع توکسین‌های اورمیک و تغییرات دستگاه گوارش، فیزیولوژی تنظیم اشتها ممکن است به‌طور قابل‌توجهی در حیوانات با CKD غیرطبیعی باشد. تنظیم اشتها یک سیستم پیچیده است که شامل بسیاری ترکیبات سیگنالینگ می‌شود. به‌عنوان خلاصه‌ای تصفیه‌شده: تنظیم شامل هورمون‌های اورکسیژنیک است که مرکز گرسنگی را فعال می‌کنند (یعنی گرلین) و هورمون‌های آنورکسیژنیک که مرکز سیری مغز را فعال می‌کنند (یعنی لپتین، کوله‌سیستوکینین، اوبستاتین، دس-آسیل گرلین). افراد با CKD مواد آنورکسیژنیک را به‌طور ثانویه به کاهش GFR بدون افزایش‌های هم‌زمان در مواد اورکسیژنیک مانند گرلین تجمع می‌دهند. مواد آنورکسیژنیک همچنین نشان داده شده که در بیماران CKD با وضعیت بدنی ضعیف به‌طور معناداری بالاترند. بنابراین احتمالاً یک سیگنال کاهش‌یافته برای حمایت از اشتها در بیمار CKD وجود دارد.

ساده‌اش کنیم
یک تصور غلط رایج در بین دانشجویان تازه‌کار: «استفراغ در CKD حتماً از زخم معده است، پس باید همیشه دارو ضدزخم داد.» اما این فصل صریحاً می‌گوید زخم معده در واقع در گربه‌های CKD چندان شایع نیست، و شواهد کمی برای توجیه استفاده‌ی معمول از این داروها بدون شواهد بالینی واقعی خون‌ریزی وجود دارد. علت واقعی استفراغ در CKD پیچیده‌تر است — ترکیبی از تجمع توکسین‌های اورمیک که مستقیماً مرکز استفراغ مغز را تحریک می‌کنند، و اختلال در هورمون‌های تنظیم‌کننده‌ی اشتها.
مدیریت
ارزیابی

ارزیابی‌های سریالی وضعیت تغذیه‌ای برای مدیریت بیمار CKD کلیدی هستند. یک برنامه‌ی تغذیه‌ی فردی‌سازی‌شده باید برای هر حیوان توسعه یابد (فصل‌های ۱۴۵ و ۱۵۸). ارزیابی تغذیه‌ای شامل وزن بدن، نمره‌ی وضعیت بدنی (فصل ۷۲؛ داخل جلد کتاب)، نمره‌ی وضعیت عضلانی (داخل جلد کتاب)، کفایت دریافت کالری (شامل سؤالات باز درباره‌ی نحوه‌ی غذاخوردن حیوان، فصل ۱)، و یک تاریخچه‌ی رژیمی کامل (شامل غذای حیوان خانگی، تنقلات، مکمل‌ها، و مواد استفاده‌شده برای دادن داروها، فصل ۱۴۵) است. ارزیابی توده‌ی عضلانی به‌ویژه در CKD مهم است، زیرا می‌تواند اثر عمیقی روی کراتینین سرمی داشته و تفسیر شدت بیماری را تحت‌تأثیر قرار دهد، و همچنین دلالت‌های قابل‌توجهی برای وضعیت تغذیه‌ای بیمار داشته باشد.

سرکوب‌کننده‌های اسید معده

شواهد کمی وجود دارد که زخم معده و هایپراسیدیته در سگ و گربه‌های با CKD شایع باشند. استفاده‌ی پیشگیرانه از مسدودکننده‌های H2 (مثلاً فاموتیدین، رانیتیدین)، مهارکننده‌های پمپ پروتون (امپرازول، پنتوپرازول، اسومپرازول) و سوکرالفات در حیوانات با بیماری مرحله‌ی I تا III ایریس توصیه نمی‌شود. مطالعات اضافی پیش از ارائه‌ی توصیه‌هایی برای آن‌هایی با بیماری مرحله‌ی IV ایریس لازم است. به‌طور کلی، سرکوب اسید معده تنها باید به سگ یا گربه‌ای با شک بالینی به زخم گوارشی داده شود. تجویز مزمن این داروها ممکن است بی‌ضرر نباشد. استفاده از مهارکننده‌های پمپ پروتون در انسان با آسیب حاد کلیوی (AKI) مرتبط شده است. مصرف مزمن ممکن است در انسان باعث انحرافاتی در Ca، PTH، و سلامت استخوان شود، اما نتیجه‌گیری مشابهی در گربه دیده نشده است. اگر استفاده شود، باید توجه شود که امپرازول (۱ mg/kg هر ۱۲ ساعت) در سرکوب اسید مؤثرتر از فاموتیدین است، و تحمل به فاموتیدین به‌سرعت زمانی که هر ۱۲ ساعت داده شود، توسعه می‌یابد.

درمان ضداستفراغی

درمان ضداستفراغی ممکن است در مدیریت تهوع و استفراغ اورمیک مفید باشد (فصل ۴۸). داروهای ضداستفراغ ممکن است مستقیماً اشتها را بهبود نبخشند مگر اینکه تهوع را نیز هدف قرار دهند، اما ممکن است از‌دست‌دادن غذا و مایعات از طریق استفراغ را کمینه کنند. ماروپیتانت (NK-1) و اوندانسترون (5-HT3) هم روی منطقه‌ی تحریک‌کننده‌ی گیرنده‌ی شیمیایی و هم درون روده عمل می‌کنند. ماروپیتانت خوراکی (۴ mg/cat/day برای ۲ هفته) یک ضداستفراغ مؤثر برای گربه‌های با CKD مرحله‌ی II و III ایریس بوده است. ماروپیتانت می‌تواند در سگ و گربه‌های با CKD استفاده شود (۱ تا ۲ mg/kg/day خوراکی یا ۱ mg/kg/day زیرجلدی یا IV). این معمولاً برای مدت طولانی‌تر از دوره‌ی درمانی توصیه‌شده‌ی ۵ روزه، اختصاصی برای اندیکاسیون برچسب برای استفراغ حاد، استفاده می‌شود. در حالی که اوندانسترون در انسان‌های اورمیک مستندسازی شده که مؤثر است، مطالعات فارماکوکینتیک زیست‌دسترس‌پذیری نسبتاً ضعیفی را هنگام تجویز خوراکی با نیمه‌عمر کوتاه در گربه و سگ نشان داده‌اند. اوندانسترون تزریقی (۰.۵ تا ۱ mg/kg زیرجلدی) زیست‌دسترس‌پذیری بهتر و نیمه‌عمر طولانی‌تری در گربه نسبت به تجویز خوراکی دارد.

درمان محرک اشتها در گربه

میرتازاپین خوراکی یک محرک اشتهای مؤثر در گربه‌های با CKD است و می‌تواند وزن بدن را افزایش دهد (فصل ۱۷). میرتازاپین همچنین به نظر می‌رسد خواص ضداستفراغی در گربه‌های با CKD داشته باشد. بیش‌فعالی و صداسازی عوارض جانبی هستند و عموماً وابسته به دوز هستند. از آنجا که دارو از طریق کلیه‌ها حذف می‌شود، دوزهای کوچک‌تر در گربه‌های با CKD توصیه می‌شود (۱.۸۷ mg خوراکی هر ۴۸ ساعت). میرتازاپین می‌تواند به‌صورت پوستی تجویز شود و نشان داده شده که به سطوح سرمی مناسب، تحریک اشتها، و افزایش وزن در گربه‌ها دست می‌یابد. اثر اشتهایی فرمولاسیون‌های پوستی بسیار ملایم‌تر از میرتازاپین خوراکی است به‌دلیل منحنی غلظت دارویی مسطح‌تر که عوارض جانبی کمتری ایجاد می‌کند. پماد پوستی توسط FDA برای کاهش وزن ناخواسته تأیید شده است (میراتاز؛ ۲ mg اعمال‌شده روی لاله‌ی گوش داخلی هر ۲۴ ساعت) و اثربخشی در مطالعات فارماکوکینتیک و فارماکودینامیک مستندسازی شده است. گربه‌های CKD به نظر نمی‌رسد نیازمند دوز کمتر مکرر با تجویز پوستی این محصول باشند، اما هر گربه باید به‌طور فردی در نظر گرفته شود.

درمان محرک اشتها در سگ

از نظر مشاهده‌ای میرتازاپین در سگ کمتر مؤثر از گربه است. مطالعه‌ای در ۶ سگ بیگل نشان داد سگ‌ها ممکن است پروفایل فارماکوکینتیک متفاوتی در مقایسه با گربه و انسان داشته باشند، با نیمه‌عمر بسیار کوتاه‌تری برای میرتازاپین خوراکی. یک دوز شروع ۰.۶ تا ۱ mg/kg خوراکی هر ۱۲ ساعت ممکن است مناسب‌تر باشد.

تحریک اشتها با آگونیست گرلین در سگ و گربه

آگونیست گرلین کاپرومورلین یک محرک اشتهای تأییدشده توسط FDA برای سگ (اِنتایس) و گربه (الورا) است که پاتوفیزیولوژی تنظیم را هدف قرار می‌دهد، مناسب با توجه به اختلال تنظیمی که احتمالاً در CKD وجود دارد. مطالعات در گربه (۲ mg/kg خوراکی هر ۲۴ ساعت) و سگ (۳ mg/kg خوراکی هر ۲۴ ساعت) نشان داده‌اند که کاپرومورلین اشتها و وزن را افزایش می‌دهد. شایع‌ترین عوارض جانبی گزارش‌شده در یک کارآزمایی بالینی محوری در سگ، اسهال (۷.۰٪)، استفراغ (۶.۴٪)، پرنوشی (۴.۱٪) و ترشح بیش‌ازحد بزاق (۲.۳٪) بودند. یک مطالعه‌ی میدانی محوری که فرمولاسیون اختصاصی گربه (۲ mg/kg خوراکی) را برای مدیریت کاهش وزن در CKD ارزیابی کرد، افزایش‌های معنادار در وزن نشان داد. شایع‌ترین رویدادهای جانبی استفراغ، ترشح بیش‌ازحد بزاق، و بی‌حالی بودند. استفاده در گربه‌های با آکرومگالی منع مصرف دارد، و احتیاط باید در گربه‌های با دیابت استفاده شود زیرا هیپرگلیسمی مستندسازی شده است. برادی‌کاردی و افت فشار خون گذرا نیز در گربه مستندسازی شده‌اند. این دارو نباید در بیماران با اختلال سیستمیک قابل‌توجه استفاده شود، که احتمالاً استفاده‌اش را در سگ و گربه‌های بستری‌شده برای بحران اورمیک منع می‌کند.

تغذیه با ازوفاگوستومی (فصل ۸۱)

شکست در تثبیت یک حیوان در نمره‌ی وضعیت بدنی قابل‌قبول احتمالاً به‌طور نامطلوب پیامد بلندمدت را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. تغذیه با لوله‌ی ازوفاگوستومی می‌تواند برای سگ و گربه‌هایی که با وجود تمام تلاش‌ها برای دستیابی به تغذیه‌ی کافی همچنان وزن از دست می‌دهند، بسیار مفید باشد. لوله‌های ازوفاگوستومی مسیری مؤثر و راحت برای رساندن غذا، آب، و داروها به سگ و گربه‌های با CKD هستند، و می‌توانند وسیله‌ای مفید برای تثبیت یا بهبود تغذیه، علائم بالینی، طول عمر، و رضایت صاحب باشند. به‌طور کلی، قرار دادن لوله کمتر احتمال دارد مؤثر باشد زمانی که تصمیم برای اقدام تا توسعه‌ی اورمی پیشرفته و سوءتغذیه به تأخیر بیفتد.


تعادل آب
تظاهرات بالینی

با پیشرفت بیماری کلیوی، توانایی تغلیظ ادرار از دست می‌رود. پرادراری/پرنوشی از میان زودرس‌ترین و شایع‌ترین علائم بالینی CKD است (فصل‌های ۵۳ و ۷۰). در حالی که مقادیر وزن مخصوص ادرار (USG) از گربه‌های با CKD معمولاً کمتر از ۱.۰۳۵ است، برخی توانایی تغلیظ ادرار را حفظ می‌کنند (یعنی USG بیشتر از ۱.۰۳۵)، به‌ویژه زودرس در روند CKD‌شان.

پاتوفیزیولوژی

کاهش توانایی تغلیظ ادرار نتیجه‌ی چندین عامل است: افزایش بار حل‌شونده به‌ازای هر نفرون زنده‌مانده (دیورز حل‌شونده)، اختلال در ایجاد گرادیان هایپرتونیک مدولای کلیوی به‌دلیل اختلال در معماری مدولای کلیوی و سیستم تکثیرکننده‌ی جریان مخالف، و اختلال در پاسخگویی کلیوی به هورمون ضدادراری (ADH). اگر دریافت مایع نتواند با از‌دست‌دادن‌های ادراری هماهنگ شود، دهیدراتاسیون محتمل است به‌دلیل ناتوانی در حفظ آب از طریق تغلیظ ادرار. دهیدراتاسیون یک عارضه‌ی شایع CKD است و می‌تواند به بی‌اشتهایی، بی‌حالی، ضعف، یبوست، و افزایش حساسیت به بحران اورمیک منجر شود. همچنین ممکن است تشکیل سنگ و عفونت‌های دستگاه ادراری (UTIs) را تشدید کند. دهیدراتاسیون ممکن است پاسخ‌های پاتوفیزیولوژیک را که اثرات منفی روی کلیه دارند رسوب دهد (مثلاً فعال‌سازی سیستم رنین-آنژیوتانسین-آلدوسترون [RAAS]، افزایش مزمن ADH، خون‌رسانی مختل که باعث هیپوکسی کلیوی می‌شود). گربه‌های با CKD به نظر می‌رسد به‌ویژه مستعد دهیدراتاسیون مزمن باشند، احتمالاً از آنجا که PD جبرانی‌شان ناکافی است. فقدان دسترسی به آب آشامیدنی خوب، بیماری هم‌زمان، و برخی شرایط محیطی همگی می‌توانند دریافت مایع را محدود کنند یا از‌دست‌دادن مایع را ترویج کنند (مثلاً تب، استفراغ، اسهال) و به دهیدراتاسیون منجر شوند.

مدیریت

اصلاح دهیدراتاسیون ممکن است به کلیه‌ها با کاهش ترشح ADH، سرکوب یا مسدودکردن RAAS، و بهینه‌سازی خون‌رسانی سود برساند. در انسان، اثرات مفید دریافت درمانی آب شامل کاهش کوپپتین (نشانگر ADH)، کاهش شیوع CKD، و کندشدن پیشرفت CKD است. غشاهای مخاطی خشک دهانی و کاهش الاستیسیته‌ی پوست در دهیدراتاسیون شایع‌اند، اما می‌توانند گمراه‌کننده باشند. خشکی دهان (غشاهای مخاطی دهانی خشک) ممکن است از اورمی ناشی شود. از‌دست‌رفتن الاستیسیته‌ی پوست در سگ و گربه‌هایی که وزن از‌دست‌داده‌اند، مسن‌تر هستند، یا سلامت تغذیه‌ای ضعیفی دارند شایع است. بنابراین، ترکیب PE، شواهد غلیظ‌شدن خون، و کیفیت مدفوع باید برای ارزیابی وضعیت هیدراتاسیون استفاده شود.

تغذیه با غذای کنسروی به‌جای غذای خشک، یا افزودن آب به غذا، استراتژی‌های ساده‌ای برای افزایش مصرف آب هستند (ویدئوی ۱۵۹.۱). داشتن آب تازه و در دسترس نیز کلیدی است. تکمیل با آب آزاد (خوراکی یا با لوله‌ی تغذیه) برای اجتناب از بار Na در محلول‌های الکترولیت زیرجلدی ترجیح داده می‌شود. با این حال، حفظ هیدراتاسیون با محلول‌های الکترولیت متعادل زیرجلدی، از نظر مشاهده‌ای، به نظر می‌رسد اشتها، فعالیت، و کیفیت زندگی را بهبود بخشد و در عین حال بروز یبوست را کاهش دهد. مایعات زیرجلدی می‌توانند ابزار بسیار مفیدی برای صاحبان باشند، اما ممکن است همیشه لازم یا ممکن نباشند. توصیه‌ها درباره‌ی مایعات زیرجلدی باید به‌صورت مورد به مورد ساخته شوند. در حالی که بسیاری از گربه‌های با CKD به نظر می‌رسد از مایعات زیرجلدی سود می‌برند، در سگ کمتر اغلب لازم است. بهترین کاندیدهای درمان با مایع زیرجلدی (۷۵ تا ۱۵۰ mL زیرجلدی هر ۱ تا ۳ روز بسته به مرحله‌ی ایریس و نیاز بالینی) گربه‌هایی هستند که از نظر ذهنی سود می‌برند، مستعد عوارض ثانویه‌ی دهیدراتاسیون مزمن مانند یبوست هستند، و نگرانی‌های کیفیت زندگی از این روش ندارند.

یبوست (فصل‌های ۱۰۸، ۲۶۳)

هم یبوست آشکار و هم تحت‌بالینی به نظر می‌رسد عوارض شایع CKD باشند، به‌ویژه در گربه‌ها. علت‌شناسی یبوست احتمالاً با مسائل تعادل آب مرتبط است زیرا آب از کولون بازجذب می‌شود تا دهیدراتاسیون سیستمیک را جبران کند. HypoK و متصل‌شونده‌های PO4 ممکن است به یبوست مشارکت کنند. سابقه‌ی بالینی هنگام ارزیابی یک بیمار یبوست‌دار CKD مهم است. پاسخ‌های مهم مورد نیاز شامل فرکانس اجابت مزاج؛ زمان صرف‌شده برای دفع مدفوع؛ و درجه‌ی مشکل، فشار، یا استفراغ همراه با دفع مدفوع است. ارزیابی و ثبت وضعیت هیدراتاسیون حیاتی است.

هیدراتاسیون و هیپوکالمی (hypoK) باید ابتدا در هر حیوان یبوست‌دار CKD اصلاح شوند. پس از اصلاح دهیدراتاسیون و hypoK، نرم‌کننده‌های اسمزی مدفوع خوراکی می‌توانند استفاده شوند، اما از آنجا که این درمان‌ها با کشیدن آب به داخل کولون عمل می‌کنند، ممکن است دهیدراتاسیون سیستمیک را تشدید کنند. پلی‌اتیلن گلیکول ۳۳۵۰ (میرالکس)، یک اسمزی ارزیابی‌شده در گربه‌های طبیعی، در نرم‌کردن مدفوع مؤثر بود.

هیپوکالمی (HypoK)
فراوانی

HypoK در گربه‌های با CKD شایع است (حدود ۲۰ تا ۳۰٪ از گربه‌ها مبتلا). این بیشتر در CKD مرحله‌ی ۲ و ۳ ایریس شایع است اما در مرحله‌ی ۴ به‌دلیل کاهش قابل‌توجه GFR کمتر شایع به نظر می‌رسد. بسیاری از گربه‌های با CKD و فشار خون سیستمیک نیز گزارش شده که hypoK دارند. علاوه بر این، عامل ضدفشارخون آملودیپین ممکن است hypoK را در گربه‌های با CKD ترویج کند. HypoK در سگ‌های با CKD کمتر شایع است، احتمالاً به‌دلیل تفاوت‌های گونه‌ای به‌علاوه اینکه آن‌ها اغلب درمان با مهارکننده‌ی آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACEi) یا مسدودکننده‌ی گیرنده‌ی آنژیوتانسین (ARB) برای پروتئینوری تجویز می‌شوند، که می‌تواند K سرمی را افزایش دهد.

علائم بالینی و عواقب

HypoK شدید (کمتر از ۲.۵ mEq/L) ممکن است علائم میوپاتی، مثلاً خم‌شدن گردنی به سمت شکم (ویدئوی ۶۸.۱) و ایستادن کف‌پایی در گربه‌ها را القا کند. HypoK متوسط (۲.۵ تا ۳.۰ mEq/L) معمولاً ضعف عضلانی ظریف‌تر، بی‌حالی، بی‌اشتهایی، و یبوست ایجاد می‌کند. HypoK خفیف ممکن است علائم بالینی آشکاری ایجاد نکند، اما بر اساس مطالعات در سایر گونه‌ها، اثرات زیان‌بار احتمالاً کمتر از حد واقعی درک می‌شوند. در مدل‌های جوندگان، hypoK رگ‌زایی کلیوی را مختل می‌کند و با از‌دست‌رفتن مویرگی و کاهش فاکتور رشد اندوتلیال عروقی مرتبط است. کاهش K ممکن است به کاهش جریان خون کلیوی و GFR به‌عنوان نتیجه‌ی وازوکنستریکشن کلیوی با واسطه‌ی آنژیوتانسین II و ترومبوکسان منجر شود. علاوه بر این، hypoK ممکن است PU را با اختلال در پاسخگویی کلیوی به ADH و با تحریک مراکز تشنگی مغزی از طریق آنژیوتانسین II، ترویج کند. HypoK با شدت‌های متفاوت با یبوست مرتبط است، به‌ویژه در گربه‌های با CKD.

پاتوفیزیولوژی

مکانیسم‌هایی که باعث hypoK در گربه‌های با CKD می‌شوند به‌خوبی درک نشده‌اند. HypoK احتمالاً از ترکیبی از افزایش از‌دست‌رفتن ادراری K به‌دلیل PU که بازجذب را کاهش می‌دهد، دریافت رژیمی ناکافی، محدودیت Na رژیمی، و فعال‌سازی RAAS ناشی می‌شود. ۹۵٪ از K، کاتیون اصلی درون‌سلولی، درون عضله است. اسیدوز متابولیک مزمن مرتبط با CKD، کاهش درون‌سلولی K را به‌دلیل ورود درون‌سلولی یون‌های هیدروژن اضافی و خروج هم‌زمان K تشویق می‌کند. بنابراین، K سرمی ممکن است سطوح درون‌سلولی را منعکس نکند.

رژیم و تکمیل خوراکی K

رژیم‌های فرمول‌بندی‌شده برای گربه با CKD معمولاً با K تکمیل می‌شوند، حاوی میانگین ۰.۷ تا ۱.۲٪ K بر اساس ماده‌ی خشک. رژیم‌های فرمول‌بندی‌شده برای سگ با CKD معمولاً با K تکمیل نمی‌شوند. K داده‌شده به‌صورت خوراکی به نظر می‌رسد ایمن‌ترین مسیر در گربه‌های پایدار باشد. برخی تکمیل پیشگیرانه را حتی زمانی که K سرمی در محدوده‌ی مرجع پایین است توصیه می‌کنند، با هدف حفظ سطوح سرمی بیشتر از ۴ mg/dL. گلوکونات K خوراکی و سیترات K در فرم‌های مختلفی، از جمله قرص، پودر، و ژل در دسترس‌اند. دوز شروع توصیه‌شده برای گلوکونات K ۱ تا ۴ mEq/cat/day خوراکی است. دوز سیترات K ۴۰ تا ۷۵ mg/kg خوراکی هر ۱۲ ساعت (حدود ۲ تا ۶ mEq/cat/day) است.

هیپوکالمیک میوپاتی و گربه‌ها در بحران اورمیک حاد روی مزمن بهترین درمان را با مایعات IV تکمیل‌شده با KCl برای عادی‌سازی K پیش از انتقال گربه به تکمیل خوراکی در خانه دریافت می‌کنند. زمانی که نورموکالمی حاصل شود، تکمیل IV می‌تواند به‌آرامی کاهش یابد.

هیپرکالمی (HyperK) (فصل‌های ۶۸، ۲۹۶)

HyperK شایع‌تر در سگ‌های با CKD رخ می‌دهد و ممکن است با دادن ACEi یا ARB تشدید شود. HyperK می‌تواند با کاهش K رژیمی یا با جلوگیری از جذب GI مدیریت شود. رزین‌های پلیمری (مثلاً پلی‌استایرن سولفونات سدیم) ممکن است تا حدی مؤثر باشند اما با hypoCa، hypoMg، و نکروز گوارشی در انسان مرتبط‌اند. زیرکونیوم سیکلوسیلیکات، یک تبادل‌گر کاتیونی بسیار انتخابی که K را درون مجرای گوارشی به دام می‌اندازد، در تسکین hyperK در انسان مؤثر است، اما اطلاعات کمی درباره‌ی استفاده‌اش در طب دامپزشکی وجود دارد.


فشار خون شریانی (فصل‌های ۹۱ و ۲۳۶)
تظاهرات بالینی

فشار خون سیستمیک در گربه و سگ با CKD شایع است؛ پاتوفیزیولوژی‌اش احتمالاً ثانویه و چندعاملی است، اما به‌خوبی توصیف نشده. شناسایی و درمان فشار خون بالا به‌دلیل اثرات زیان‌بار متعددش مهم است، مثلاً پیشرفت CKD، بدترشدن پروتئینوری، هیپرتروفی بطن چپ و اختلال قلبی متعاقب، بیماری چشمی که شامل کاهش کشش عروقی شبکیه و خون‌ریزی، هایفما، کوری به‌دلیل جداشدگی شبکیه، و عوارض عصبی از جمله آنسفالوپاتی (فصل ۲۴۳)، رویدادهای عروقی، تشنج و مرگ می‌شود.

تمام سگ‌های با پروتئینوری کلیوی و/یا آزوتمی باید از نظر فشار خون بالا ارزیابی شوند. گربه‌ها باید به‌طور معمول پس از سن ۹ سالگی، در تشخیص اولیه‌ی CKD و سپس در ادامه پایش شوند، از نظر فشار خون بالا غربالگری شوند. حدود ۱۷٪ بعداً در روند بیماری فشار خون بالا توسعه می‌دهند. یک معاینه‌ی فوندوس باید در هر ارزیابی گنجانده شود (فصل ۱۳). سگ و گربه می‌توانند بر اساس خطرشان از آسیب ارگان هدف ناشی از فشار خون بالا (TOD) از طریق سیستم زیرمرحله‌بندی فشار خون CKD ایریس طبقه‌بندی شوند. پس از رد فشار خون بالای موقعیتی، تصمیم برای شروع درمان بر اساس شدت آن و سایر اطلاعات بالینی (معاینه‌ی فوندوس، روند فشار خون، و غیره) است. زمانی که BP بیشتر از ۲۰۰ mm Hg و/یا شواهد TOD دیده شود، درمان باید آغاز شود. بیماران CKD با BP به‌طور مداوم بیشتر از ۱۶۰ mm Hg کاندید درمان هستند.

درمان

راهنماهای کلی کاهش BP به کمتر از ۱۵۰ mm Hg است. کاهش تهاجمی BP تنها در حیواناتی با عوارض چشمی و/یا عصبی لازم است. معمولاً ممکن است چند هفته، به‌ویژه در سگ، طول بکشد تا کنترل مناسب BP حاصل شود. استراتژی‌های درمانی برای گربه و سگ کمی بر اساس اثربخشی داروهای ضدفشارخون فعلی در دسترس متفاوت‌اند (فصل ۲۳۶). آملودیپین (یک مسدودکننده‌ی کانال کلسیم) و تلمیسارتان (یک ARB) به‌طور مؤثر BP را در گربه کاهش می‌دهند و مونوتراپی معمولاً مؤثر است. تلمیسارتان برای گربه‌های با TOD یا BP بیشتر از ۲۰۰ mm Hg ارزیابی نشده؛ آملودیپین در این شرایط اندیکاسیون دارد. ACEiها نشان داده نشده که به‌اندازه‌ی کافی BP را در گربه هنگام استفاده به‌عنوان تک‌درمانی کاهش دهند. در سگ، مونوتراپی معمولاً کافی نیست و ترکیبی از ACEi، ARB، و یک مسدودکننده‌ی کانال کلسیم معمولاً استفاده می‌شود. از آنجا که بسیاری از سگ‌های با CKD نفروپاتی پروتئین‌ازدست‌دهنده (PLN) نیز دارند، ACEiها و ARBها داروهای خط اول برای رسیدگی هم به پروتئینوری و هم فشار خون بالا در نظر گرفته می‌شوند (فصل‌های ۲۳۶ و ۳۰۲).

پایش

BP باید ظرف ۷ تا ۱۰ روز از شروع درمان در حیوانات پایدار با فشار خون خفیف دوباره بررسی شود و دوز بر حسب نیاز تنظیم شود. سگ و گربه‌های ناپایدار، آن‌هایی با TOD، و آن‌هایی در بیماری مرحله‌ی دیررس باید زودتر (حدود ۱ تا ۳ روز) دوباره بررسی شوند. در گربه‌های دریافت‌کننده‌ی تلمیسارتان، BP باید طی ۳ تا ۶ ماه پایش شود تا تعیین شود آیا کاهش دوز برای پیشگیری از افت فشار خون لازم است. پایش مقادیر کلیوی و الکترولیت‌ها نیز مهم است؛ ACEiها و ARBها می‌توانند GFR را کاهش داده و منجر به بدترشدن آزوتمی شوند.

ساده‌اش کنیم
نکته‌ای که خیلی وقت‌ها فراموش می‌شود: زمانی که ACEi یا ARB شروع می‌کنید، همیشه باید کراتینین را هم دوباره چک کنید، نه فقط فشار خون. این داروها می‌توانند کمی GFR را کاهش دهند (چون فشار داخل گلومرول را پایین می‌آورند). یک افزایش خفیف کراتینین پس از شروع دارو لزوماً به‌معنای «باید دارو را قطع کرد» نیست، اما باید پایش دقیق شود.

پروتئینوری (فصل‌های ۷۰، ۳۰۲)
منشأ از‌دست‌رفتن پروتئین

منشأ پروتئینوری در سگ و گربه در CKD می‌تواند گلومرولی یا توبولی باشد. در کلیه‌های طبیعی، پروتئین‌های کوچک آزادانه از گلومرول عبور کرده و توسط سلول‌های اپیتلیال توبولی پروگزیمال از طریق اندوسیتوز با واسطه‌ی مگالین-کوبیلین بازجذب می‌شوند. حیوانات با CKD توبولواینترستیشیال پروتئینوری دارند زیرا توبول‌های کمتری برای بازجذب پروتئین‌های کوچک در دسترس‌اند و با پیشرفت بیماری، عواملی مانند هایپرفیلتراسیون و فشار خون بالا می‌توانند به گلومرولواسکلروز منجر شوند، که از‌دست‌رفتن پروتئین اضافی از طریق دستگاه فیلتراسیون را مجاز می‌کنند. در بیماری اولیه‌ی گلومرولی، پروتئین‌های بزرگ (بیشتر از ~۶۵٬۰۰۰ دالتون) نیز می‌توانند از دستگاه گلومرولی آسیب‌دیده نشت کنند و به‌سرعت از ظرفیت بازجذب سلول‌های اپیتلیال توبولی فراتر روند. جذب پروتئین، پردازش متعاقب، و ذخیره‌سازی لیزوزومی برای سلول‌های توبولی پروگزیمال آسیب‌رسان است زیرا نه‌تنها بار متابولیک‌شان را افزایش می‌دهد، بلکه به استرس اکسیداتیو منجر شده و در نهایت ممکن است آپوپتوز را با ترکیدن لیزوزوم‌های اضافه‌بارشده تحریک کند. این‌طور جای تعجب نیست که پروتئینوری با پیش‌آگهی ضعیف‌تری در چندین گونه مرتبط باشد. اندازه‌گیری UPCR امکان ارزیابی کمّی این وضعیت را فراهم می‌کند (فصل‌های ۷۰ و ۲۹۹).

اندیکاسیون‌های درمان پروتئینوری

کاهش پروتئینوری نشان داده شده که پیشرفت بیماری را در انسان کند می‌کند. مطالعات در سگ و گربه مستندسازی کرده‌اند که ACEi و ARB پروتئینوری را کاهش می‌دهند، اما نتایج تنها فایده‌ی بلندمدت را «پیشنهاد» کرده‌اند. با این حال، استاندارد مراقبت در نظر گرفته می‌شود که سگ و گربه‌های با CKD با UPCR بیشتر از ۰.۵ و ۰.۴، به‌ترتیب، با داروهای ضدپروتئینوری مانند ACEi یا ARB درمان شوند (فصل ۳۰۲). درمان ضدترومبوتیک نیز استاندارد در مدیریت بیماری گلومرولی در نظر گرفته می‌شود (فصل ۳۰۲). فشار خون سیستمیک پروتئینوری را تشدید می‌کند و باید درمان شود (فصل ۲۳۶).

رژیم برای پروتئینوری (فصل ۱۵۸)

توصیه‌های اجماعی ایریس شامل رژیم‌های کلیوی برای CKD پروتئینوریک است. با این حال، هیچ مطالعه‌ای مقدار ایده‌آل پروتئین رژیمی برای این حیوانات را مستندسازی نکرده، و نه فایده‌ی بلندمدت محدودیت پروتئین رژیمی نشان داده شده است. بیشتر مطالعات تنها یک «اثر رژیم» کلی را ارزیابی کرده‌اند.

بیوپسی کلیوی

علاوه بر رژیم و داروها برای حیوانات با بیماری گلومرولی، بیوپسی کلیوی باید در نظر گرفته شود. حدود ۵۰٪ از سگ‌ها و ۷۵٪ از گربه‌های با بیماری گلومرولی، بیماری با واسطه‌ی ایمنی دارند. بیوپسی کلیوی با هرگونه شواهد اختلال خون‌ریزی‌دهنده، فشار خون بالای کنترل‌نشده، بیماری مزمن مرحله‌ی نهایی، و در حیوانات بسیار کوچک (سگ و گربه کمتر از ۵ کیلوگرم) منع مصرف دارد. اهداف بیوپسی شناسایی زیرگونه‌های با واسطه‌ی ایمنی بیماری گلومرولی برای تعیین بهترین درمان مناسب و ارزیابی پیش‌آگهی است (فصل ۳۰۲).


کم‌خونی (فصل‌های ۵۷ و ۱۷۲)
تظاهرات بالینی

کم‌خونی، که در سگ و گربه‌های با CKD شایع است، با مرحله‌ی ایریس در بروز و شدت افزایش می‌یابد. کم‌خونی CKD به‌طور کلاسیک نورموکرومیک، نورموسیتیک، و غیرترمیمی است. علائم بالینی کم‌خونی می‌تواند شامل رنگ‌پریدگی غشای مخاطی، خستگی، بی‌حالی، لتارژی، ضعف، و بی‌اشتهایی باشد.

پاتوفیزیولوژی

کم‌خونی CKD معمولاً منشأ چندعاملی دارد. علت اصلی تولید ناکافی EPO است، که تولید گلبول قرمز (RBC) را تنظیم می‌کند. فاکتورهای القاشونده با هیپوکسی (HIFs)، به‌ویژه HIF-2، به‌عنوان فاکتورهای رونویسی که سنتز EPO را در فیبروبلاست‌های پری‌توبولی کلیه تنظیم می‌کنند، ظهور کرده‌اند. HIFها همچنین نقشی حیاتی در تنظیم جذب آهن روده‌ای دارند. EPO تولید RBC را در مغز استخوان با اتصال به یک گیرنده روی پیش‌سازهای اریتروئیدی که آن سلول‌ها را برای تمایز به نورموبلاست‌ها و سپس اریتروسیت‌های بالغ تحریک می‌کند، تحریک می‌کند. با CKD و فیبروز کلیوی، فیبروبلاست‌های پری‌توبولی به میوفیبروبلاست تبدیل می‌شوند که EPO کمی تولید می‌کنند. این پدیده احتمالاً مسئول کمبود نسبی EPO است که به‌طور فزاینده با شدت بیماری رخ می‌دهد.

سایر عوامل به کم‌خونی CKD مشارکت می‌کنند، مثلاً خون بیش‌ازحد گرفته‌شده برای آزمایش، خون‌ریزی خودبه‌خودی، تغذیه‌ی ضعیف (شامل پروتئین، آهن، فولات، و احتمالاً سایرین)، التهاب/ عفونت مزمن، و طول عمر کاهش‌یافته‌ی RBC. گربه‌های در CKD کمبود نسبی آهن و هپسیدین اضافی دارند. هپسیدین، یک تنظیم‌کننده‌ی کلیدی در هموستاز آهن، در محیط‌های التهابی افزایش‌تنظیم می‌شود و به توالی آهن درون سلول‌ها منجر می‌شود. علاوه بر فعالیت‌های هپسیدین، سایتوکاین‌های پیش‌التهابی نیز اریتروپویز را در حالات التهابی مهار می‌کنند. بافت‌شناسی CKD اغلب شامل نفوذهای التهابی است، سازگار با اینکه CKD یک حالت التهابی مزمن است که به کم‌خونی مشارکت می‌کند. در گربه‌ها غلظت‌های هپسیدین همبستگی مثبت با کراتینین سرمی دارند. اگرچه زخم معده کمتر در سگ و گربه شایع است تا انسان، خون‌ریزی گوارشی مزمن درجه‌پایین ناشی از شکنندگی مخاطی و ترومبوسیتوپاتی اورمیک نیز می‌تواند به کم‌خونی مشارکت کند. کمبود آهن ممکن است مشاهده شود. در نهایت، طول عمر RBC ممکن است به‌دلیل اثرات زیان‌بار توکسین‌های اورمیک کوتاه‌تر شود.

عواقب کم‌خونی

کم‌خونی متوسط تا شدید مرتبط با CKD در سگ و گربه به‌طور منفی کیفیت زندگی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، که باعث ضعف، بی‌حالی و بی‌اشتهایی می‌شود. کم‌خونی تطبیق‌هایی را تحریک می‌کند که می‌توانند زیان‌بار باشند از جمله افزایش فعالیت RAAS و آزادسازی نوراپی‌نفرین، که می‌تواند به افزایش بار کاری قلب و فشار خون بالا منجر شود. کم‌خونی همچنین ممکن است باعث بزرگ‌شدن قلب چپ شود، که حیوانات را مستعد نارسایی قلبی و بیش‌آبی می‌کند.

از طریق مشارکتش به هیپوکسی، کم‌خونی می‌تواند پیشرفت CKD را تشدید کند. سلول‌های اپیتلیال توبولی کلیوی دسترسی به‌خطرافتاده‌ای به عرضه‌ی خون مویرگی پری‌توبولی به‌دلیل نفوذهای التهابی و گسترش اینترستیشیوم دارند. اگر خون رسانده‌شده ظرفیت حمل اکسیژن ضعیفی به‌دلیل کم‌خونی داشته باشد، سلول‌ها بیشتر از مواد مغذی و اکسیژن گرسنه می‌مانند. هیپوکسی فیبروز، ترانس‌دیفرانسیاسیون سلول توبولی، و فعال‌سازی فیبروبلاست‌ها را که وضعیت بیماری را تشدید می‌کنند، پیش می‌راند.

درمان شرایط زمینه‌ای

درمان کم‌خونی CKD شامل اصلاح عوامل زمینه‌ای، تزریق خون، و دادن عوامل تحریک‌کننده‌ی اریتروسیت (ESAs) است. خون‌ریزی گوارشی، عفونت، یا التهاب مزمن شرایط زمینه‌ای شایعی هستند که باید در اسرع وقت درمان شوند. درمان عفونت‌های سیستمیک، UTIها، و/یا پیلونفریت به‌ویژه در CKD مرتبط است. خون‌ریزی گوارشی مزمن باید مشکوک شود زمانی که ملنا، نسبت افزایش‌یافته‌ی BUN به کراتینین، کمبود آهن، کم‌خونی نامتناسب با سطح آزوتمی، یا هر ترکیبی از این ناهنجاری‌ها مشاهده شود.

عوامل تحریک‌کننده‌ی اریتروسیت (ESAs)
پس‌زمینه

تجویز ESAها مؤثرترین وسیله‌ی اصلاح کم‌خونی CKD است. در غیاب عواملی که اثربخشی‌شان را مختل می‌کنند، ESAها افزایش‌های وابسته به دوز در حجم گلبولی متراکم (PCV) را القا می‌کنند. دو ESA در حال حاضر در دسترس‌اند: اپوئتین آلفا و دربپوئتین آلفا. این محصولات در درجه‌ی گلیکوزیلاسیون‌شان تفاوت دارند، که کلیرانس کلیوی‌شان را تحت‌تأثیر قرار داده و بنابراین بر مدت اثرشان تأثیر می‌گذارد.

ESAهای در دسترس و توسعه‌ی آنتی‌بادی

ESAهای در دسترس بر اساس EPO انسانی هستند، که سگ و گربه به‌ترتیب ۸۱.۳٪ و ۸۳.۳٪ همولوژی با آن به اشتراک می‌گذارند، که این داروها را قادر می‌سازد در تحریک افزایش‌های قابل‌توجه PCV هم در سگ و هم گربه مؤثر باشند. با این حال، خطر توسعه‌ی آنتی‌بادی‌های ضد-EPO وجود دارد، عمدتاً با اپوئتین آلفا. حدود ۲۵ تا ۳۰٪ از گربه‌ها و تا ۵۰٪ از سگ‌های دریافت‌کننده‌ی اپوئتین، آنتی‌بادی‌های خنثی‌کننده‌ی ضد-EPO توسعه می‌دهند. توسعه‌ی آنتی‌بادی‌های ضد-EPO می‌تواند به‌طور بارز اریتروپویز را سرکوب کرده و منجر به آپلازی خالص گلبول قرمز (PRCA؛ فصل ۱۷۲) شود. بسیاری از حیوانات با PRCA به تزریق خون وابسته می‌شوند. به نظر می‌رسد دربپوئتین بسیار کمتر ایمونوژنیک است.

اندیکاسیون‌ها و پروتکل

ESAها در سگ و گربه با: (۱) CKD پیشرفته (CKD مرحله‌ی III و IV ایریس)، (۲) مقادیر PCV زیر ۲۵٪، و (۳) آن‌هایی با علائم بالینی قابل‌انتساب به کم‌خونی اندیکاسیون دارند. دربپوئتین برای سگ و گربه ترجیح داده می‌شود. دربپوئتین در ابتدا زیرجلدی داده می‌شود (۱ mcg/kg، هفتگی) و تا زمانی که PCV به انتهای پایین محدوده‌ی هدف برسد (گربه: ۲۸ تا ۳۵٪؛ سگ: ۳۷ تا ۴۲٪) ادامه می‌یابد. پس از حصول، فرکانس دوز به هر ۲ هفته یک‌بار کاهش می‌یابد.

آهن و ویتامین B

اریتروپویز مصرف آهن را افزایش می‌دهد. به‌دلیل کمبود عملکردی آهن مرتبط با CKD، تکمیل آهن هنگام شروع درمان ESA توصیه می‌شود. تزریقات آهن معمولاً به‌خوبی تحمل می‌شوند به‌جز آنافیلاکسی نادر و برتر از تکمیل خوراکی در نظر گرفته می‌شوند. ویتامین‌های B برای سنتز RBC ضروری هستند اما به‌تنهایی برای درمان کم‌خونی مناسب در نظر گرفته نمی‌شوند.

پایش و پاسخ درمانی

در ابتدا، ارزیابی‌های PE، PCV، و BP باید هفتگی تا زمانی که PCV هدف حاصل شود، به‌دست آید. نرخ‌های افزایش سریع باید اجتناب شوند به‌دلیل ارتباط با فشار خون بالا. با اصلاح کم‌خونی، بیشتر حیوانات افزایش‌هایی در اشتها، وزن بدن، انرژی، و اجتماعی‌بودن دارند.

عوارض جانبی و شکست در پاسخ

فشار خون بالا ممکن است توسعه یابد یا در شدت افزایش یابد به‌دلیل افزایش مقاومت عروقی محیطی ثانویه به بهبود رساندن اکسیژن و معکوس‌شدن واسودیلاسیون ناشی از هیپوکسی مزمن. شکست درمان می‌تواند از انواع علل از جمله دوز ناکافی، عدم‌پایبندی صاحب، خون‌ریزی گوارشی، کمبود آهن، کمبود ویتامین B، عفونت یا التهاب هم‌زمان، مسمومیت با آلومینیوم، مهار اریتروپویز توسط ACEiها، یا اختلال عملکرد مغز استخوان ناشی شود.


اسیدوز متابولیک
تظاهرات بالینی

در حالی که داده برای سگ در دسترس نیست، اسیدوز متابولیک گزارش شده که حدود ۱۵٪ از گربه‌های با CKD مرحله‌ی III ایریس و حدود ۵۳٪ از گربه‌های با CKD مرحله‌ی IV ایریس را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. گربه‌ها با بیماری مرحله‌ی زودرس‌تر به‌ندرت تحت‌تأثیر قرار می‌گیرند. اگرچه اسیدوز متابولیک عامل پیش‌آگهی در گربه یا سگ با CKD یافت نشده، شناخته شده که پیشرفت CKD را در انسان ترویج می‌کند. اسیدوز مزمن می‌تواند باعث هدررفت عضلانی، علائم اورمی، استئودیستروفی کلیوی، هیپوآلبومینمی، فعال‌سازی RAAS، استرس اکسیداتیو، و التهاب شود.

پاتوفیزیولوژی

کلیه‌ها نقش بزرگی در هموستاز اسید-باز عمدتاً از طریق بازجذب بی‌کربنات، سنتز بی‌کربنات، و دفع اسید دارند. بی‌کربنات آزادانه توسط گلومرول فیلتر شده و سپس اکثریت آن توسط توبول پروگزیمال و بقیه توسط بخش‌های دیستال‌تر نفرون بازجذب می‌شود. با کاهش عملکرد کلیوی، دفع یون هیدروژن عمدتاً با افزایش مقدار آمونیوم دفع‌شده توسط نفرون‌های زنده‌مانده حفظ می‌شود. در نهایت، ظرفیت افزایش تولید آمونیاک کلیوی از دست می‌رود و اسیدوز متابولیک رخ می‌دهد.

اندیکاسیون‌های درمان و گزینه‌های درمانی

شواهد پیشنهاد می‌کنند که تنها اقلیتی از سگ و گربه‌های با CKD مرحله‌ی II و III ایریس پایدار از نظر بالینی به‌طور آشکار اسیدوتیک هستند. بنابراین، تصمیم برای اضافه‌کردن درمان قلیایی‌سازی باید بر اساس ارزیابی آزمایشگاهی وضعیت اسید-باز باشد. گزینه‌های درمانی برای قلیایی‌سازی شامل رژیم‌های کلیوی، سیترات K، و بی‌کربنات Na است. بیشتر رژیم‌های کلیوی خنثی تا کمی قلیایی‌کننده هستند. اگر رژیم در بهبود اسیدوز شکست بخورد، درمان قلیایی‌سازی باید در نظر گرفته شود. محلول سیترات-K هم K و هم قلیایی‌سازی فراهم می‌کند و معمولاً خوش‌طعم‌تر از بی‌کربنات Na است.


پایش سگ و گربه در CKD

پاسخ به درمان باید در فواصل مناسب و فردی‌سازی‌شده برای نیازهای اختصاصی و اغلب تغییرکننده‌ی حیوان پایش شود. به‌طور کلی، ارزیابی هر ۲ تا ۴ هفته پیشنهاد می‌شود تا پاسخ اولیه به درمان بتواند تعیین شود. سگ و گربه‌های در CKD مرحله‌ی I ممکن است نیازمند ارزیابی به‌ندرت هر ۶ تا ۱۲ ماه باشند. پس از تثبیت پاسخ اولیه به درمان، گربه‌های مرحله‌ی II CKD معمولاً حدود هر ۳ تا ۶ ماه پایش می‌شوند. سگ‌های مرحله‌ی II CKD و سگ و گربه‌های مرحله‌ی III CKD باید حدود هر ۲ تا ۴ ماه ارزیابی شوند. حیوانات دریافت‌کننده‌ی EPO یا کلسیتریول نیازمند پایش مکرر در طول عمرشان هستند.


پیش‌آگهی CKD
یک بیماری با پیشرفت متغیر

در حالی که CKD به‌طور کلاسیک باعث کاهش کند اما اجتناب‌ناپذیر پیش‌رونده در عملکرد می‌شود، پیش‌بینی پیش‌آگهی در CKD می‌تواند چالش‌برانگیز باشد زیرا پیشرفت بیماری می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی متفاوت باشد و هیچ متغیر واحدی مدت بقا را پیش‌بینی نمی‌کند (جدول ۳۰۱.۴). عوامل کمتر ملموس بر پیش‌آگهی CKD تأثیر می‌گذارند، مثلاً کیفیت مراقبت پزشکی، تعهد صاحب، پایبندی حیوان، و کیفیت درک‌شده‌ی زندگی. در برخی، کاهش عملکرد کلیوی الگویی تقریباً خطی دنبال می‌کند در حالی که سایرین دوره‌هایی از پایداری نسبی دارند که با اپیزودهای کاهش شدید عملکرد کلیوی قطع می‌شود.

جدول ۳۰۱.۴ — عوامل مرتبط با پیشرفت یا پیش‌آگهی در گربه و سگ با CKD
گربهسگ
فسفرفسفر
FGF23FGF23
پروتئینوریپروتئینوری
کم‌خونیفشار خون بالا
وزن بدننمره‌ی پایین وضعیت بدنی
توکسین‌های اورمیکتوده‌ی عضلانی پایین
حاصل‌ضرب Ca × P افزایش‌یافته
توکسین‌های اورمیک
تفسیر جدول ۳۰۱.۴
این جدول لیستی از عواملی است که با پیشرفت سریع‌تر بیماری یا پیش‌آگهی بدتر مرتبط شناخته شده‌اند — نه لزوماً «علت» بیماری، بلکه «هشداردهنده‌ی» بدتربودن روند. نکته‌ی جالب اینکه سه عامل (فسفر، FGF23، پروتئینوری، و توکسین‌های اورمیک) در هر دو گونه مشترک‌اند، که نشان‌می‌دهد این‌ها مکانیسم‌های اصلی و مشترک آسیب پیش‌رونده در CKD هستند، صرف‌نظر از گونه. اما فشار خون بالا و توده‌ی عضلانی پایین تنها در سگ به‌عنوان عوامل هشداردهنده ذکر شده‌اند، در حالی که کم‌خونی و وزن بدن مخصوص گربه‌ها لیست شده‌اند — این تفاوت می‌تواند به دانشجو کمک کند تا در هر گونه، روی کدام آزمایش‌ها و علائم بیشتر تمرکز کند.
میانه‌ی زمان‌های بقا

در ۲۲۸ سگ تشخیص‌داده‌شده در یک عمل نظر اول به‌عنوان دارای CKD، میانه‌ی زمان بقای کلی از تشخیص ۲۲۶ روز (۹۵٪ CI: ۱۱۲ تا ۳۲۶ روز) بود. در مقایسه با CKD مرحله‌ی I و II ایریس، سگ‌های با CKD مرحله‌ی III ایریس ۲.۶ برابر و CKD مرحله‌ی IV ایریس ۴.۷ برابر مرگ‌ومیر داشتند. یک مطالعه‌ی گذشته‌نگر نشان داد گربه‌های با CKD مرحله‌ی IIb ایریس (کراتینین ۲.۳ تا ۲.۸ mg/dL) میانه‌ی زمان بقای ۱۱۵۱ روز داشتند. زمان بقای میانه برای گربه‌های با CKD مرحله‌ی III ایریس ۶۷۹ روز و ۳۵ روز برای گربه‌های مرحله‌ی IV ایریس بود.

ساده‌اش کنیم
این اعداد در واقع یک پیام مهم برای مشاوره با صاحبان حیوانات دارند: تشخیص زودرس واقعاً اهمیت دارد. فاصله‌ی بین میانه‌ی بقای مرحله‌ی III (۶۷۹ روز، تقریباً ۲ سال) و مرحله‌ی IV (فقط ۳۵ روز) در گربه‌ها بسیار چشمگیر است. این یعنی هر چه زودتر CKD شناسایی و مدیریت شود (به‌ویژه پیش از رسیدن به مرحله‌ی IV)، فرصت واقعی برای طولانی‌کردن و بهبود کیفیت زندگی حیوان بسیار بیشتر است.

مداخلات جراحی مرتبط با CKD
شبه‌کیست‌های پری‌نفریک

شبه‌کیست‌های پری‌نفریک زمانی رخ می‌دهند که ترانسودای یا ترانسودای اصلاح‌شده بین قشر کلیوی و کپسول کلیوی، یا کمتر شایع بین کپسول کلیوی و پوشش رتروپریتونئال تجمع یابد. اصطلاح «شبه‌کیست» استفاده می‌شود زیرا این‌ها فاقد پوشش اپیتلیالی هستند. این وضعیت به نظر می‌رسد اختصاصی گربه باشد و معمولاً با CKD مرتبط است. سونوگرافی (US) معمولاً برای تشخیص کافی است. شبه‌کیست‌های پری‌نفریک می‌توانند فضاگیر باشند، به ناراحتی شکمی مشارکت کنند، و ممکن است GFR را کاهش دهند.

پیوند کلیه
پس‌زمینه

پیوند کلیوی نخستین بار به‌عنوان یک گزینه‌ی درمانی برای گربه‌های با CKD در سال ۱۹۸۴ معرفی شد. تأکید روی گربه‌هاست زیرا پیوند کلیه در سگ به‌ندرت موفق است. پروتکل‌های دقیق غربالگری و پیوند باید از برنامه‌ی پیوند به‌دست آید اگر این گزینه‌ی درمانی در نظر گرفته می‌شود.

انتخاب گیرنده و اهداکننده

کاندیدهای پیوند کلیوی ایده‌آل با CKD مرحله‌ی ۳ دیررس یا مرحله‌ی ۴ زودرس پایدار هستند. CKD غیربالینی زودرس احتمالاً خطرات مرتبط با پیوند را توجیه نمی‌کند. گربه‌های با اورمی مرحله‌ی نهایی ایده‌آل نیستند و ممکن است کاندیدهای مناسبی نباشند، زیرا آزوتمی قابل‌توجه با پیامد ضعیف‌تری مرتبط است. سن نیز با زمان بقای کوتاه‌تر مرتبط است، بنابراین گیرندگان جوان‌تر ایده‌آل هستند، اما گربه‌های مسن‌تر ممکن است واجدشرایط باشند و به‌خوبی عمل کنند.

جعبه‌ی ۳۰۱.۲ — آزمایش‌های توصیه‌شده پیش از پیوند کلیوی
  1. CBC، پروفایل بیوشیمیایی
  2. آنالیز ادرار، کشت، UPC
  3. فشار خون
  4. T4 کل
  5. آزمایش بیماری‌های عفونی
    • FeLV/FIV
    • IgG و IgM توکسوپلاسما
  6. اکوکاردیوگرام و ECG
  7. رادیوگرافی شکمی و قفسه‌ی سینه
  8. سونوگرافی شکمی
  9. تعیین گروه خونی و کراس‌مچ
  10. معاینه‌ی دندانی
درمان سرکوب‌کننده‌ی ایمنی

درمان سرکوب‌کننده‌ی ایمنی پیش از پیوند آغاز شده و برای تمام عمر ادامه می‌یابد. یک فرمولاسیون مایع خوراکی میکرواموسیفای‌شده‌ی سیکلوسپورین برای امکان تیتراسیون دوز فردی استفاده می‌شود. پایش غلظت‌های سیکلوسپورین سرمی انجام می‌شود تا اطمینان حاصل شود دوز درون محدوده‌ی درمانی است. پردنیزولون نیز در زمان جراحی شروع شده و به‌تدریج طی چند ماه کاهش می‌یابد. با این حال، گیرندگان باید برای تمام عمر روی سیکلوسپورین باقی بمانند تا از رد آلوگرافت پیشگیری شود.

عوارض حاد

عوارض اصلی پری‌عملی پیوند کلیوی شامل خون‌ریزی، یوروآبدومن، و ترومبوآمبولی است. عوارض بلافصل پس از عمل شامل فشار خون بالا، تشنج، عملکرد تأخیری آلوگرافت، و واکنش رد حاد است. رد حاد می‌تواند در هر زمان پس از پیوند رخ دهد اگر سرکوب ایمنی ناکافی باشد و باید در گربه‌های با بی‌حالی، اشتهای ضعیف، بدترشدن آزوتمی، لکوسیتوز، هایپر- یا هیپوترمی و بزرگ‌شدن قابل‌لمس آلوگرافت مشکوک شود.

عوارض مزمن

این‌ها شامل نفروپاتی مزمن آلوگرافت، عفونت‌های ثانویه به سرکوب ایمنی (فصل ۲۲۷)، فیبروز رتروپریتونئال، و افزایش خطر نئوپلازی و دیابت ملیتوس هستند. نفروپاتی مزمن آلوگرافت از‌دست‌رفتن تدریجی عملکرد کلیه‌ی پیوندی است و مشکل بزرگی در پیوند کلیوی انسانی است. تصور می‌شود در حدود ۷۰٪ از آلوگرافت‌های گربه‌سانان رخ دهد.

پیامد

در مقایسه با زمان‌های بقا برای گربه‌های با CKD مرحله‌ی دیررس تحت درمان دارویی، پیوند کلیوی بدون شک بقا را بهبود می‌بخشد. با این حال، توانایی یک گربه در تحمل مداخلات لازم برای موفقیت مهم است. در ۲ مطالعه، بقا تا ترخیص از بیمارستان ۷۷.۵ تا ۹۳٪ بود (که از گزارش‌های اولیه با تنظیم دقیق‌تر تکنیک‌ها و پروتکل‌ها بهبود یافته)، با ۸۴٪ بقا در روز ۳۰، ۶۵ تا ۷۶٪ بقا در ۶ ماه، و ۴۰٪ بقا در ۳ سال. میانه‌ی زمان بقای کلی ۶۱۳ روز در ۱ مطالعه و ۶۵۳ روز در مطالعه‌ی دوم بود. عواملی مانند سن، شدت آزوتمی، فشار خون سیستمیک، و بیماری قلبی-عروقی ممکن است بر پیش‌آگهی تأثیر بگذارند.

نوشته های اخیر

دسته بندی ها

برای مشاهده پاسخ تشریحی نمونه سوالات NAVLE و BCSE به پیج اینستاگرام (vetexamprep@) مراجعه کنید و همچنین برای دریافت  چارت های آموزشی با کیفت بالاتر در فرمت های pdf، powerpoit، png می توانید از طریق دایرکت اینستاگرام یا گزینه تماس با ما پیام ارسال فرمایید.​​​​​​​

تماس با ما
سبد خرید

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش